آتشک سیب و گلابی Fire Blight

 

بیماری آتشک سيب و گلابي ( Fire Blight)

 

 

 

 

آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری                   Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد .

 

بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .
باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .


اين بيماری بيش از 200 سال است که در آمريکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماری مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماری مشکل تر شده است.


1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام اين امر لزوماً درختانی از واريته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بيماری حساس هستند .


2- تقاضای بازار خريد و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته های جديدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماری آتشک حساس هستند .

 
3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم های  فيزيولوژيکی  طبيعی در دفاع   از    بيماري   ها می گردد .

   

       شرايط شيوع بيماری:


نظر به اينکه بيماری آتشک در درختانی که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بيشتری مبذول گردد . کوددهی نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کی و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابی بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند .

تجربه نشان داده است که در خاک های سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتری برای بيماری دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک می باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ های درختان سيب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .


حساسيت به بيماری آتشک در خاک های اسيدی که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتری دارند بيشتر است . نگهداری سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه می شود .


شرايط ديگر شيوع بيماری داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبی فصل بهار ونيز حضور باکتری در شانکر ها می باشد .


    علائم بيماری:


در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه ای رنگ و سپس سياه می شوند و روی درخت باقی می مانند . شاخه های کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگی عصائی شکل می شوند . روی بعضی از شاخه های قديمی که از طريق گل ها و شاخه های کوچک آلوده می شوند شانکر های چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل می شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگی که حامل ميليون ها باکتری می باشد از شانکرها خارج می شود و در شرايط رطوبی بطرف پائين روی تنه و شاخه ها سرازير می شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتری موجب آلودگی گل ها می شود .


علائم بيماری روی ميوه بستگی به زمان آلودگی دارد. اگر آلودگی زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روی درخت باقی می ماند .

 در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمی دهد .ميوه های آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ های قرمز ، قهوه ای يا سياه در می آيند . از ميوه های آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتری خارج شود .

 

     چرخه بيماری:


زمانی که شرايط محيط مساعد شد باکتری در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذرانی کرده است بسرعت با تقسيم سلولی تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده ای به نام Bacterial Ooze توليد می کند . حشرات باکتری را به گل ها ، برگ ها وشاخه های تازه منتقل می کنند . در بهار و در دمای مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگی و ظهور بيماری حدود 5 روز است . در شاخه های جديد آلودگی بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت می کند . باکتری از طريق شاخه های جديد بشاخه های قطورتر و تنه اصلی ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذرانی می کند تا سال بعد چرخه بيماری را آغاز کند .


حشرات از قبيل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به اين ترشحات جلب شده و باکتری را به گل های باز شده منتقل می کند . اين عمل با کمک باد و باران تشديد می شود . باکتری در گل هاتکثير يافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت می کند و در زمان کوتاهی تمامی گل ها ، برگ ها و ميوه ها در محل آلودگی ميميرند . شاخه های جوان نيز از طريق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سياه رنگ شده و می ميرند . قابل توجه است که تنها يک شانکر فعال ميتواند ميليون ها باکتری توليد کرده و تمامی باغ را آلوده نمايند .

 

كنترل بيماري :


1 ــ هرس


نظر به اينکه باکتری در شانکر ها زمستان گذرانی می کند لذا حذف آنها از شدت بيماری در سال بعد جلوگيری می کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانيکه برگ ها روی درخت باشند بعضی از شانکر ها قابل رويت نخواهند بود . در بهار يا اوايل تابستان هرس نبايد انجام شود زيرا ممکن است موجب سرايت بيماری به قسمت های سالم درخت گردد . شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از ناحيه سياه شده حذف شود . هرس شاخه های کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولی حذف شاخه های قطور بايد در اواخر زمستان انجام شود زيرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رويش جديد باشد .


هرس بايد در هوای خشک انجام شود و هرس در فصل رويش حداقل 30 سانتيمتر پائين تر از قسمت آلوده که تغيير رنگ يافته است بعمل آيد و در صورتيکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت های آلوده بطور دقيق ، از اشاعه بيماری به ساير درختان جلوگيری شود . برای جلوگيری از بيماری و شيوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسی قرار گيرد و قسمت های آلوده حذف شود.


وسايل هرس در فاصله هر برش بايد با محلول 10% مايع سفيد کننده ضد عفونی شود . در صورتيکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، بايد شانکر از 2.5 سانتيمتر ازطرفين زخم و 7 سانتيمتر از بالا و پائين آن با چاقوی تيز تا رسيدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود .

 

 2ــ مبارزه شيميائی


1ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
Professor of Plant Pathology , The Pensylvania State University ,U.S.A. , 12 May 1999

 
2ــ سمپاشی با ترکيب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
Fire Blight Management , U.S.A. internet 2002 )



3ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
University of Illinois , U.S.A                      . September 19

 

4ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطی که تمامی درخت را بپوشاند توصيه می شود . بهتر است ترکيب بوردو با روغن مخلوط گردد . اين سمپاشی بيماری اسکاب سيب را نيز کنترل می کند .

 
Presented by Professor Paul W. Steiner , at the State Horticultural
Association of Pennsylvania Annual Meeting . U.S.A. January 2000


5ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% قبل از شروع زمان رويش و استربتومايسين 100 پی پی ام سه نوبت در زمان گل توصيه می شود .

 
W. Hal Shaffer ,Department of Plant Pathology , University of Missouri , Columbia , U.S.A. 1999

6ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصيه می شود .


Utah Plant Diseases Control , U.S.A. February 1993

7ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب درختان توصيه می شود .



8ــ برای کنترل بيماری آتشک در اواخر زمستان شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از محل آلودگی هرس شود و با ترکيب بوردو سمپاشی شود .

 
University of Minnesota ,Yard and Garden Clinic , Chad J. Behrendt, Ph.D and Crystal M. Floyd , U.S.A. 1999..

 

9ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25 ) باضافه 1% روغن در اواخر زمستان توصيه می شود .

 
The University of Tennessee , Steve Bost , Professor and Alan Windham , U.S.A.

10ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25) در دوره گل يک يا دو دفعه بفواصل 4 روز توصيه می شود .

 
The Morton Arboretum , Lisle , Illinis , U.S.A. 2000

 

 

 

طراحي سيستمی جدید برای مبارزه با آفات مزارع كشاورزي

طراحي سيستمی جدید برای مبارزه با آفات مزارع كشاورزي 


جام جم آنلاين: يكي از بزرگ‌ترين مشكلات موجود در زمين‌هاي كشاورزي كه مي‌تواند تهديد‌كننده سيستم‌‌هاي كشاورزي در مناطق مختلف باشد، آفات مزارع كشاورزي است.
همان‌طور كه مي‌دانيد، حشرات، موش‌ها و پرندگان موجوداتي‌اند كه سالانه بخش قابل‌توجهي از محصولات كشاورزي را از بين برده و به اين ترتيب علاوه بر اين كه به كشاورزان ضرر مي‌رسانند، سبب از بين بردن بخشي از مواد غذايي مورد نياز جامعه نيز مي‌شوند. تاكنون براي حل مشكلات ناشي از حمله آفات به مزارع و باغ‌هاي كشاورزي راهكارهاي متعددي ارائه و بررسي شده است. اگر چه استفاده از آفت‌كش‌ها يكي از راهكارهاي موثر در كنترل جمعيت آفات بوده است، اما متاسفانه مواد شيميايي به كاربرده شده در اين آفت‌كش‌ها مي‌تواند نقش موثري در به خطر انداختن زندگي انسان، افزايش آلودگي‌هاي زيست محيطي و همچنين كاهش كيفيت محصولات كشاورزي داشته باشد.
با توجه به روند روبه افزايش جمعيت جهان و همچنين محدوديت منابع موجود در بخش كشاورزي و نياز به افزايش توليد محصولات كشاورزي، ضرورت انجام مبارزه‌هاي منطقي و اصولي عليه آفات و عوامل بيماري‌زاي گياهي و علف‌هاي هرز بيش از پيش محسوس مي‌باشد. با وجود به كارگيري شيوه‌هاي مختلف مبارزه براي كنترل اين عوامل زيانبار، كاربرد سموم هنوز هم سهمي از اين راهكارها را به خود اختصاص داده است، به طوري كه حتي در مديريت تلفيقي آفات (IPM) نيز همچنان سموم شيميايي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. با توجه به آنچه گفته شد، لازم است از آنجايي كه كاربرد سموم شيميايي تنها راه ممكن نبوده و آخرين راه مبارزه محسوب مي‌شود، در مبارزه با‌ آفات مصرف سموم شيميايي يا آفت‌كش‌ها را تا حد امكان كاهش دهيم تا بتوانيم پيامدهاي نامطلوب ناشي از آن را به حداقل برسانيم.
كشور ما با داشتن سطح وسيع و شرايط متنوع اقليمي و آب و هوايي و همچنين تمدن چندين هزار ساله يكي از مراكز با سابقه كشت و كار درختان ميوه در جهان است. بدون ترديد مي‌توان گفت كه آغاز كشت و بهره‌برداري از بيشتر درختان ميوه نيز همراه با آغاز تمدن از اين سرزمين و كشورهاي مجاور ايران بوده است. انواع درختان به طور جداگانه و همراه با گونه‌هاي ديگر درختان و همچنين گياهان موجود در يك باغ ميوه يا مزرعه كشاورزي، با توجه به شرايط آب و هوايي و اقليمي هر منطقه، يك اكوسيستم خاص زراعي به وجود مي‌آورند كه باتوجه به سابقه كشت و كار و فعاليت در اين منطقه، مجموعه‌اي بسيار متنوع و غني از جانوران و حشرات را نيز به همراه خواهد داشت. هريك از اين جانوران به تنهايي و همراه با ديگر گونه‌ها اعم از جانوران و گياهان نقش خاصي را در اكوسيستم زراعي يك باغ يا مزرعه كشاورزي ايفا خواهند كرد. عده‌اي از آنها از آفات خطرناك هستند كه اگر با آنها مبارزه نشود، برداشت محصول از آن منطقه امكان‌پذير نخواهد بود. به اين گروه از آفات، آفات درجه اول گفته مي‌شود. گروهي ديگر از اين موجودات خسارت قابل‌توجهي ندارند، مگر در مواقع و شرايط خاصي كه حالت طغياني پيدا مي‌كنند كه به آنها آفات درجه دوم گفته مي‌شود. آفات درجه سوم نيز آفاتي هستند كه اگر چه بالقوه آفت هستند مي‌توانند ايجاد خسارت كنند. اما در شرايط عادي خسارت آنها اهميت اقتصادي ندارد. علاوه بر 3 گروه فوق، حشرات و جانوران ديگري در يك نوع ديده مي‌شوند كه مي‌‌توانند مفيد باشند. عده‌اي از آنها به صورت پارازيت يا انگل يا به صورت شكارچي از آفات مختلف و جانوران ديگر تغذيه مي‌كنند و به طور طبيعي از انبوهي جمعيت آفات مي‌كاهند.
عده‌اي در گرده‌افشاني اهميت قابل توجهي دارند و از اين طريق بر كيفيت و كميت محصولات به ميزان قابل توجهي تاثيرگذار خواهند بود. عده‌اي ديگر نيز به دليل شرايط خاص يك منطقه به آنجا پناه مي‌برند. بنابراين مجموعه جانوران و حشراتي كه در يك منطقه كشاورزي يافت مي‌شوند، الزاما آفت محسوب نمي‌شوند بلكه مي‌توانند مفيد هم باشند. جالب است بدانيد كه گاهي از بين بردن يك آفت در يك منطقه بخصوص اگر آن آفت از آفات درجه دوم يا سوم باشد مي‌تواند شرايط مناسبي را براي هجوم آفات ديگر به وجود آورد. بنابراين مي‌توان گفت كه مبارزه با آفات در مناطق مختلف كشاورزي نيازمند بررسي و شناسايي دقيق حشرات موجود در آن منطقه است.

لزوم مبارزه با آفات در مزارع كشاورزي

بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه ايجاد ضايعات ساختاري يا ظاهري روي محصولات كشاورزي كه ازجمله آفات ناشي مي‌شود، الزاما مستلزم عمليات مبارزه شديد و كاربرد سموم شيميايي نخواهد بود، بلكه گاهي تنها با يك هرس منظم يا ايجاد تغييرات مختصر در روش نگهداري از محصولات كشاورزي مي‌توان زيان اقتصادي ناشي از حملات آفات را كاهش داد. به عبارت ديگر، در عمليات مصنوعي مبارزه با آفات و بخصوص كاربرد مواد شيميايي آفت‌كش بايد مشخص شود كه زيان اقتصادي ناشي ازجمله آفات به ميزان قابل توجهي بيشتر از مخارج عمليات مبارزه و عواقب ناشي از آن باشد. از سوي ديگر در كشور ما اغلب ميوه‌جات و سبزيجات به صورت تازه مصرف مي‌شوند و به همين علت مساله وجود بقاياي سموم روي ميوه‌ها و سبزيجات و امكان مسموميت مصرف‌كنندگان نيز‌ حائز اهميت خواهد بود. اگرچه با رعايت فاصله زماني بين آخرين سمپاشي و برداشت محصول كه به دوره كارنس معروف است، به ندرت مشكلي به وجود خواهد آمد؛ اما اغلب اين امكان وجود دارد كه فاصله زماني رعايت نشود. گاهي ديده مي‌شود كه ميوه‌ها و سبزيجات در همان روز سمپاشي يا يك روز پس از آن به بازار عرضه مي‌شوند.
با توجه به اين كه گاهي سمپاشي‌هاي مكرر محصولات كشاورزي به دليل خواسته و تمايل مصرف‌كنندگان به خريد ميوه‌هاي كاملا سالم و بدون آفت‌زدگي انجام مي‌شود، بنابراين بايد به اطلاع مصرف‌كنندگان رسانده شود كه وجود يك لكه كوچك روي ميوه يا حتي كرم‌خوردگي مختصر آن به مراتب بهتر و سالم‌تر از وجود ‌قشري از ماده سمي روي ميوه‌ها و سبزيجات خواهد بود.
با طراحي اين سيستم در مبارزه با آفات مي‌توان حفظ تنوع در جهت ايجاد پايداري به كشاورزي را نيز تامين كرد
به عبارت ديگر، مي‌توان آن لكه يا قسمت آفت‌زده را به آساني از روي محصولات جدا كرد، اما پوشش سمي روي ميوه و سبزيجات كه بخشي از آن به داخل ميوه نفوذ كرده است را نمي‌توان از آن جدا كرد، اما بايد توجه داشت كه برخي از آفات از عوامل عمده محدودكننده توليد محصولات كشاورزي هستند و در صورتي كه با آنها مبارزه عملي نشود، امكان بهره‌برداري اقتصادي وجود نخواهد داشت.
در شرايط موجود يكي از ارقام مهم مخارج كشاورزي را چه در كشور ما و چه در ديگر كشورهاي جهان هزينه‌هاي مربوط به مبارزه با آفات تشكيل مي‌دهد. در كشور ما در مناطقي كه در سطح نسبتا وسيعي كشت و كار انجام مي‌شود، مبارزه با آفات درجه اول اجتناب‌ناپذير بوده و همواره بايد مقدار كافي آفت‌كش را براي به حداكثر رساندن برداشت محصول مورد نظر قرار داد. به همين علت همواره محققان در تلاش بوده‌اند روش‌هاي جديدي را در مبارزه با آفات جايگزين استفاده از آفت‌كش‌ها نمايند كه به عنوان آخرين راهكار در مبارزه با آفات شناخته شده‌اند.

ايجاد آلودگي صوتي براي فرار آفات

به گفته محمدرضا كريمي، دانش‌آموخته مقطع كارشناسي رياضي و مجري اين طرح تحقيقاتي، اساس طراحي اين سيستم ضدآفت كه در مقايسه با ديگر روش‌هاي مبارزه با آفات از عملكرد مناسب‌تر و پيامدهاي نامطلوب كمتري برخوردار است، بر پايه امواج مكانيكي است. همان طور كه مي‌دانيد صوت و شنوايي يكي از مشتركات آفات و ديگر جانوران است. از سوي ديگر، شدت صوت و فركانس شنيداري براي آفات مختلف، متفاوت است. بنابراين مي‌توان از اين ويژگي براي دور كردن آفات كشاورزي استفاده كرده و استفاده از آفت‌كش‌ها در مزارع كشاورزي را به ميزان قابل توجهي كاهش داد. بر اين اساس، مي‌توان امواج مكانيكي را به صورت فركانس‌هاي متفاوت در محيط منتشر كرد. محدوده فركانس صوتي قابل درك براي انسان بين 20 تا 20 هزار هرتز و محدوده فركانس صوتي قابل درك براي آفات بين 20 هزار تا 80 هزار هرتز است. انسان قادر به شنيدن امواج صوتي با فركانس بالا نخواهد بود.
با توجه به اين كه فركانس صوتي توليد شده در اين سيستم در محدوده فركانس‌ صوتي انسان نخواهد بود، بنابراين هيچ تاثيري بر سلامت انسان نداشته و خطري او را تهديد نخواهد كرد. چشمه صوت اين سيستم، امواج صوتي در محدوده فركانسي پيوسته از 30 تا 50 هزار هرتز در محيط اطراف خود منتشر مي‌كند كه خوشبختانه از سوي انسان قابل درك نبوده و سلامت او را در معرض خطر قرار نخواهد داد. اما فركانس امواج فراصوتي توليد شده در اين سيستم در محدوده شنوايي و دردناكي آفت قرار داشته و آلودگي فراصوتي ايجاد شده در محيط سبب دور شدن آفت از چشمه صوت مي‌شود.
به گفته كريمي، يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين سيستم اين است كه در مقايسه با آفت‌كش‌هاي شيميايي كه سبب‌ آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و ايجاد اختلال در اكوسيستم مي‌شوند اين سيستم هيچ‌گونه تاثير و پيامد نامطلوبي را در محيط زيست به همراه نخواهد داشت. علاوه بر اين آفت‌كش‌هاي شيميايي پيامدها و مضرات فراواني را براي انسان‌ها و حتي موجوداتي كه در سال‌هاي آينده حيات در اين كره خاكي را تجربه خواهند كرد، برجاي خواهد گذاشت.
برخي از آفات به دليل فعاليت‌هاي متابوليكي نسبت به آفت‌كش‌ها مقاوم مي‌شود و به همين دليل بايد به صورت دوره‌اي در فرمولاسيون آفت‌كش‌ها تغييراتي ايجاد شود تا بتوانند در از بين بردن آفات موثر واقع شوند، اما پيوسته و متغير بودن امواج فراصوتي در اين سيستم امكان ايجاد مقاومت نسبت به آفت را از ميان مي‌برد با توجه به اين‌كه وجود و حفظ تنوع موجودات زنده و به حداكثر رساندن روابط بيولوژيكي مطلوب در اكوسيستم از مباني كشاورزي پايدار به شمار مي‌آيد. با طراحي اين سيستم در مبارزه با آفات مي‌توان حفظ تنوع در جهت ايجاد پايداري به كشاورزي را نيز تامين كرد.
علاوه بر اين با توجه به توان كنترل فيزيكي آفات در سطح گسترده و عدم تخريب و آسيب‌رساني به محيط‌ زيست مي‌توان استفاده از امواج مكانيكي در كنترل جمعيت آفات كشاورزي را از مصاديق مبارزه تلفيقي آفات و حداقل استفاده از آفت‌كش‌هاي شيميايي به شمار آورد و از آن به عنوان راهكاري مناسب براي مبارزه با آفات استفاده كرد.
علاوه بر اين‌كه مي‌توان از اين سيستم در مزارع كشاورزي و باغ‌هاي ميوه به عنوان ضدآفت استفاده كرده و از تهاجم و تجمع برخي از آفات مانند ملخ‌ها و پرندگان كه به صورت گروهي به مزارع حمله مي‌كنند جلوگيري كرده مي‌توان از آن به عنوان يك راهكار موثر براي دور كردن حشرات ناقل بيماري براي انسان و همچنين دور كردن پرندگان و جانوران از باند پرواز هواپيماها نيز استفاده كرد.
علاوه بر اين سيستم طراحي شده از قابليت استفاده در جاده‌ها براي جلوگيري از تصادف و برخورد خودروها با حيوانات و همچنين دور كردن حشرات از فضاي داخلي خانه نيز برخوردار است.

فرانك فراهاني‌جم

 

بيماري باكتريايي آتشك درختان ميوه و روشهاي كنترل آن

مقدمه:

بیماری آتشک یا همان فایر بلایت که توسط یک نوع باکتری ایجاد می شود یکی از شدیدترین  ومخرب ترین بیماری درختان میوه دانه دار محسوب می شوند که بیشترین خسارت رابه درختان گلابی، سیب وارد می کند .انتخاب نام آتشک یاسوختگی آتشین  برای این بیماری ظاهرا به جهت توصیف وضعیت درختان مبتلا بهترین انتخاب بوده است چراکه با داشتن شاخه ها وبرگهای سیاه شده، ظاهری کاملاً مشابه به یک درخت آتش گرفته به خود می گیرد .بیماری آتشک نه تنها منجر به کاهش سالیانه محصول درخت می گردد بلکه به واسطه انهدام شاخه های کوچک میوه دهنده وشاخه های اصلی وگاه تمام درخت باعث کاهش محصول در سالهای بعد نیز می شود ونهالهای مبتلا در خزانه ها به علت آلودگی به باکتری غیر قابل فروش شده و آلودگی درخت منجر به مرگ آن می گردد به همین جهت خسارت شدیدی در باغات میوه ایجاد می کند .

 

 

علائم بیماری :

علائم بیماری آتشک بجز در موارد استثنایی براحتی قابل تشخیص بوده وبه آسانی می توان از علائم سایر بیماریهای سیب وگلابی تمیز داد .بارزترین علائم این بیماری برروی درختان گلابی، به و سیب ،وجود برگها وشکوفه های به ظاهر سوخته برروی شاخه ها است  هنگامیکه شاخه های تازه وجوان آلوده باشند انتهای شاخه ها خم شده وحالت عصایی به خود میگیرند که به آن سر عصایی شدن شاخه هامی گویند .اولین علائم بیماری معمولاًبرروی گلها ظاهرمی شود بطوریکه ابتدا گلها حالت آب سوخته پیدا کرده وآنگاه پژمرده وچروکیده می شوند وبه رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در می آیند . شکوفه های آلوده ممکن است بیفتند ولی معمولا بصورت آویزان وچسبیده باقی می مانند پس از شکوفه ها شاخه های جوان وتُرد وآبدار ویا جوشهای اطراف درختان حساسیت بیشتری به این بیماری نشان داده وآلوده می شوند واغلب انتهای این شاخه ها خم شده وبه شکل عصا در می آید وآلودگی بر روی برگها نیز از محل رگبرگها ایجاد و به تدریج برگها آب سوخته وخشک شده وچسبیده به شاخه های آلوده باقی می ماند و این تغییر رنگ در درختان گلابی به رنگ سیاه،در درختان (به)به رنگ قهوه ای تیره ودردرختان سیب به رنگ قهوه ای روشن ظاهر می شود .

 

 

عوامل موثر در کسترش وتوسعه بیماری :

یکی از عوامل مهم وتاثیر  گذار بر توسعه بیماری آتشک شرایط آب وهوایی حاکم بر منطقه است .درجه حرارت (29-24درجه) و مقدار رطوبت محیط نیز که به اشکال باران،شبنم یا رطوبت نسبی بسیار زیاد دیده می شود از عوامل باکتری این بیماری محسوب میشود. دومین عامل که مهمترین عامل انتقال و انتشار این بیماری میباشد حشرات،مخصوصا“ زنبور عسل است که این حشرات از یک طرف با حمل عامل بیماری بر روی بدن خود انتشار باکتری می گردند و از طرف دیگر به واسطه تغذیه از گیاهان ،میزبان ورود باکتری به درون گیاه میشوند.

 

روشهای مبارزه وکنترل :

کنترل این بیماری به روش شیمیایی وبا استفاده از سم به تنهایی مشکل ویا غیر ممکن می باشد .بنابراین استفاده از روشهای پیشگیری ورعایت نکات زیر لازم وضروری است :

1- نظر به اینکه انتقال بیماری از منطقه ای به منطقه ای دیگر معمولا از طریق نهال، قلمه ویا پیوندک صورت می گیرد بنابراین نهال وقلمه ویا پیوندک مورد نیاز از مناطق سالم و عاری از بیماری تهیه گردیده وسعی شود از ارقا م مقاوم استفاده گردد.

2– باغات از نظر تغذیه مورد توجه قرا گیرند واز مصرف زیاد کود ازته که سبب افزایش رشد و رویشی وابدار شدن شاخه شده وحساسیت درختان را نسبت به این بیماری افزایش میدهد خودداری شود

3- اندام های آلوده هرس و منهدم گردند وعلفهای هرز باغ واطراف درختان حذف شوند.

4- وسایل کار اعم از قیچی ،چاقو ،اره وغیره با الکل یا مایع ضد عفونی کننده پس از هرس هر درخت ضد عفونی گردند

5- نظربه اینکه زنبور عسل مهمترین عامل انتقال این بیماری در زمان گلدهی است از استقرار کندوهای زنبور عسل در باغات ومناطق آلوده جدا خودداری گردد.

6- از آنجایی که حشرات (همچون شته ها ،زنجره ها وپسیلها )به همراه کنه ها از عوامل انتقال بیماری در طول فصل رویشی محسوب میگردند مبارزه موثر با این حشرات در زمان رشد رویشی درختان ضرورت دارد

7- باغات آلوده با محلول سمی بردو یکبار در پاییز وسه بار در بهار در زمان گل دهی درختان، یک نوبت در موقعی که 5 درصد شکوفه باز شده است ،یک نوبت در زمانی که 50 درصد شکوفه ها ویک نوبت در زمان باز شدن تمام گلها سمپاشی گردند.

 

 

 

انتخاب نهال سالم وعاری از بیماری، گام اساسی در احداث وتوسعه ی باغات و تولید اقتصادی محصولات باغی می باشد

برای مدیریت وجلوگیری از بیماری آتشک لازم است تلفیقی از روشهای پیشگیری وکنترل انجام گیرد.

 

 

 

 گردآورنده :علی برمکی ،کارشناس حفظ نباتات

زیر نظر شواری نویسندگان مدیریت ترویج

 

مبارزه بيولوژيك با آفات گياهي

 

         

مقدمه:

در کشورهای مختلف جهان، رشد روز افزون حمعیت موجب نیاز غذایی شدید گردیده که سبب شده انسان در جهت تولید بیشتر محصولات کشاورزی اقدام نماید . انسان همواره از دیرباز با مشکل آفات وبیمارهای گیاهی برای تولید محصولات کشاورزی مواجه بوده وبرای حفظ محصول تولیدی خود به روشهای مختلف با آفات نباتی مبارزه کرده است . با ظهور سموم شیمیایی مختلف تولید وعرضه آن تشویق کشاورزان به استفاده بیش از حد سموم روزبه روز بر وسعت سمپاشی علیه آفات نباتی افزوده شده ویعلت تاثیر سریع سموم کنترل در آفت ومصرف آسان آن ،بدون آینده نگری وتوجه به اثرات سوء مخرب آن بر محیط زیست وانسان ،مصرف سموم شیمیایی بیش ازحد صورت گرفته است . در مدت زمان کوتاهی آثار سوءمصرف بی رویه سموم شیمایی برروی انسان وسایر جانداران، آبهاومحیط زیست آشکار گردیده وضمن از بین رفتن حشرات مفید ودشمنان طبیعی آفت ومقاوم شدن افات نباتی مقابل سموم نه تنها انسان در کنترل آفات موفق نشده بلکه سلامتی انسانها نیز به خطر افتاده است وبا آثار با قیمانده غیر مجاز سموم روی محصولات کشاورزی روز به روزبرشمار قربانیان سموم شیمیایی افزوده شده وبیماری های صعب العلاج نظیرسرطان ، نازاییها،ومسومیت های حاد ومزمن و... از پی آمدهای استفاده  بی رویه از سموم بوده است.

 

                

                                      بالتوري سبز                                       زنبور براكون

با پیدایش روش مبارزه بیولوژیکی وبکار گیری روشهای تلفیقی در مبارزه با افات نباتی اعم از کنترل زراعی مکانیکی ، شیمیایی  و بیولوژیکی میزان مصرف سموم شیمیایی کاهش یافته وروشهای  غیر شیمیایی مبارزه با آفات آغاز شده است .بر این اساس در کشور ما نیز کار شناسان کشاورزی با استفاده از روشهای مبارزه بیولوژیک در قالب مدیریت تلفیقی اقدام به کنترل آفات نباتی در مزارع برنج ،گندم پنبه ، سویا وباغات نموده وبا حمایت از دشمنان طبیعی آفات از قبیل : کفشدوزک , بالتوری , کنه های  شکار گر همچنین تکثیر وپرورش حشرات مفید – زنبور تریکوگراما وبراکون  با آفات محصولات زراعی مبارزه نموده اند. در منطقه مغان نیز طرح مبارزه بیولوژیک با آفات آغاز شده وکار پرورش ،تکثیر ورها سازی حشره مفید زنبور تریکوگراما وبراکون به منظور کنترل آفات کرم غوزه پنیه ودانه خوار سویا وساقه خوار ذرت صورت گرفته واز طرف کشاورزان پنبه کار ؛ سویا کار وذرت کار منطقه مغان نیز مورد استقبال واقع شده وروز به روز بر تعدا دکشاورزان متقاضی بیولوژیک افزوده میشود

 

                   

                     كفشدوزك هفت نقطه اي                              زنبور تريكو گراما

روشهای مبارزه بیولوژیک:

مبارزه بیولوژیک  یعنی استفاده از دشمنان طبیعی (عوامل بیولوژیک )برای کاهش جمعیت یک افت که شامل چند گروه اند ومهمترین آنها عبارتند از :

1- میکرو ارگانیسمها شامل ویروس ،باکتری وقارچ بوده که باعث آلودگی عامل خسارت زا شده واز این طریق آفت را ازبین می برند.

2- پرداتورها یا شکارگرها: این عوامل مستقیماًاز آفت تغذیه وآن را ازبین می برند مثل حشره مفید کفشدوزک که آفت شته را ازبین می برد.

3- پارازیت یا انگها: این عوامل بیولوژیک  با تخم گذاری روی بدن آفت از آن تغذیه وبدین طریق آفت از بین می رود ، مثل زنبور براکون که لارو کرم غوزه را ازبین می برد.

4- پاراز یتوئیدها: این دسته انگلها از طریق تخم گذاری روی تخم آفت آنها را ازبین میبرند مثل زنبور تریکو گراما که با تخم گذاری روی تخم کرم غوزه آنرا ازبین می برد.این حشرات مفید (زنبور براکون – زنبور تریکو گراما ) از طریق تکثیر در کارگاه پرورش حشرات مفید (انسکتاریوم )به کشاوزران عرضه وبدین ترتیب جمعیت آنان در طبیعت با رها سازی این زنبور ها زیاد میشود.

5- روش ژنتیکی: مثل تکنیک نر عقیمی که با رها سازی حشره عقیم وجفت گیری با حشره ماده جمعیت آفت کاهش می یابد .

6- استفاده از فرمون ها: استفاده از تله های فرمونی که نوعی ماده شیمیایی جلب کننده هستند ودر تعیین زمان خسارت آفت موثرند  فرمرنها شامل فرمون جنسی وفرمون تجمعی هستند که بوسیله فرمون جنسی ازطریق جلب حشرات نر وصید آنها جمعیت نیز کاهش می یابد 

اجرای طرح مبارزه بیولوژیک  با آفات پنبه، سویا وذرت:

در این طرح که باهدف کاهش مصرف سموم شیمیایی وبه منظور حمایت از حشرات مفید وافزایش جمعیت دشمنان طبیعی آفت صورت می گیرد ،در منطقه مغان در مزراع پنبه وسویا وذرت وبرای کنترل آفات کرم غوزه پنبه،کرم دانه خوار سویا وکرم ساقه خوار ذرت از دونوع ماده بیولوژیک  با عنوان زنبور تریکو گراما جهت پارازیت تخم آفت وزنبور براکون جهت پارازیت لارو آفت استفاده می شود .با سر کشی به مزارع پنبه ،سویا وذرت وبررسی آفت ونمونه برداری از جمعیت آفت وتعیین زمان مناسب رها سازی کار مبارزه با افات محصولات زراعی بارهاسازی حشره مفید در مزراع صورت می گیرد . البته جهت پیش آگاهی وتعیین زمان تخم ریزی پروانه آفت بااستفاده ازتله نوری وتله فرمونی نیزاقدام می شود. در ابتدا جهت پارازیت تخم آفت از زنبور تریکو گراما در یک یادو مرحله بسته به در صد تخم اقدام به رها سازی زنبور می گردد .بدین منظور از کارتهای تریکو گراما که روی هریک از آنها مقدار 2%گرم زنبور استفاده وبه فاصله هر10متر یک عدد کارت روی بوته پنیه یا سویا قرار می گیرد . بعد از قراردان کارتها به فاصله 24 تا 48 ساعت زنبورهای تریکو گرامادر مزرعه پخش می شود وبلافاصله شروع به پارازیت نمودن تخم آفت می کند وبدین ترتیب تخم آفت از بین می رود واز این طریق جمعیت آفت کاهش یافته وجمعیت زنبور تریکو گراما افزایش می یابد .زنبور براکون دومین ماده بیولوژیک  است که در مزراع پنبه ،سویا وذرت رها سازی می شوند؛

 

               از بين رفتن تخم توسط زنبور تريكوگراما                     نصب تريكوكارت در مزرعه

 

این زنبور نسبتاًقوی وفعال بوده  ،دارای قدرت پارازیت بالا میباشد .زنبور ماده برا کون لارو آفت راپیداکرده و پس از فلج یا کشتن آن اقدام به تخم ریزی روی لارو نموده وآن را ازبین می برد که بدین منظور از لیوانهایی که داخل هریک از آنها 200عدد زنبور براکون است وبرای هر هکتار  5عدد لیوان (1000عدد زنبور براکون ماده )استفاده میشودکه با ازبین بردن لارو آفت مانع خسارت محصول میشود .عملیات رها سازی زنبور تریکوگراما وبراکون در مزراع پنبه ،سویا وذرت در منطقه مغان بسته به جمعیت آفت وتعدادنسل های آفت بطور متوسط 3تا 4 بار در طول دوره رشد محصول صورت میگیرد.

 

مبارزه بیولوژیک  با آفات گامی موثر در کاهش مصرف سموم وحفظ محیط زیست می باشد . برای موفقیت درمبارزه بیولوژیک با آفات گیاهی با کارشناسان کشاورزی مشورت کنید

 

تهیه وتنظیم از: سلیمان اصغری کارشناس ارشد ترویج وآموزش کشاورزی
 
زیر نظر شورای نویسندگان مدیریت ترویج

بیماریهای گیاهی

مقدمه

سلامت و بهبود رشد گیاهان در درجه اول مورد توجه کسانی است که به کاشت گیاهان ، تهیه و توزیع فرآورده‌های گیاهی اشتغال دارند. میزان رشد و باروری گیاهان به فراهم بودن آب و مواد غذایی در خاک و تامین محدوده‌هایی از شرایط مناسب جوی مانند حرارت ، رطوبت و نور بستگی دارد. هر عاملی که سلامت گیاهان را به مخاطره اندازد، ممکن است در میزان رشد و باروری آنها تاثیر منفی داشته باشد و از ارزش آنها و فرآورده‌هایشان بکاهد. بیمارگرهای گیاهی ، شرایط جوی نامناسب ، علفهای هرز و آفات گوناگون عمده‌ترین عوامل تقلیل محصول و یا نابودی گیاهان به شمار می‌روند.



تصویر

مفهوم بیماری در

گیاهان

گیاه سالم یا طبیعی گیاهی است ک بتواند عوامل فیزیولوژیک مختلف خود را به بهترین وجهی که توانایی ژنتیکی آن اجازه می‌دهد، به انجام برساند. هرگاه بر اثر عوامل زنده بیماریزا یا شرایط زیست محیطی چنان اختلالاتی در عملیات فیزیولوژیک بروز کند که گیاه را بیش از حد مشخص از رشد متعارف باز دارد، گیاه بیمار می‌شود. سلولها و بافتهای گیاهان بیمار عموما توسط عوامل بیماریزا تعضعیف و یا تخریب می‌شوند.

تاریخچه آسیب شناسی گیاهی

انسان از زمانهای قدیم نسبت به بیماریهای گیاهی آگاهی یافته است. در کتب قدیم از سوختگیها و سفیدکها همراه با بیماریهای انسان و جنگ به عنوان عامل تنبیه انسان یاد شده است. تئو فراستوس فیلسوف بزرگ یونانی که در 370 - 286 قبل از میلاد می‌زیسته، اولین کسی است که در مورد بیماریهای درختان ، غلات و بقولات مطالعه کرده و مقالاتی نوشته است. رومیها چنان از اثرات دردناک و مخرب زنگهای غلات آگاه بودند که برای خود خدای ویژه‌ای به نام روبیگو خلق کرده بودند تا از آنان در مقابل زنگها حمایت کند. با اختراع میکروسکوپ در اواسط قرن 17 عصر جدیدی در علوم زیستی گشوده شد.

راههای ایجاد بیماری در گیاهان

توسط

 عوامل بیماریزا

  • تضعیف میزبان با جذب مداوم مواد غذایی از سلولهای آن و استفاده به نفع رشد خود.
  • کشتن و یا ایجاد اختلال در متابولیسم سلولهای میزبان در اثر ترشح مواد سمی و آنزیمها و مواد تنظیم کننده رشد.
  • انسداد راه انتقال مواد غذایی ، معدنی و آب.
  • مصرف و جذب مواد داخل سلولهای میزبان از طریق تماس.



تصویر

طبقه بندی بیماریهای

گیاهی

دهها هزار بیماری وجود دارد که به گیاهان اهلی در سراسر جهان صدمه می‌زنند. بطور متوسط هر یک از گیاهان به حدود صد نوع بیماری مبتلا می‌شوند. روشهای زیادی برای طبقه بندی وجود دارد اما مفیدترین روش طبقه بندی بر اساس نوع بیمارگری است که بیماری را بوجود می‌آورد. بر اساس روش مزبور طبقه بندی بیماریها به شرح زیر است.

بیماریهای گیاهی واگیر

  • بیماریهای که بوسیله قارچها تولید می‌شوند.
  • بیماریهایی که بوسیله پروکاریوتها تولید می‌شوند.
  • بیماریهایی که بوسیله گیاهان عالی پارازیت بوجود می‌آیند.
  • بیماریهایی که توسط ویروسها تولید می‌شوند.
  • بیماریهایی که بوسیله پروتوزوآها تولید می‌شوند.

بیماریهای غیر واگیر

  • حرارت ناکافی یا بیش از اندازه آن
  • کمبود یا زیادی رطوبت خاک
  • نور ناکافی و یا بیش از حد بودن
  • فقدان اکسیژن
  • لودگی هوا
  • کمبودهای مواد غذایی
  • مسمویتها و ...

اهمیت بیماریهای گیاهی

اهمیت بیماریهای گیاهی برای انسان به علت خساراتی است که در نتیجه بیماری به گیاهان و فرآورده‌های آنها وارد می‌شود. بیماریهای گیاهی ممکن است عامل محدود کننده کاشت یک گیاه در یک منطقه و یا یک کشور بوده و تمام گیاهان یک گونه را که به بیماری بخصوصی حساس هستند، نابود کند. علی‌رغم تفاوتهای موجود از نظر میزان و نوع خسارتهای مالی ناشی از بیماریها ، زارع مطلع و آگاه می‌تواند با استفاده از بهترین رقم مقاوم موجود ، روشهای مبارزه زراعی ، بیولوژیکی و شیمیایی ، نه تنها مدیریت مناسبی برای محصول خود داشته باشد بلکه حتی در سالهایی که دیگر زارعات ضررهای زیادی متحمل شده‌اند، سود بیشتری بدست آورد.

مراحل مختلف ایجاد بیماری

در بیماریهای انگلی گیاهان برای اینکه انگل بتواند به داخل بافتهای گیاه میزبان نفوذ کند و ایجاد بیماری کند مراحل مختلی را طی می‌نماید. این مراحل عبارتند از:
  • مرحله آغشتگی یا تلقیح
  • نفوذ انگل به داخل بافتهای میزبان
  • عفونت یا ابتلا به بیماری
  • ظهور علایم
  • رشد و نمو ، انتشار در گیاه
  • زمستان گذرانی عامل بیماریزا



تصویر

انواع بیماری در

گیاهان

بیماریهای گیاهی را از نظر میزان پیشروی انگل در گیاه می‌توان به دو دسته تقسیم کرد.

بیماری موضعی

در این حالت پیشروی انگل محدود به اطراف منطقه نفوذ است. این وضعیت در اغلب بیماریهای گیاهی دیده می‌شود. برای مثال می‌توان از بیماری غربالی درختان میوه که عامل بیماری غربالی است نام برد و یا بیماری لکه گرد برگ کرفس.

بیماری عمومی

این بیماری در تمام اندامهای گیاه پخش می‌شود. این حالت در امراض ویروسی و بعضی قارچها که موجب پژمردگی نباتات می‌شود دیده می‌شود.

تشخیص بیماری

در بعضی از مواقع تشخیص بیماری فقط از روی علایم غیر ممکن است. این حالت مخصوص بیماریهایی است که ناشناخته بوده و برای اولین بار دیده می‌شوند. برای اثبات بیماریزایی اصول کخ باید اجرا شود که عبارت است از:
  • کشت نسج بیمار و جدا کردن انگل یا انگلها.
  • تشخیص انگل
  • تلقیح انگل تشخیص داده شده به گیاه سالم و ایجاد بیماری و مقایسه علایم بیماری با آنچه که در طبیعت دیده شده است.

  • جدا کردن مجدد انگل از گیاهی که مصنوعا بیمار شده.
  • تشخیص و مقایسه آن با انگل اولی.
در این حالت چنانچه بیماری ایجاد شده درست شبیه آنچه که در طبیعت بود، باشد و انگل شناخته شده نیز شباهت داشت، بیماریزایی آن ثابت شده است.