کرمهای مفتولی سیب زمینی :

کرمهای مفتولی سیب زمینی :

  Agriotes spو Omophulm sp 

حداقل گونه هایی از دو خانواده Elateridae و Alleculidae

بعنوان کرم های مفتولی از مناطق کشور گزارش شده که لاروهای این گونه ها با توجه به اینکه درخاک زیست می نمایند به غده های سیب زمینی خسارت زده و باعث از بین رفتن محصول سیب زمینی می گردند.

روش عمده کنترل این آفات استفاده از روشهای زراعی بموقع خصوصا" آیش، شخم، یخ آب زمستانه ،مدیریت مزرعه ، آبیاری منطم و شکار حشرات بالغ با استفاده از تله های چسبنده بوده و استفاده از روشهای شیمیایی در مرحله بعدی توصیه می گردد.

توصیف آفت

در سالهای اخیر کرمهای مفتولی در مزارع نواحی کوهستانی شمالی که در آنها علف هرز یونجه یا مراتعی که پیش از آن برای چندین سال سیب زمینی کشت شده بودند بیشتر شایع شده است .

 در چنین مزارعی کرم های مفتولی فوق شناسایی شده اند . همچنین چندین گونه جنس  conoderus    در برخی مناطق تولید سیب زمینی دیده شده است .

کرم های مفتولی بالغ باریک قهوه ای قرمز مایل به سیاه ، که 0.25 تا 0.5 اینچ طول دارند

 .

لارو مفتول مانند آنها بدنی سخت دارند که باریک، مفتولی، زرد ، نارنجی یا قهوه ای رنگ می باشند .طول لارو ها در سن آخر لاروی  0.75 اینچ می باشد .

كرم مفتولی با نام Agriotes برای اولین بار در سال 1340 توسط فرحبخش مشاهده و گزارش گردید.كرم مفتولی گونة Omophlus  Coriaceus  از خانوادة Alleculidae گونة غالب در ایجاد خسارت می باشد. خسارت این آفت در بعضی مناطق كشور مثل اردبیل و دماوند بالای 50% گزارش شده است.

براساس 42 مورد نمونه برداری از خاك در ابعاد 30*30*30 سانت درطول دورة 3 سال و در مواقع مختلف سال و در مناطق مورد بررسی در كرج _ دماوند و شهریار بیشترین آلودگی لار و در اراضی سیب زمینی كاری دماوند با بیشترین فراوانی در اردیبهشت ماه و درعمق قرارگرفتن غده های مادری سیب زمینی در دهة اول مرداد مصادف با تشكیل غده های سیب زمینی جدید در عمق 12-5 سانتی متری خاك و دراواخر آبان و اوایل آذر درعمق 25-20 سانتی متری خاك بوده اند.

لاروهای این حشره در زمستان و تابستان درعمق بیشتر خاك برای فرار از سرما ی سطح زمین قرار می گیرند. رطوبت مهمترین عامل محدود كننده برای آلودگی لاروهای این آفت است خاكزی بودن لارو و طولانی بودن دورة لاروی ( حدود 4-3 سال )، مقاومت زیاد، قدرت تولید مثل بالا و تنوع میزبان از قابلیت های پیچیدة این آفت است

حشرة كامل سوسكی است به طول 10-7 میلی متر به رنگ قهوه ای كه روی بالپوش ها نقاط خطی وجود دارد. خسارت اصلی از ناحیة لارو آفت است كه درخاك از غده های سیب زمینی تغذیه می نماید. علی رغم مطالعات انجام گرفته دركشور، هنوز ابهامات زیادی درخصوص بیواكولوژی و روشهای مدیریت تلفیقی وجود دارد علی ای حال توصیه های زیربطور اجمال حاصل تحقیقات انجام شده می باشد :

اجرای تناوب زراعی با گیاهان خانواده های غیر از گرامینه ( لازم به ذكر است كه این آفت به زراعت های گندم و جو گرایش مطلوب داشته، بنابراین زراعت       سیب زمینی بعد از گندم و جو به شدت از وجود لاروهای زیاد این آفت صدمه می بیند. بطور قطع تناوب در كم كردن جمعیت آفت بسیار مؤثر است)

استفاده از تله های طعمه ای به منظور ردیابی و جمع آوری لاروهای آفت ( مخلوط دانه های غلات ) براساس یافته های تحقیقاتی از ایالت كالیفرنیای آمریكا، استفاده از طعمه های دانة ذرت، آرد گندم و ذرت یا هویج به منظور تخمین جمعیت آفت استفاده می شود.

آبیاری بموقع و منظم مزرعه همچنین غرقاب كردن مزارع سیب زمینی در ماههای گرم تابستان به نابود شدن تعداد زیادی از این لاروها منجر می گردد.

باتوجه به اینكه غده های آلوده دراثر تغذیه و آثار بجاماندة ناشی از تغذیه ( سوراخ های نكروزه شده ) بازار پسندی خود را ازدست می دهند و در صورت خریداری شدن این قبیل غده ها درهنگام پوست گیری بخشی از غده دور ریخته می شود. باید نسبت به مبارزة با آن اقدام جدی نمود.

خسارت

بالغین آسیبی به سیب زمینی نمی زنند اما لارو ها یا کرم های مفتولی ممکن است به غده های بذری و سیستم ریشه های جوان  در طول استقرار ریشه ها آسیب برسانند و باعث ضعف استقرار ریشه ها بشوند .

رایج ترین خسارتی که دیده می شود حفر سوراخها ی عمیق در سیب زمینی می باشد که زمان تغذیه کرم های مفتولی از غده ها ایجاد می شود .

کرمهای مفتولی بطور عمودی یا مورب سوراخهایی بزرگتر از 0.5 اینچ حفر می کنند اما نمی توانند طول کامل غده را سوراخ کنند .

کنترل زراعی

از کشت سیب زمینی در مزارع بلافاصله بعد از کشت شبدر ، غلات ، مرتع ، یا یونجه پرهیز شود .

خشک بودن زمین در آیش تابستانی جمعیت کرمهای مفتولی را کاهش می دهد .

 http://www.biodiversity-georgia.net/DBImages/agriotes_sp.JPGhttp://www.bricopage.com/horticultura/plagas/imagenes/agriotes1.jpg

یماری لکه قهوه‌ای کاهو


مقدمه

این بیماری که خسارت اصلی آن در مناطق مرطوب بیشتر است در نقاط مختلف کشت کاهو در ایران مخصوصا در خوزستان همه ساله خسارت زیادی چه در مزرعه و چه در موقع حمل محصول به آن وارد می‌آورد. این بیماری از مدتها پیش در ایران وجود داشته، در بهار 1343 و زمستان 1342 در کاهوهای شمال ایران به شدت شایع شد و خسارت آن را نصف تا ثلث محصول تخمین زدند.

در اسفند 41 و بهار 42 بطوری که این بیماری در مزارع کردکوی شایع بود که زارعین به علت شیوع بیماری از برداشت محصول خودداری کردند. در نقاط دیگری مثل گرگان ، مازندران ، گیلان تا آستارا بیماری گزارش داده‌اند. در جنوب ایران در برازجان و خوزستان که مرکز کشت کاهو زودرس می‌باشد نیز بیماری خسارت زیادی وارد می‌آورد.



img/daneshnameh_up/4/43/S.botyosum1.JPG

علائم بیماری

در روی برگهای کاهو لکه‌های کوچکی در ابتدا به رنگ سبز کم‌رنگ بوده و به تدریج تغییر رنگ یاخته و به رنگ قهوه‌ای درمی‌آید. این لکه‌ها غالبا مدور بوده و در وسط آنها نسج گیاه خشک و نکروز شده و در بعضی از نمونه‌ها این لکه‌ها به صورت دوایر متحدالمرکزی درمی‌آیند. عموما لکه‌ها دارای هاله‌ای شفاف در اطراف خود می‌باشند در شرایطی که رطوبت محیط زیاد باشد و در مدتی که شدت بیماری زیاد باشد لکه‌ها به یکدیگر متصل شده و تمام سطح برگ را فرا می‌گیرد بطوری که کاهو ارزش بازاری خود را از دست می‌دهد و طعم و مزه‌اش نیز تغییر می‌کند. بیماری معمولا از نوک برگها به طرف پایین و از برگهای خارجی و حسن به برگهای مرکزی پیشروی می‌کند.

مشخصات قارچ عامل بیماری

فرم غیر جنسی قارچ عامل بیماری لکه قهوه‌ای کاهو از تیره Dematiaceae و ژانر Stemphylium می‌باشد. کنیدیفرها به رنگ قهوه‌ای دارای دیواره عرضی می‌باشد. در روی کنیدیفرها کنیدهایی به رنگ قهوه‌ای مایل به سیاه تشکیل می‌شود. شکل کنیدی‌ها بیضی یا چهار گوش و یا مستطیل بوده ولی عموما دارای شکل غیرمنظم می‌باشند. این کنیدی‌ها دارای دیواره‌های عرضی و طولی بوده و اغلب طح خاری آنها دارای خارهای ریزی می‌باشند. فرم جنسی این قارچ از تیره pleosporaceae است. این فرم قارچ در داخل برگهای مرده و پوسیده بوجود می‌آید. در محیط آزمایشگاه نیز توانسته‌اند این حالت از قارچ را ایجاد نمایند.

بیولوژی قارچ S.botyosum

این قارچ هم به صورت پارازیت و هم به صورت ساپروفیت در روی قسمتهای مختلف گیاهان زندگی می‌کند. تظاهرات زندگی آن در ابتدای فعالیت به صورت لکه‌های رنگ پریده و سپس به صورت لکه‌های قهوه‌ای مدور در سطح برگ کاهو که یکی از میزبانهای آن می‌باشد دیده می‌شود. در سطح این لکه‌ها کنیدیفرو در انتهای آن کنیدی در اثر طویل شدن جدار خارجی کنیدیفر بوجود می‌آید. بدین ترتیب که موقع جوانه زدن اسپور جدارهای داخلی از خارجی جدا شده و باعث رشد کنیدی می‌شود.

کنیدی‌ها به علت سبکی توسط باد ، آب و یا عوامل دیگر به آسانی منتشر می‌شود و بیماری از بوته‌ای به بوته دیگر و از مزرعه‌ای مزرعه دیگر منتقل می‌گردد. اسپورهایی که در محل مناسب قرار گیرند تندش پیدا کرده و از راه روزنه‌ها وارد گیاه میزبان خود می‌شوند و وجود خراش و یا زخمها برای آلودگی لزومی ندارد. میسلیوم حاصله از تندش کنیدی در پارانشیم برگ گسترش یافته ولی معمولا حدود رشد آن در روی برگ زنده محدود نمی‌شود. در این تماما برگ خشکیده و قارچ فاصله بین سلولها و داخل سلولها را پر می‌کند. از هر اسپور پس از جوانه زدن 1 تا 2 لوله تندش خارج شده و با ایجاد رشته‌های میسلیوس وارد روزنه و پارانشیم برگ می‌شود، دوره کمون بیماری فقط یک تا دو روز می‌باشد.

وقتی رشد قارچ کامل شد تولید کنیدیفر و کنیدی می‌کند که هر دو به رنگ قهوه‌ای می‌باشند، این اندامها از سطح برگ خارج شده و با انتشار خود بیماری را در مزارع و اطراف منتشر می‌کند.
مرحله ساپروفیتی از موقعی شروع می‌شود که برگهای مبتلا به سطح زمین می‌افتند. در اثر وجود رطوبت کافی قارچ رشد خود دو مرتبه شروع نموده و ایجاد پریتس می‌نماید که این پریتس‌ها حاوی آسک و آسکوسپورهایی هستند که فصول نامساعد را می‌گذرانند و بیماری را از سال به سال دیگر منتقل می‌کنند. پرتیس‌های این قارچ پس از 2 تا 3 هفته از کشت در محیط غذایی (P.D.A) محیط کشت سیب زمینی بوجود می‌آیند که در داخل آنها آسک‌ها و آسکوسپورها به خوبی قابل تشخیص می‌باشند.



img/daneshnameh_up/a/ad/lactuca2.JPG

مبارزه

بهترین راه مبارزه مصدوم نمودن بقایای گیاهان سال قبل است، چون در روی این اندامهای بیمار است که قارچ زمستان را به سر برده و با ایجاد پریتس بیماری را برای سال بعد نگه می‌دارد. این مورد بهترین راه شخم عمیق است. کنترل آبیاری نیز در کم کردن بیماری موثر است. چون این بیماری در مناطق مرطوب سرعت در مزرعه منتشر می‌شود باید بلافاصله پس از مشاهده اولین آ ثار بیماری کاهوها را با سمومی مثل زینب یا لوف‌اکول به نسبت 1.5 تا 2 در هزار هر 15 روز یک بار سمپاشی نمود بطوری که آخرین سمپاشی 20 روز قبل از برداشت محصول انجام پذیرد.

منبع:دانشنامه رشد

سفيدك داخلي كاهو:


سفيدك داخلي كاهو:


راسته:
Peronosporales
...
خانواده:
Peronosporaceae
...
جنس:
Bermia
...
گونه:
Bremia lactuca


...

عامل بیماری:
سفیدک داخلی کاهو
Downy Mildew of lettuce

مشخصا بیماری:
لکه های سفبد متمایل به زرد که بعد از مدتی حالت آب سوخته در می آیند

تهیه و تنظیم:مهندس  فاطمه سمیعی 

اين بيماري در سال 1843 در دنيا شناسايي شد و در ايران در سال 1343 توسط ارشاد جمع‌آوري گرديد.

علائم  بيماري:

 لكه هاي زرد و روشنن سطح فوقاني برگ به تدريج توسعه مي يابد و قهوه اي و نكروز مي شوند.

در سطح زيرين برگ كركهاي سفيد يا خاكستري رنگي كه اسپورانزيفورها و اسپورانزها باشند ديده مي‌شود.

 رشد بوته ها ممكن است كند شده و يا بطور كامل قطع گردد.

 آلودگي اواخر فصل رشد چون به برگهاي خارجي حمله مي‌كند باعث وضع نامطلوب جهت فروش و عدم بازار پسندي مي شوند.

عامل بيماري:

 قارچ Bremia lactuca عامل بيماري سفيدك داخلي كاهو است.

 اسپورانژيفورها با تقسميات دو شاخه‌اي كه در انتهاي هر شاخه يك ديسك نعلبكي شكل قرار دارد كه در اطراف آن چند زائده تشكيل مي‌شوند كه روي آنها اسپورانژ بيضوي شكل شفاف تشكيل مي شود.

 از تندش اسپورانژ تعدادي زئوسپور دوتاژكي تشكيل مي‌گردد كه در شبنم روي برگ شنا مي‌كند و نزديك به روزنه هاي سطح فوقاني برگ تاژك خود را از دست مي دهد و تبديل به كيست مي‌شود .

 در موارد نادر ممكن است اسپور مستقيماً بدون توليد زئوسپور جوانه بزند و ماننديك اسپور واحد لوله زايا توليد كند.

زيست‌شناسي:

 قارچ زمستان و شرايط نامساعد را بصورت ا’ا’سپور در بذر كاهو، خاك و بقاياي گياه آلوده سپري مي‌كنند

 مناسبترين درجه حرارت براي توليد اسپورانژ 15-12 درجه سانتيگراد مي‌باشد.

 رخنه قارچ به گياه مستقيماً از طريق اپيدرم (نفوذ مكانيكي) و يا از طريق روزنه‌هاي برگ صورت مي گيرد.

 مناطق معتدل مرطوب يا شبهاي مه‌آلود و يا باراني بيماري را افزايش مي‌دهد.

كنترل:

1-     شناسايي و كشت ارقام مقاوم

2-     استفاده از سموم زينب، مانب يا مانكوزب (ديتان ام 45) به نسبت دو در هزار در اولين مشاهده علائم بيماري .

 

و رعايت تناوب زراعي در كاهش بيماري موثر مي‌باشد.

مورچه ها و موریانه ها کشاورزی می کنند


دانشمندان آمریکایی و هلندی کشف کردند که مورچه ها و موریانه ها قادرند برای تامین غذای خود ، کود گیاهی بسازند و در باغ سبزیجات لانه خود قارچ بکارند.


مورچه ها و موریانه ها می توانند محیط زندگی خود را برای کسب غذا تغییر دهند. اکنون نتایج دو تحقیق مجزا نشان می دهد که استراتژی های همزیستی که این حشرات برای کاشت قارچ ها استفاده می کنند همزمان می تواند عملکرد خوبی را برای خاک محل زندگی آنها به همراه داشته باشد.
در تحقیق اول که به دست دانشمندان دانشگاه «ویسکونسین- مدیسون» انجام شد نشان می دهد که مورچه های نوع Acromyrmex و Atta باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن را برای کاشت قارچهایی که از آنها به عنوان غذا استفاده می کنند استخدام می کنند. این حشرات اجتماعی نقش بسیار مهمی در اکوسیستم مناطق حاره ای قاره آمریکا ایفا می کنند و می توانند به رشد بهتر گیاهان و بازیافت مواد غذایی کمک کنند.
این دو گروه مورچه ها از قارچ های خانواده Lepiotaceae تغذیه می کنند و این قارچها را در لانه های خود و با استفاده از کود گیاهی حاصل از برگهای درختان می کارند. برای تولید این کود گیاهی مورچه ها به میزان زیادی نیتروژن نیاز دارند.
این دانشمندان برای کشف چگونگی جمع آوری این میزان زیاد نیتروژن، 80 کلونی مورچه ها را از آرژانتین، کاستاریکا و پاناما به لابراتوار آورده و آنها را پرورش دادند. سپس مکانیزم باغبانی مورچه ها را کشف کردند.
در این مطالعات مشخص شد که در زیرلایه برگ هایی که تازه جمع شده بودند مورچه ها حجم بالایی از باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن را به کار گماشتند و این باکتریها نیتروژن را از هوا جمع آوری کرده و به کود گیاهی تزریق کردند. به این ترتیب مورچه ها با استفاده از این کود غنی از نیتروژن قارچهای خوراکی خود را کشت دادند.
براساس گزارش ساینس، در تحقیق دوم که محققان دانشگاه هلند انجام دادند دریافتند که موریانه های آفریقایی از زیرخانواده Macrotermitinae از 30 میلیون سال قبل تنها یک نوع قارچ را برای مصرف غذایی خود می کارند. این نشان می دهد که از 30 میلیون سال قبل تا کنون میراث ژنتیکی این حشرات تغییر نکرده است

 

زنبور های تریکوگراما (همیار کشاورزان)

زنبور تریکوگراما حشره ریز و ظریفی است که حدود یک میلیمتر طول داشته و متعلق به خانواده‌ای از زنبورها تحت نام Trichogrammatidae میباشد. این خانواده از زنبورها به طور کلی پارازیتوئید (انگل) تخم بویژه پروانه‌ها میباشند که تعدادی از این پروانه‌ها جزء آفات مهم و اصلی محصولات کشاورزی هستند و هر ساله کشاورزان و باغداران را وادار به مبارزه بر علیه آنها مینمایند. این زنبورها به واسطه پنجه پای سه بندی به راحتی قابل تشخیص بوده و به واسطه اینکه تخمهای انگلی شده (پارازیت شده) توسط این زنبورها پس از چند روز سیاهرنگ میشوند، در شرایط صحرایی براحتی قابل تشخیص و جمع آوری می باشند.
این زنبورها بسته به حجم تخم میزبان از یک تا چند عدد تخم داخل میزبان قرار می دهند و این تخمها حدودا پس از 24 ساعت تفریخ شده و لاروهای زنبور از محتویات تخم میزبان تغذیه نموده و پس از چند روز سیاهرنگ می شوند، در شرایط صحرایی براحتی قابل تشخیص و جمع آوری می باشنددر حال حاظر از این زنبورها به طور گسترده در مناطق شمالی کشور در مبارزه با کرم ساقه خوار برنج ، آفت کلیدی محصول برنج ، استفاده می شود . از آفات دیگری که در سطح کشور از این زنبور ها در جهت کنترل آنها در سطوح نسبتا محدود تری استفاده می شود ، می توان به کرم قوزه پنبه ، کرم ساقه خوار اروپایی ذرت ، کرم گلوگاه انار و کرم سیب اشاره نمود . نکته مهم در کاربرد زنبورها این است که انها به شرایط نامساعد محیط در هنگام رهاسازی (همانند بارندگی و دماهای بالا) و سمپاشی و یا بادبردگی سم از مزارع مجاور بسیار حساس بوده و در چنین شرایطی از بین رفته و نمی توان از رهاسازی انتظار موفقیت داشت
با توجه به اینکه میزبان های زنبور پارازیتوئید تریکگراما(پروانه های آرد و دانه های غلات) از عوامل مهم تولید این زنبور در اجرای برنامه های کنترل بیولوژیک آفات توسط زنبور تریکوگراما می باشد مشخص کردن میزبان مناسب اهمیت ویژه ای دارد.
در این تحقیق در آزمایشگاه پروانه آرد روی آرد گندم و پروانه Sitotroga cerealellaروی واریته های مختلف گندم و جو پرورش می یابند و با آزمایش فاکتوریل در طرح پایه بلوک های کامل تصادفی فاکتور A در دو سطح (پروانه آرد و پروانه دانه غلات)و فاکتور B در 6 سطح (واریته های گندم، جو و نیز آرد)با 5 تکرار از نظر فراهم کردن زمنه مناسب برای تولید تخم، لارو، شفیره و حشره کامل مورد مقایسه قرار می گیرند. پس از گروه بندی میانگین تیمارهای مرکب با آزمون چند دامنه دانکن از بین میزبان ها و غذاهای مناسب پروانه ها، 2 میزبان برتر با غذاهای مناسب انتخاب می شوند و پروانه های مزبور مجدداً در روی آنها پرورش می یابند و با 25 تکرار میانگین های تخم، لارو، شفیره و حشره کامل با آزمون T-استودنت مورد مقایسه قرار می گیرند. جهت بررسی فعالیت زنبور تریکوگراما در روی تخم های تولید شده در روی دو میزبان مناسب، تخم های تولید شده بوسیله این میزبانها در اختیار زنبورهای تریکوگراما قرار میگیرند و زنبورهای پارازیتوئید به تفکیک تخمها را پارازیته می کنند.
از نظر درصد پارازیتسم تخم ها، میانگین درصد پارازیتسم آنها پس از تبدیل و تغییر شکل داده ها با آزمون T-استودنت با یکدیگر مقایسه می گردند این عمل برای 5 نسل متوالی زنبور پارازیتوئید ادامه می یابد و در نهایت گونه میزبان و نوع غذایی که امکان تولید زنبور تریکوگراما با درصد پارازیتسیم بیشتر و فعالیت و تحرک زیادتر را فراهم می سازد مشخص می شود. فعالیت زنبور تریکوگراما از نظر میزان تحرک و درصد پارازیتسیم در شرایط گلخانه ای نیز بررسی می گردد.