بیماریهای فیزیولوزیک گوجه فرنگی

پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی : Blossom End Rot
علائم اولیه پوسیدگی گلگاه شامل لکه های آب سوخته روی گلگاه میوه های رسیده یا در نزدیکی آن است . این لکه ها به سرعت رشد می کنند و ممکن است به هم بپیوندند و نواحی آسیب دیده وسیعی را بوجود بیاورند. به علت خشک و چروک شدن بافت ، سطح زخمها چروکیده و چرمی و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در می آید. قسمتهای آسیب دیده معمولا مورد حمله پاتوژنهای ثانویه قرار می گیرند که باعث پوسیدگی نرم و فساد میوه می گردند. در برخی مواقع بافتهای داخلی بیرنگ شده و متلاشی می گردند بی آنکه علائم قابل مشاهده ای در سطح میوه وجود داشته باشد.
پوسیدگی گلگاه عارضه ای است که با کمبود موقتی کلسیم موجود در گیاه مرتبط است و با تغییرات رطوبتی خاک تشدید می شود . اگر میزان آب محدود باشد، رشد گیاه کند می شود و متعاقبا جذب مواد غذایی نیز کاهش می یابد. این موضوع باعث کاهش غلظت کلسیم در گیاه می گردد زیرا کلسیم توسط جریان آب در گیاه جابجا می شود. به همین دلیل بخشهایی از گیاه که سریع تر تعرق می کنند، بیشترین میزان کلسیم را دریافت می نمایند.این نواحی معمولا برگهای بزرگ هستند که به خاطر اندازه شان تعرق زیادتری دارند. به این ترتیب میوه های در حال رشد، کمترین میزان کلسیم مورد نیاز خود را دریافت می کنند. استرس های رطوبتی ای که حتی در نتیجه پژمردگی های جزئی گیاه بوجود می آید، برای ایجاد کمبود کلسیم کافی است. زمانی که رطوبت به حد مناسب می رسد، گیاه رشد طبیعی خود را از سر می گیرد. ولی جذب کلسیم هنوز کند است و گیاهی که به سرعت در حال بزرگ شدن است، کلسیم کافی برای رشد خود دریافت نمی کند. کاربرد کودهای نیتروژنه به صورت آمونیوم نیز مستقیما بر جذب کلسیم در گیاه گوجه فرنگی تاثیر می گذارد و باعث کاهش جذب کلسیم و تجمع آن در بافتهای برگ گوجه فرنگی می گردد. در ضمن قطع شدن ریشه ها نیز باعث این عارضه می شود.

میزان انتشار عارضه پوسیدگی گلگاه را می توان با فراهم کردن رطوبت یکنواخت در مزرعه ( مثلا با استفاده از مالچ که هم باعث کنترل علفهای هرز می شود و هم مزرعه نیازی به کلتیواتور زدن پیدا نمی کند که ریشه ها در اثر آن آسیب ببینند ) و عدم مصرف زیاده از حد کودهای ازته کاهش داد. البته واریته های مختلف گوجه فرنگی از نظر حساسیت با هم بسیار تفاوت دارند. هیچکدام از واریته های حاضر تحمل کافی نسبت به این عارضه ندارند تا بتوان از آنها به عنوان یک راه کنترلی استفاده کرد. در ضمن گزارش شده است که اسپری به موقع میوه و شاخ وبرگ گوجه فرنگی با محلول رقیق شده کلرید کلسیم و تکرار آن، مانع از پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی می شود.

آفتاب سوختگی : Sunscald
علائم آفتا ب سوختگی ابتدا روی گوجه فرنگی های کال دیده می شود. این علائم به صورت بروز نواحی سفید یا برنزه روشن روی میوه هایی است که در معرض آفتاب قرار گرفته اند. نواحی تغیییر رنگ یافته چروک خورده و فرورفته اند و اغلب با یک هاله زرد رنگ احاطه شده اند. این نواحی معمولا در قسمت بالای میوه ، جایی که بیشتر در معرض آفتاب قرار می گیرد، دیده می شوند. عارضه آفتاب سوختگی در بوته هایی که برگهای پایینی آنها دراثر Septoria یا Early Blight . از بین رفته اند، و میوه ها به شدت در معرض نور خورشید قرار گرفته اند، دیده می شود. بخشهای آسیب دیده میوه ممکن است توسط پاتوژن های ثانویه مورد حمله قرار گیرند.
کنترل : مراقب باشید که در موقع برداشت یا هرس کردن، میوه ها در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند. داربست ها را طوری بببندید که میوه ها در معرض خورشید نباشند. استفاده از قارچکش ها و مبارزه با بیماری های برگی از نابود شدن برگها جلوگیری می کند. از کلتیوار هایی استفاده کنید که پوشش برگی مناسبی دارند.

Catfacing :
علائم این عارضه به صورت نواحی فرو رفته و دندانه دار در قسمت گلگاه میوه است. گاهی خود میوه نیز بدشکل شده و به صورت قلوه ای شکل یا اشکال دیگر در می آید. این عارضه وقتی به وجود می آید که دمای هوا در طول گلدهی و تشکیل میوه کمتر از 10 درجه سانتیگراد شود. این دما باعث می شو د که گرده افشانی کامل صورت نگیرد. در برخی مواقع گرمای زیاده از حد، آسیبهای ناشی ازبرخی علف کشها مثل D ـ ۴و۲
و تغییرات رطوبت خاک باعث catfacing می شود. در ضمن نیتروژن زیاد نیز باعث تشدید این عارضه می گردد. بروز catfacing به نوع کلتیوار گوجه فرنگی نیز بستگی دارد و در کلتیوارهای قدیمی بیشتر است. در ضمن کلتیوارهایی که میوه درشت تری دارند، حساس ترند.

ترک های رشد: Growth Cracks
در گیاه گوجه فرنگی دو نوع ترک رشدی دیده می شود : متحدالمرکز و شعاعی . ترکهای رشدی متحدالمرکز باعث بوجود آمدن ترکهای دایره ای شکل در انتهای میوه می شوند ولی ترکهای شعاعی از انتها به طرف خارج گسترش می یابند. این عارضه هنگام رسیدن میوه ظاهر میشود. این ترکها غالبا وقتی بوجود می آیند که شرایط مختلفی مثل نوسانات زیاد دما و رطوبت باعث تغییر شدید سرعت رشد می گردد. باران های شدیدی که پس از آب و هوایی خشک به وقوع می پیوندند، باعث بوجود آمدن ترکهای شعاعی در اکثر کلتیوارهای گوجه فرنگی می شوند. توانایی تحمل کلتیوارهای گوجه فرنگی نسبت به ترک خوردن متفاوت است و بستگی به استحکام و قابلیت انبساط ( strechability) پوست میوه دارد. کلتیوارهای بسیار حساس موقعی که میوه هنوز سبز است، ترک می خورند و کلتیوارهایی که تا حدودی مقاومند غالبا تا مراحل بعدی ترک نمی خورند. هر چه میوه زودتر ترک بخورد، ترکهای عمیق تر ی در آن بوجود می آید. نیتروژن زیاد و پتاسیم کم در ترک خوردن میوه ها نقش دارند و بنابراین فراهم کردن مواد غذایی مناسب، آبیاری منظم و کافی باعث کاهش احتمال ترک خوردن میوه ها می گردد.

Puffiness :
میوه هایی که دچار این عارضه می شوند، تا حدودی پف کرده و زاویه دارند. حفرات داخل میوه، در صورت وجود، فاقد ماده ژلاتینی به میزان طبیعی اند و میوه بافت متراکمی ندارد. این عارضه در نتیجه گرده افشانی ناقص، کوددهی ضعیف و یا عدم تشکیل دانه به طور کامل بوجود می آید که غالبا ناشی از دمای پایین است. مشابه عارضه قبلی، نیتروژن زیاد و کمبود پتاسیم نیز باعث این مشکل می
شوند. برخی از کلتیوارها نسبت به این عارضه حساس تراز بقیه هستند.

رسیدن لکه دار : Blotchy Ripening
در این عارضه بخشی از میوه به علت عدم تلقیح مناسب به خوبی نمی رسد. آب و هوای سرد باعث شیوع این عارضه می شود و کمبود آب یا مقدار زیاده از حد آن نیز باعث تشدید ان می گردد. علائم به شکل لکه های زرد رنگ یا سفیدی است که بافت زیر آن سخت باقی می ماند. نواحی آسیب دیده هم معمولا در بخش بالائی میوه ( Stem End ) هستند. این عارضه ممکن است با علائم ناشی از ویروس موزائیک توتون اشتباه شود. این بیماری در کلتیوارهای قدیمی شایع تر است.

پیچیدگی برگ: Leaf Roll
پیچیدگی برگ نوعی عارضه فیزیو لوژیک است که در اثر آب و هوای سرد و بارانی ایجاد می شود. این عارضه باعث پیچ خوردن برگهای پایینی به سمت بالا وضخیم و چرمی شدن آنها می گردد. پیچیدگی برگ اثری روی رشد گیاه و میزان محصول نمی گذارد و نیازی به مبارزه با آن نیست.

عوارض ناشی از علف کشها :
علف کشها می توانند باعث بد شکل شدن شاخ و برگ گوجه فرنگی شوند. بوته های گوجه فرنگی به ویژه به D ـ ۴و۲ حساس هستند . علف کشهاباعث خم شدن برگها به سمت پایین، فنجانی و ضخیم شدن آنها می شوند. برگهای تازه باریک و پیچ خورده اند و به طور کامل توسعه نمی یابند. میوه ها ممکن است دچار catfacing شوند و نرسند. در ضمن در اثر بادبردگی ( drift ) هم ممکن است علف کشهایی که برای کنترل علفهای هرز چمنی به کار می روند، روی گیاه زراعی رفته و عوارض آشکار گردند. بخارات ناشی از علف کشها هم ممکن است گیاه را تا چند روز پس از کاربرد علف کشها تحت تاثیر قرار دهند. علف های چیده شده ای که قبلا علف کش روی آنها استفاده شده نیز نباید به عنوان مالچ درمزارع گوجه فرنگی به کار روند. اگر آسیب های وارد شده جزئی باشند، گیاه قادر به رشد و ترمیم خود خواهد بود. در ضمن گیاهان آسیب دیده باید به طور مرتب و کامل آبیاری شوند.

آشنایی با سموم

آفت كش ها اغلب ازموادآلي ساخته ميشود.اسمpesticideازكلمه انگليسي pestبه معناي غارتگروزيان رسان وcideبه معناي كشنده درست شده است.

درميان سموم آفت كش ميتوان گروههاي زيررامشخص كرد:1-حشره كش ها

2-قارچ كش ها3-علف كش ها4-موش كش ها5-نماتدكش ها

حشره كش هاي مصنوعي فعلي در3گروه قراردارند:1-سموم آلي كلره2-استرهاي

اسيدفسفرريك3-كارباماتها

1-حشره كش هاي كلرهاازكلردادن به هيدروكربورهاي خوشبوي حلقوي بدست مي آيد.معروفترين سموم اين گروهD.D.T-آلدرين-ديلدرين-آندرين-هيتاكلرليندن ياايزومرگامايH.C.Hمي باشند.تمام اين سموم تقريبا غيرمحلول درآبند.تركيبات ثابتي هستند كه ده هاسال درخاك بدون تجزيه باقي مي مانند.

2-حشره كش هاي فسفره ازتركيب الكل هاي مختلف با اسيد فسفريك حاصل ميشود.معروفترين سم فسفره پاراتيون است.سموم فسفره برعكس سموم كلره كه ميدان عمل گسترده اي دارندتااندازه اي انتخابي ميباشندوهركدام روي يك ياچندحشره اثردارند.علاوه براين بيشترسموم فسفره زود درخاك وآب تجزيه ميشوندو

به مواد بي اثرتبديل ميگردند.معروفترين اين سموم پاراتيون-مالاتيون-D.D.V.P-ديازينون است.بعضي ازسموم فسفره مثل دمتون-فوسدرين وآندوتيون خاصيت سيستميك دارند.

3-كاربامات هااغلب استرهاي اسيد متيل كارباميك مي باشند.سوين ياكارباريل معروفترين كاربامات است كه اثرقابل توجهي روي لارو پروانه هاي برگ خواروسخت

بال پوشان داردودرعين حال سميت آن براي جانوران خون گرم بسياركم است.

قارچ كش ها برعليه بيماري هاي نباتي مثل سفيدك سيب زميني ومو-سياهك وزنگ

غلات وغيره كه سابقازيان هاي زيادي مي زدند،استعمال ميشوند.قديمي ترين قارچ كش ها نمك هاي مختلف،مس-گوگردومشتقات آن ها بودند.ولي اكنون قارج كش هاي آلي ساخته شده اند.

مشتقات اسيدفنوكسي استيك اولين تركيباتي بودندكه به عنوان علف كش جنبه بازرگاني پيداكرده اند.اين مواد پس ازپايان جنگ جهاني دوم براي ازبين بردن علف هاي هرزگندميان به كاربرده شدند.سيمازين به عنوان علف كش دركشت زارهاي ذرت وساير كشتزارهابيش ازپيش مورد استعمال دارد.اوره هاي جانشين شده مثل

Diuron-monuronوlinuronگروه ديگري ازعلف كش هاراتشكيل ميدهند.اين

علف كش به اندازه كافي درآب حل ميشوندونسبتا درخاك ثابتند.پيكلوران قويترين وثابت ترين علف كشي است كه تاكنون شناخته شده است.

طبقه بندي سموم شيميايي بادرنظرگرفتن حدودتاثيرآنها:

قارچ كش ها-حشره كش ها-كنه كش ها-نماتدكش ها-حلزون كش ها-موش كش ها

-علف كش ها

طبقه بندي سموم شيميايي براساس طرز به كاربردن آنها :

گرده هاموادآماده اي براي استفاده درمبارزه مي باشندوماده موثرآنها باموادمعدني نرم وخشك مخلوط شده است.براي جلوگيري ازتجزيه اجزاء تشكيل دهنده گرددرحين

بكاربردن،نگهداري ماده موثرباقطعات حامل شرط ضروري ميباشدوبايد به طوريكنواخت درماده حامل پخش شود.

محلول هارا ميتوان به دوقسمت  تقسيم كرد:1-مايعات محلول2-پودرهاي محلول

مايعات محلول دراين نوع  محلول ها اشكال زير وجوددارد:1-محلول هاي فيزيكي

2-محلول هاي كلوييدي3-امولسيون ها4-پودرهاي وتابل5-آئروزولها6-موادمخصوص

7-فوميگانها:اين موادعليه آفات انباري درسيلوها،آسياب ها،كشتي ها،كيسه هاو

 

همچنين آفات گلخانه ها وحشرات موزي خانگي وضدعفوني گياهان وميوه ها و

سبزيجات به كاربرده ميشوند.تركيبات فوق العاده سمي بوده وتركيبات زيرمواراستعمال

دارند:1-هيدروژن سيانور2-تركيبات متصاعدكننده فسفاين ومتيل بروميد

8-فوميگانهاي دودي:اين مواد براي مبارزه با افات مضر خانگي ، افات انباري،

آفات گلخانه اي وآفات فضاي آزاد به كار مي روندوبه شكل قرصها،نوارهاو فشنگهايي ميباشند كه درموقع سوختن دود توليد مي كنند كه حامل ماده موثربه صورت گاز ياذرات بسيارريزمي باشد

9_طعمه ها

10-آغشتني

11-رنگ ها

12-زخم ها:اين موادكه ازچسب، قير وصمغ درختان تهيه مي شوند جهت پوشاندن زخمها ومحل هرس درختان ميوه براي ممانعت از آلودگي به قارچ ها بكار مي رود

 

تركيبات جلوگيري كننده از بيماريهاي ناشي از كمبود مواد غذايي:

تركيبات سموم شيمايي: شامل مواردزير مي باشند:مواد موثر-مواد بي اثر يااضافي

مواد موثر:ماده موثر جز تركيبي بسيارمهم سم بوده وهمان طوركه ازاسمش بر

مي آيد قاعدتا تنها ماده اي است كه روي بيماري ياآفت اثر مي گذارد. كليه

 علف كش هاي محتو ي كلرات سديم ياپتاسيم مانند بعضي از تركيبات 2,4DوMCPAوفوميگانها از مواد خالص مؤثر تشكيل شده اند.مواد مؤثرممكن است

معدني،آلي طبيعي ياآلي مصنوعي باشند.

مواد بي اثر:موادي هستند كه جهت فراهم نمودن مشخصات موردنظر،محفوظ نگه داشتن يابالابردن اثرسموم به آنها اضافه مي شوند.اين موادعبارتنداز:موادجامد-حلالها

موادامولسيون كننده:اين مواداضافي كه داراي تركيبات شيميايي متنوعي چون استرهاي چرب،اسيدسولفونيك ومشتقات حاصله ازواكنش هاي آمين هاي بااسيدهاي چرب مي باشندسبب پراكندگي يك مايع درمايع مخلوط نشدني ديگري گشته وبدين ترتيب تشكيل امولسيون ها رامي دهند.

موادخيس كننده:اين موادبايدبانبات نيزسازگاربوده وقدرت ثبات لايه محلول سمي رادربرابربارندگي كاهش ندهد.اين امربخصوص درمورد استفاده از قارچ كش هااهميت

فوق العاده اي دارد.

موادچسباننده:مواداضافي هستندكه خاصيت چسبندگي گردها ودوام محلول هارا

نسبت به باران افزايش مي دهند.ازاين موادمي توان ژلاتين-كاءين-ژله ها-نشاسته-صمغ-پكتين ها-املاح اسيدهاي چرب-موادمعدني-روغن هاي نباتي ورئغن هاي ماهي نام برد.

طرزتاثيرسموم شيميايي:1-سموم گوارشي2-سموم تماسي3-سموم تنفسي

4-سموم فاسدكننده 5-سموم سيستميك

*موادموثرسموم شيميايي:1-قارچ كش ها:تركيبات مسي،گوگرد،جيوه

قارچ كش هاي آلي رامي توان به گروه هاي زير طبقه بندي نمود:

1-تيوكارباماتها:اين سموم شامل:زينب –مانب-فربام-زيرام-اين سموم جهت مبارزه با

بيماري هاي قارچي به كارمي روند از جمله بيماري لكه قهوه اي قهوه بيماري سفيدك دروغي توتون –لكه سياه سيب

2-تيورامها:اين تركيبات املاح فلزي نبوده بلكه دي سولفيد ميباشند واكثر تجارب مربوط

به آنها از به كاربردن تركيTMTDبدست آمده است.دردرجه حرارت پايين اثر آن قابل مقايسه با تيوكاربا ماتها نيست ليكن تاثير مطلوبي بررنگ ميوه هادارد.

بيماري قارچي زيررامي توان باتيورامهاكنترل نمود:بيماري لكه قهوه اي قهوه-بيماري

لكه برگي قهوه –بيماري لكه برگي برنج

 

3-كلرونيتروبنزن ها:بيماري قارچي زير راباكلرونيتروبنزن مي توان كنترل كرد:

1-انواع بوته ميري ومرگ گياهچه 2-زنگ سياه پياز 3-بيماري لكه قهوه اي

 سيب زميني4-كاپتان 5-كاراتان

حشره كش ها:هيدروكربن هاي كلره:ددت-گامكسان-توكسافن-اندرين-

تيودان-پاراتيون-متيل پاراتيون-مالاتيون-كلروتيون-ديازينون-گوزاتيون –تريكلروفون-

انواع سموم سيستميك عبارتنداز:1-ديمتون 2-فوسدرين 3-فسفاميدون

4-دي متوات

كنه كش ها:درطول چندين سال گذشته بكاربردن سموم غير سيستميك

استرهاي اسيذفسفريك عليه كنه هاي تار عنكبو تي نشان داده كه آفات مزبور

با توليدنسل هاي متعددتدريجا به سموم فسفره مقاومت پيداكردندازاين رو

كنه كش هاي اختصاصي ساخته شدند.

مهمترين موادكنه كش:1-بنزين سولفات-كلروسايد-دينيتروآلكيل-فنيل آكريلات

كلتان –تتراديفون-تتراكلروديفنيلسولفيد

نماتدكش ها:

1-كلروپيكرين2-ددت3-واپام4-متيل ايزوتيوسيانات5-مايلون6-نماگون

حلزون كش ها:متالوييدپودربي بووبي طعم بلوري شكلي بوده وسموم ويژه مبارزه

با حلزون ها ميباشد.ازطريق دستگاه گوارشي وتماسي مؤثربوده ليكن خاصيت جلب

حلزون هاراندارد.

موش كش ها:پيازعنصل قرمز-آلفانفتيل تيودا-فسفردوزنگ-مشتقات كومارين-

هيدروكربن هاي كلره

علف كش ها:علف كش هاي غير انتخابي-علف كش هاي انتخابي-علف كش هاي

تماسي-علف كش هاي هورموني-علف كش هاي غير هورموني

موادمؤثر علف كش ها عبارتنداز:1-كلراتها2-تري كلرواستات3-دالاپن4-آمينوتريازول

علف كش هاي انتخابي:علف كش هاي تماسي-نيتروفنولها-پنتاكلروفنول PCP

علف كش هاي هورموني:علف كش هاي زير ازانواع علف كش هاي هورموني هستند:ِِِِِ2-4-D-MCPA –CMPP-MCPB-2,5,5-T

علف كش هاي غير هورموني:

1-كارباماتها2-مشتقات اوره3-تريازين ها4-سيمازين5-آترازين 

شته سیاه باقلا Bean aphid

شته سیاه باقلا Bean aphid

Aphis fabae

(Homoptera:Aphididae)

به تمام اندام های گیاه اعم از برگ , ساقه و گل حمله می نماید و با تغذیه از شیره گیاهی باعث ضعف و زردی در گیاه می شود و با ترشحات عسلک و تجمع گرد و خاک روی گیاه موجب اختلالات فیزیولوژیک در گیاه می شود .خسارت غیرمستقیم این آفت انتقال بیماریهای ویروسی است . در دنیا بیش از 200 میزبان دارد . در ایران یکی از افات مهم بقولات است و بیشتر روی نخود , لوبیا , باقلا , سیب زمینی , بادمجان , توتون , اسفناج و خیار و... دیده می شود .



زیست شناسی:

این شته دو میزبانه بوده که میزبان اول آن شمشاد زینتی و میزبان دوم آن گیاهان پهن برگ یک ساله است . از مرحله تخم تا تولید شته های بالدار دخترزا روی میزبان اول و از مرحله شته های بالدار دخترزا تا تولید افراد جنسی زای نر و ماده روی میزبان دوم سپری می شود.

زمستان را به صورت تخم روی میزبان اول به سر می برد. در بهار شته های بالدار زنده زا میزبان اول را ترک کرده و روی میزبانهای دوم از قبیل صیفی جات و حبوبات می روند. در اواخر تابستان ماده Sexupare ظاهر می شود که بالدار می باشد و به روی میزبان اول بر می گردند و افراد نر و ماده را بوجود می آورند. شته های ماده پس از جفت گیری , حاشیه برگها و پایین جوانه ها تخمریزی می کنند به این ترتیب در یک سال چندین نسل بوجود می آورند.

کنترل:

1. دیکلرووس(ددواپ) EC50% 2-1.5 در هزار

2. پیریمیکارب(پریمور) wp50% و0.7- 0.5 کیلوگرم درهکتار

3. هوستاکوئیک EC50% و 1لیتر درهکتار

4. پی متروزین(چس) WG50% و 0.5 کیلو گرم

شته لگومینوز

شته لگومینوز

Aphis craccivora

(Homoptera:Aphididae)

این شته در ایران به اسامی شته سیاه یونجه , شته سیاه نخودیان , شته طاووسی و شته اقاقیا نیز خوانده می شود . شته ای پلی فاژ بوده که میزبانهای ترجیحی آن افراد خانواده لگومینوز می باشد . کلنی های جوان این شته در نقاط رشد گیاه میزبان (لوبیا , باقلا , عدس نخود ماش اقاقیا گل طاووسی) متمرکز شده و تمام قسمتهای گیاه اعم از برگ گل آذین و میوه را مورد حمله قرار می دهد .



زیست شناسی:

تمام دوره سال در شرایط مساعد به طریق بکرزایی تولید مثل می کند. بنابراین سیکل زندگی آن Anholocyclic می باشد.



کنترل:

1. دیکلرووس(ددواپ) EC50% و 2-1.5 در هزار

2. پیریمیکارب(پریمور) wp50% و 0.7- 0.5 کیلوگرم درهکتار

3. هوستاکوئیک EC50% و 1لیتر درهکتار

4. پی متروزین(چس) WG50% و 0.5 کیلو گرم

مگس پیاز Onion fly

مگس پیاز Onion fly

Delia(=Hylemyia) antique

(Diptera:Anthomyiidae)



لاروهای کوچک و سفید رنگ این مگس ساقه های زیرزمینی و پیازها را سوراخ کرده و سبب پژمرده شدن و زرد شدن برگها می گردند . هر لارو جوان می تواند سه تا پنج گیاه را از بین ببرد . اغلب پیازهای درشت مورد حمله چندین لارو قرار می گیرند. این افت روی پیاز , تره , سیر و موسیر خسارت می زند.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت شفیره در خاک می گذراند. در اردیبهشت ماه حشرات کامل ظاهر شده و پس از جفت گیری حشره ماده تخمهای خود را بصورت انفرادی یا دسته های کوچک روی خاک اطراف طوقه , روی برگ و یا روی غده پیاز می گذارد. دوره زندگی به طور متوسط حدود یک ماه و در این دوره حشره ماده حدود 100 تخم می گذارد.

دوره جنینی تخم در حرارت 20 تا 21 درجه سانتی گراد حدود 5 روز بوده و تخمها برای تفریح معمولا" به رطوبت زیاد نیاز دارند . لاروهای جوان به محض خروج به داخل بافت گیاه نفوذ کرده و در صورتیکه محیط تغذیه مساعد باشد در مدت 2 تا 3 هفته به رشد کامل خود می رسند . لاروهای کامل سپس از میزبان خارج شده و در عمق 5 تا 10 سانتی متری خاک تبدیل به شفیره می گردند . دوره شفیرگی حدود یک هفته می باشد . این حشره در ایران 3 نسل در سال دارد . نسل اول در اردیبهشت ماه نسل دوم در اوایل تیرماه و نسل سوم در شهریور ماه دیده می شود.

کنترل مگس پیاز:

1- تناوب زراعی

2- مبارزه شیمیایی:


با استفاده از تری کلروفون یا دیپترکس به نسبت 1.5 در هزار(1.5کیلوگرم درهکتار) 2 -3 نوبت پس از چند برگی یا کفتری شدن بوته. سایر سموم:

دیازینون 2لیتر در هکتار

هوستاکوئیک 1لیتر در هکتار

تریپس پیاز Onion thrips

تریپس پیاز Onion thrips

Thrips tabaci

(Thysanoptera , Tereberantia , Thripidae)



تریپس پیاز یا تریپس تو تون گونه ای پلی فاژ می باشد که به گیاهان مختلفی نظیر پیاز,توتون , لوبیا , چغندر قند, گوجه فرنگی , سیب زمینی , نخود و انواع کدوئیان به خصوص هندوانه خسارت می زند.

بر اثر تغذیه و فعالیت پوره ها و حشرات کامل برگها تغییر رنگ داده و لکه های نقره ای زرد یا قهوه ای در سطح آنها مشاهده می شود . در جمعیت های بالا باعث بدشکلی و کوچک ماندن میوه و برگها می شوند . این تریپس ناقل بیماری ویروسی پلاسیدگی در گوجه فرنگی یا Spotted wilt می باشد .


زیست شناسی:

Terebrantia:Egg->L->L->Prepupa->Pupa->Adult

به علت داشتن چشم مرکب در مراحل اولیه رشد و همچنین وجود بال در خارج بدن در دو سن اخر شبیه دگر دیسی ناقص است ولی به علت رشد بال در سنین اولیه و سن دوم در درون بدن و مرحله غیر فعال Pupa شبیه به دگر دیسی کامل است . بنابراین با توجه به مراتب بالا دارای دگردیسی از نوع حد واسط Intermediate metamorphosis می باشد.

این حشره زمستان را به صورت حشره کامل و پوره روی گیاهانو علف های هرز و زیر کلوخه ها و شکاف های زمین به سر می برد.حشرات کامل ماده پس از خروج از اماکن زمستانه ابتدا 2 تا 3 روز تغذیه وسپس تخمگذاری می کنند . حشرات ماده به صورت بکرزایی تولید مثل می کنند و تخم ها را به صورت انفرادی در زیر اپیدرم برگ قرار می دهد . طول دوران یک نسل بین 16 تا 26 روز متغیر است و تا 10 نسل ممکن است ایجاد کند .

کنترل:

1- استفاده از ارقام مقاوم

2- از بین بردن علف های هرز مزارع

مبارزه شیمیایی :

2-3 نوبت پس از چند برگی یا کفتری شدن بوته

1. دیکلرووس(ددواپ) EC50% و 2- 1.5 درهزار

2. مالاتیون EC57% و 2در هزار

3. هپتنفوس(هوستاکوئیک) EC50% و 1درهزار

4. پروفنوس(کوراکرون) EC40%

5. تیودیکارب(لاروین)

6. آندوسولفان(تیودان)

7. دیازینون

کنه زنگار گوجه فرنگی Tomato russet mite

کنه زنگار گوجه فرنگی Tomato russet mite

(کنه حنایی گوجه فرنگی)

Vasates lycopersici

Syn:Aculops lycopersici

(Acari:Eriophyidae)



این کنه در سطح برگ و شاخه های گوجه فرنگی و سیب زمینی و عده دیگری از گیاهان خانواده Solanaceaeیا بادمجانیان به سر می برد و باعث ضخیم شدن و لوله شدن برگها می شود .

در اثر شدت حمله غالبا" برگ و ساقه های میزبان این کنه کامل حدود 0.1 تا 0.2 میلیمتر و به رنگ زرد مایل به سبز می باشد . بدن کشیده و دو جفت پا دارد . بسیاری از متخصصین علائم خسارت این کنه را با بیماری فیتوفترا اشتباه می گیرند . تفاوت این دو در این است که در بیماری فیتوفترا بعد از دو تا سه روز گیاه خشک شده و از بین می رود ولی در مورد این کنه رشد گیاه کم می شود و برگها پلاسیده و به رنگ حنایی در می اید ولی به رشد و نمو خود ادامه می دهد و حتی تولید میوه کوچک هم می کند.

کنه تخمهای کروی شکل وسفید شیری خود را به خصوص در اطراف رگبرگهای اصلی و یا در شیارهای دمبرگ و ساقه قرار می دهد . کنه حنایی گوجه فرنگی در اواخر تیرماه تا اوایل مرداد ظاهر می گردد و از شهریور ماه به بعد جمعیت ان در برخی از مزارع گوجه فرنگی فوق العاده افزایش پیدا می کند. این حالت در طول ماههای شهریور و مهر ادامه پیدا می کند و در نتنیجه بوته ها را به نابودی می کشاند . انتشار این کنه اغلب توسط باد و حشرات به خصوص Bemisia sp. که در مزارع زیاد دیده می شوند و صورت می گیرد.

دوران رشدی کنه از تخم تا کنه بالغ در حرارت 25 درجه سانتی گراد و رطوبت 50 درصد 8 تا 10 روز به طول می انجامد.این کنه بیش از 10 نسل در سال دارد .

کنترل شیمیائی:

1. دینوکاپ (کاراتان) wp18.25 و 1کیلوگرم

2. بروموپروپیلات(نئورون) EC25% و 1.5 لیتر

کرم مفتولی ریشه Click beetle

کرم مفتولی ریشه Click beetle

Agriotes lineatus

Coleoptera:Elateridae



به گیاهان مختلفی نظیر سیب زمینی و گندم و هویج و ذرت و کاهو و گوجه فرنگی و چغندر قند و توتون و تره فرنگی و جو و پنبه خسارت می زند . لارو این حشره از گیاهچه هاییکه به تازگی از جوانه زدن بذر ایجاد شده اند و تغذیه نموده و حشره کامل نیز از گرده گلها تغذیه می نماید .

لارو افت غده سیب زمینی را سوراخ نموده و در داخل ان کانالهایی به طول 2 تا 3 میلیمتر بوجود می اورد و خود نیز در داخل این کانالها به سر می برد . روی ریشه گندم نیز قسمتی از ان را به صورت قلوه کن مورد تغذیه قرار می دهد.

زیست شناسی:

سوسکهای ماده پس از جفت گیری به داخل خاک نفوذ و در انجا تخم خود را روی ریشه میزبان قرار می دهند . تخمها پس از چند روز تفریخ می شوند . دوره تکاملی لارو طولانی و ممکن است 3 تا 5 سال طول بکشد . لاروها در برابر خشکی بسیار حساس هستند . مرحله شفیرگی نیز در داخل خاک سپری می شود. به صورت لارو یا شفیره زمستان گذرانی می کند.

کنترل:

1- تناوب زراعی

2- شخم عمیق و از بین بردن غده ها در زمین

3- در صورت لزوم مبارزه شیمیایی با استفاده از مونوکروتوفوس (نوواکرون) به نسبت 1.5 تا 2 در هزار

سوسک کلرادو Colorado potato beetle

سوسک کلرادو Colorado potato beetle

(سوسک برگخوار سیب زمینی)

Leptinotarsa decemlineata

Coleoptera:Chrysomelidae))





این افت بومی کشور امریکا می باشد.

سوسک کلرادو طالب آب و هوای معتدل و مرطوب و زمستان سرد است . حرارت بالاتر از 11.5 درجه سانتی گراد برای نشو و نمای سوسک موثر شناخته شده است . تخم در حرارت کمتر از 12 درجه سانتی گراد تفریخ نمی شود . حرارت بالاتر از 35 درجه سانتی گراد تخم و لارو ها را می کشد و سوسکها برای فرار از گرما به داخل خاک پناهنده می شوند . این افت علاوه بر سیب زمینی از گوجه فرنگی و بادمجان و تو تون و فلفل فرنگی و عده زیادی از گیاهان هرز تغذ یه می کند . حشره کامل و لارو این افت از برگهای گیاه میزبان تغذیه نموده و ساقه ها را باقی می گذارند.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت حشره کامل در داخل خاک و در اعماق مختلف ان سپری می کند . در اوایل بهار که حرارت خاک در بستر سوسک به حدود 12 درجه سانتی گراد رسید از محلهای زمستان گذران خارج و شروع به فعالیت می کند . در شهرستان اردبیل تاریخ خروج سوسکهای زمستانه معمولا" از اواخر فروردین تا اوایل اردیبهشت می باشد. سوسکها در ابتدای خروج 2 تا 3 روز در سطح خاک استراحت کرده و سپس در هوای گرم و افتابی شروع به فعالیت و پرواز می کنند . حشرات کامل بعد از یک تغذیه کافی از جوانه ها و برگها

که معمولا" چند روز طول می کشد و در ساعات گرم و افتابی روز به جفت گیری پرداخته سپس حشره ماده تخم های خود را در دستجات 20 تا 80 تایی در سطح زیرین برگها قرار می دهد . یک سوسک زمستانه ممکن است تا 2400 عدد تخم نیز بگذارد . تخمها در حرارت 20 تا 25 درجه سانتی گراد طی 4 تا 6 روز و در حرارت پایین تر طی 2 تا 3 هفته تفریخ می شوند . تخمها در حرارت بالاتر از 35 درجه خشک شده و نازا می شوند . این حشره دارای 4 سن لاروی است و تا ابتدای شفیره شدن 4 نوبت پوست عوض می کند . دوره لاروی حدود 15 روز طول کشیده سپس لارو در داخل خاک در گهواره گلی و در عمق 3 تا 10 سانتی متری تبدیل به شفیره می شود . شفیرگی حدود 20 روز به طول می انجامد . نسل اول این افت حدود 45 روز به طول می انجامد .

در اردبیل سوسکهای نسل اول از دهه اول تیرماه به بعد از شفیره خارج و در ساعات گرم روز به تدریج در خاک دیده می شوند . قسمت عمده ای از جمعیت سوسکهای نسل اول به خاک رفته و در عمق 10 تا 25 سانتی متری یا بیشتر دوره استراحت درازمدت یک تا سه سال را می گذرانند. اما عده ای نیز به دوره استراحت نرفته و در سطح مزرعه باقی مانده و جفت گیری و تخمریزی می نمایند و نسل دوم افت را می سازند . طرز تغذیه و رشد و نمو افراد نسل دوم مشابه با نسل اول افت می باشد . حشرات کامل در اواخر تابستان و اوایل پاییز به دیاپوز رفته و همان گونه زمستان را درون خاک سپری می کنند . این افت در نقاط دیگر دنیا 1 تا 4 نسل در سال دارد.

کنترل:

1- مبارزه زراعی:

جمع آوری و حذف بقایای آلوده و تناوب زراعی در امر مبارزه بسیار مهم می باشد .

2- دشمنان طبیعی:

الف) قارچ Beauveria bassiana روی لارو و شفیره و حشره کامل فعالیت می نماید.

ب) سن شکارگر Rhinocoris punctiventris از خانواده Reduviidae شکارچی حشره کامل می باشد .

ج) لارو بالتوری Chrysopa carnea از خانواده Chrysopidae که از تخم افت تغذیه می کند.

3- مبارزه شیمیایی:

یک یا دو نوبت سم پاشی با فوزالون (زولون) امولسیون 35 درصد به نسبت 2 لیتر در هکتار و یا اندوسوفان (تیودان) امولسیون 35 درصد به نسبت یک تا دو لیتر در هکتار در اواسط خرداد و اواسط تیرماه

کرم میوه گوجه فرنگی(کرم غوزه)

کرم میوه گوجه فرنگی(کرم غوزه)

Helicoverpa armigera

Syn:Helicoverpa armigera

Lepidoptera:Noctuidae) )






یکی از افات مهم پنبه و توتون و گوجه فرنگی و یونجه و خشخاش و کنف و شبدر و ذرت و نخود و کنجد و بادمجان و سویا و لوبیا و ذرت خوشه ای و کدو و شاهدانه می باشد . بسیار پلی فاژ بوده در دنیا بیش از 70 گونه میزبان برای ان گزارش شده است . لاروهای این افت از برگهای جوان و قوزه (کرم قوزه پنبه و کرم قوزه گلرنگ) و بلال (کرم برگخوار ذرت)

و میوه (کرم میوه گوجه فرنگی) و غلاف بذر (کرم پیله خوار نخود) گیاهان میزبان خود تغذیه می کنند.در مزارع سبزی و صیفی گونه های دیگری نظیر H. peltigera و H. viriplaca نیز دیده می شوند.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت شفیره در داخل در عمق 5 تا 8 سانتیمتری به سر می برد.خروج پروانه ها در بهار بسته به درجه حرارت از اواسط فروردین ماه شروع می شود . حشره ماده پس از جفت گیری تخم های خود را به صورت انفرادی روی دو طرف برگها و ساقه ها و دمبرگها و برگچه های گیاه میز بان می گذارد. تخم در شرایط مساعد 3 تا 5 روز بعد تفریخ شده و لاروها در همان محل شروع به تغذیه می کنند .

لارو در روی نخود غلاف را سوراخ کرده و در داخل ان فعالیت می کند. در صورتیکه در روی گوجه فرنگی میوه را مورد حمله قرار داده و درون ان فعالیت می کند. دوره لاروی حدود 3 هفته به طول می انجامد.دارای شش سن لاروی است و لارو 5 مرتبه پوست عوض می کند تا به مرحله تکامل برسد و سپس در داخل خاک تبدیل به شفیره می شود . دوره شفیرگی در شرایط مساعد 8 تا 12 روز به طول می انجامد . طول دوره زندگی پروانه ها در بهار بیشتر و در تابستان به علت گرمی هوا و کاهش رطوبت نسبی کمتر می گردد. طول دوره یک نسل حدود 38 تا 44 روز نوسان دارد. ممکن است 3 تا 4 نسل در سال داشته باشد.

کنترل:

1- شخم عمیق بلافاصله بعد از برداشت محصول

2- یخ اب زمستانه

مبارزه شیمیایی:

دو تا سه نوبت بعد از ریزش گل و تشکیل میوه

1. تری کلروفن(دیپترکس) sp80%و 1.5- 1 کیلوگرم

2. سوین wp85%و 3کیلوگرم در هکتار

شته سبز هلو (شته اسفناج)green peach aphid

شته سبز هلو (شته اسفناج)green peach aphid

Myzus persicae

(Homoptera:Aphididae)



هلو و بادام و گوجه و زرد الو میزبانهای اصلی ان را تشکیل می دهند و از مهمترین میزبانهای ثانوی می توان و گوجه فرنگی و سیب زمینی و توتون و بادمجان و کرفس و کاهو و شلغم و .... را نام برد.

زیست شناسی:

سیکل زندگی ان Holocyclic بوده و به صورت تخم روی میزبانهای اصلی زمستانگذرانی

می کند. سپس فرم های بالداری که از اواخر فروردین تا اوایل خردادماه ظاهر می شوند به میزبانهای ثانوی مهاجرت می کنند . این شته یکی از مهمترین ناقلین عوامل بیماریزای گیاهی می باشد.

کنترل شته هلو:

اگر شته ها موجب پیچیدگی برگ شوند یا تولید گال نمایند از سموم سیستمیک مانند اکسی دمتون متیل (متاسیستوکس) و تیومتون (اکاتین) استفاده می شود ولی اگر موجب پیچیدگی نشونداز پریمیکارپ (پریمور) که یک شته کش اختصاصی است استفاده می شود.

برای مبارزه با شته های سبزی و جالیزی از هپتنوفوس(هوستاکوییک)استفاد ه می شود.

1. دیکلرووس(ددواپ) EC50% و 2-1.5 در هزار

2. پیریمیکارب(پریمور) wp50% و 0.7-0.5 کیلوگرم درهکتار

3. هوستاکوئیک EC50% و 1لیتر درهکتار

کک چلیپا ئیان Cabbage flea beetle

کک چلیپا ئیان Cabbage flea beetle

Phyllotreta spp.

(Coleoptera: Chrysomelidae)



سوسکهای بسیار کوچکی در حدود 2 تا 3 میلیمتر بوده و به علت اینکه ران پای عقبی بزرگ شده و می جهند به آنها کک اتلاق شده است . حشرات کامل از برگهای کروسیفره مانند کلم و شلغم و تربچه و خردل و کلزا تغذیه کرده و برگها را سوراخ سوراخ می کنند. لارو معمولا" روی ریشه زندگی کرده و خسارت چندانی وارد نمی اورد . از این جنس ها سه گونه از ایران گزارش شده است.


P. cruciferae

P. nemorum

P. undulate

زیست شناسی:

زمستان را به صورت حشره کامل و به حالت دیاپوز در زیر خاک یا زیر بقایای گیاهی به سر می برد .در شرایط مساعد و در بهار خارج و بعد از دو هفته تغذیه و بعد از دو هفته تغذیه و جفت گیری و تخمریزی می کند. تخمها نزدیک ریشه در سطح خاک گذاشته می شود.حشره ماده 35 تا 70 تخم می گذارد. دوره جنینی حدود یک هفته و لارو پس از خروج در خاک از ریشه کروسیفره به خصوص کلم تغذیه می کند و اغلب به داخل بافت نفوذ کرده و پس از گذشت یک ماه در خاک به شفیره تبدیل میگردد. دوره شفیرگی 10 تا 15 روز و یک نسل در سال دارد.

کنترل:

در صورت لزوم با استفاده ازکارباریل(سوین)

شب پره پشت الماسی(بید کلم) Diamond back moth

شب پره پشت الماسی(بید کلم) Diamond back moth

Plutella xylostella

(Lepedoptera:Platellidae)



یکی از آفات مهم گیاهان اهلی و وحشی کروسیفره می باشد که لاروها پس از خروج از تخم رگبرگهای اصلی را سوراخ کرده و یا اینکه در سطح زیرین برگها به تغذیه می پردازند. در حملات شدید بوته های جوان ممکن است از بین برود . در گیاه کلم گلها به برگ ترجیح دارند و ضمن تغذیه روی گلها فضولات و تارهای تنیده را به جای می گذارند.

زیست شناسی:

روزها در زیر برگ مخفی و شب فعالیت دارند . بعد از پروازهای کوتاه و جفت گیری و در سطح زیر برگها تخم می گذارند. تعداد تخم 150 تا 300 عدد که در دسته های 3 تا 6 تایی می گذ ا رند . در شرایط مساعد 3 تا 4 روز بعد تخم ها باز می شوند . طول دوران لاروی 7 تا 10 روز می باشد . لارو های ریز در زیر برگ از پارانشیم تغذیه می کنند ولی لاروهای درشت برگها را سوراخ سوراخ می کنند . لارو سن اخر پیله تنیده و در سطح پشت برگها تبدیل به شفیره می شود. در مناطق گرمسیر بدون دیاپوز 12 نسل در سال دارد.

کنترل:

1- لاروهای این افت توسط زنبور Diadagma sp از خانواده Ichneumonidae تقریبا" برابر 35 درصد پارازیته می شوند .

2- مبارزه شیمیایی با استفاده از یکی از سموم فسفره (زولن و دیازینون)

سفیده کوچک کلم Small cabbage butterfly

سفیده کوچک کلم Small cabbage butterfly

Pieris rapae

Lepedoptera:Pieridae



زیست شناسی:

شبیه به سفیده بزرگ کلم می باشد ولی ماده بر خلاف سفیده بزرگ تخم های خود را بصورت انفرادی می گذارد. یک ماده ممکن است تا 350 عدد تخم نیز بگذارد .تعداد نسل ان در شرایط کرج 5 نسل در سال گزارش شده است.

کنترل سفیده:

1- زنبور پارازیتوئید تخم


Trichogramma sp. (Hymenoptera:Trichogrommatidae)

2- زنبور پارازیتوئید لارو


Apanteles rubecula(Hymenoptera:Braconidae)


1- مبارزه شیمیایی :

در صورت لزوم مبارزه شیمیایی از کارباریل (سوین) به نسبت 3 کیلوگرم یا تری کلروفن 1.5 کیلوگرم در هکتاربا دیدن اولین لاروهای افت استفاده می شود

سفیده بزرگ کلم(Large cabbage butterfly)

سفیده بزرگ کلم(Large cabbage butterfly)

Pieris brassicae

(Lepedoptera: Pieridae)



لارو های این روز پرک از گیاهان مختلف چلیپا ئیان مانند کلم و کلم گل و شلغم و ترب و تربچه و کلم قمری تغذیه نموده و فقط رگبرگها را باقی می گذارند.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت شفیره به سر می برد و در اوایل بهار حشرات کامل ظاهر و پس از جفت گیری شروع به تخم ریزی کرده و در هر نوبت یک دسته تخم 20 الی 30 عددی روی گیاهان تیره کلم قرار می دهد. مجموع تخمها ممکن است تا 200 عدد هم برسد . تخمها پس از 5 تا 8 روز باز شده و لاروهای کوچک برای مدتی به طور دسته جمعی زندگی کرده و از قسمتهای لطیف برگها تغذیه می کنند . لاروها به تدریج که بزرگتر میشوندزندگی دسته جمعی را ترک کرده و پخش می شوند . لاروهای درشت ضمن تغذیه از برگهای کلم فقط رگبرگهای بزرگتر را بجا می گذارند . لارو دارای سه سن لاروی و دوره لاروی حدود دو هفته طول می کشد . وقتی لارو کامل شد برای شفیره شدن خود را به اشیا مجاور اعم از چوب و غیره محکم کرده و بوسیله جند تار ابریشم به اشیا مزبور وصل و سپس تبدیل به شفیره می شود . دوره شفیرگی حدود یک تا دو هفته طول می کشد . در سال 2 تا 4 نسل دارد.

کنترل:

1- دشمنان طبیعی

زنبور پارا زیتو ئید لارو

Apanteles glomeratus (Hymenoptera : Braconidae)
زنبور پارا زیتوئید تخم

Trichogramma brassicae(Hymenoptera: Trichogrammatidae)

2- مبارزه شیمیایی:

در صورت لزوم مبارزه شیمیایی از کارباریل (سوین) به نسبت 3 کیلوگرم یا تری کلروفن 1.5 کیلوگرم در هکتاربا دیدن اولین لاروهای افت استفاده می شود

شته مومی کلم(Cabbage aphid)

شته مومی کلم(Cabbage aphid)

Brevicoryne brassicae

(Hom:Aphididae)



شته ای به رنگ سبز مایل به خاکستری است که سطح بدن آن دارای گرد مومی سفید رنگی می باشد . کلم و گل کلم و کلم دلمه ای تربچه و خردل را بشدت مورد حمله قرار میدهد اما کلم پیچ و کلم روغنی کمتر مورد حمله قرار می گیرند و شلغم کا ملا" از این شته مصون می باشد.

زمستان را به صورت تخم و در حالت دیاپوز می گذراند.تخم در بهار تفریخ شده و شته های موسس Fundatrix بوجود امده به روش دختر زایی و زنده زایی تولید مثل نموده و چندین نسل ایجاد می کنند. اگر درفصل در فصل تابستان مواد غذایی برای تغذیه شته در مزرعه کافی نباشد شته های بالدار ظاهر شده و به مزهرع مجاور پرواز می نمایند .

تعداد نسل بسته به شرایط اب و هوایی متغیر و 15 تا 20 نسل در سال دارد. دوره تکاملی در زمستان 15 تا 20 روز و در تابستان 8 تا 10 روز می باشد. در پا ییز شته های بالدار روی خاک نزدیک طوقه و بوته های کلم و کلم گل جمع می شوند و سپس افراد نر و ماده در انها بوجود می ایند که پس از جفت گیری تخم ریزی می نمایند.هر شته 3 تا 4 تخم می گذارد. تخم ها سیاه و بیضی است و به همین طریق زمستان را سپری می کنند.در مناطق گرمسیر این شته تمام مدت سال را به صورت ماده بکر زا سپری می کند ((Anholocyclic .

کنترل:

1. زنبور پارازیتوئید Diaretiella rapae (Hymenoptera:Aphidiidae)

2. پیریمیکارب(پریمور) wp50% و 0.7-0.5 کیلوگرم درهکتار

3. هوستاکوئیک EC50% و 1لیتر درهکتار

4. دیکلرووس(ددواپ) EC50% و 2-1.5 در هزار


سرخرطومی جالیز

سرخرطومی جالیز

Acytopeus curvirostris

Coleoptera: Curculionidae

سه نسل در سال دارد و زمستان را به صورت حشره کامل در داخل میوه خشک شده می گذراند.حشرات کامل همزمان با تشکیل میوه ها ی هندوانه ابوجهل یا جالیز (هندوانه و خربزه و طالبی و خیار و کدو ) در مناطق جالیز کاری ظاهر می شوند. ابتدا حشره از میوه تغذیه کرده سپس درسمت سایه میوه تخمگذاری می کند .تخم معمولا" در کنار سوراخی که بوسیله خرطوم در پوست میوه ایجاد شده می گذارد. وقتی لارو از تخم خارج شد با یک نوبت خزیدن در حفره افتاده و رو به طرف میوه شروع به تغذیه می کند . حفره تخم ریزی پس از چند روز مسدود شده ولی چون سلولهای اطراف اسیب دیده و رشد نکرده و با توجه به رشد طبیعی سایر سلولهای ان خمیدگی وپیچشی در میوه ایجاد شده و شکل اولیه خود را از دست می دهد.

در یک کانون تخمریزی 38 تخم شمارش شده است.میوه انتخاب شده جهت تخم گذاری باید پوستی نازک و شاداب داشته و قطر ان نباید از 5 تا 8 سانتیمتر تجاوز کند. در صورتیکه پوست سخت شود حشره قادر نیست در ان ایجاد کند.برخی اوقات حشره نر محل دم میوه و یا ساقه فرعی را قطع می کند لذا میوه شادابی خود را از دست داده و چروکیده می شود.لاروها محتویات درون میوه را خورده و سپس در درون همان میوه های خشکیده تبدیل به شفیره می شوند. در این میوه ها انبوهی از لانه های شفیرگی مشاهده می شود.دوره جنینی 2 تا 4 روز و دوره لاروی 11 تا 14 روز و دوره شفیرگی 3 تا 10 روز میباشد. در شرایط مساعد حشره کامل از شفیره خارج شده و دوباره فعالیت می کند و در شرایط نامساعد درون حفره شفیرگی زمستان گذرانی می کند.


کنترل سرخرطومی جالیز:

1- سم پاشی توصیه نمی شود.

2- جمع آوری وانهدام میوه های آلوده

3- شخم عمیق بعد از برداشت محصول

4- از بین بردن بقایای گیاهی

5- مبارزه با هندوانه ابوجهل

6- شخم و یخ آب زمستانه

7- معلق نگه داشتن میوه های کوچک

سفيدك داخلي(كركي، كاذب) مــــــــــــو Grapevine downy mildew

سفيدك داخلي(كركي، كاذب) مــــــــــــو Grapevine downy mildew

سفيدك كركي مو براي اولين بار در جهان درسال 1837 توسط schweinitz درآمريكاي شمالي روي موهاي وحشي مشاهده و ثبت گرديد. بيماري با انتقال پايه‌هاي مقاوم به فيلوكسرا از امريكا به فرانسه و اروپا منتقل شد. شدت خسارت درفرانسه به حدي بود كه صنعت شرابسازي را به ركود كشانيد. بيماري در ايران براي اولين بار درسال 1325 توسط اسفندياري گزارش شد.

عامل بيماري شبه قارچ Plasmopara viticola از خانواده Pronosporacea است كه ميسليوم بدون ديواره عرضي توليد مي‌كند. پاتوژن زمستان را به صورت اُاُسپور در داخل برگهاي مرده وگاهي در ميوه وشاخه مي‌گذراند. برگهاي آلوده نيز با حفظ ميسليوم‌هاي قارچ از نظر زمستان گذراني حائز اهميت هستند.

بيماري معمولاً بروي برگها، جوانه‌ها، خوشه‌هاي نارس و يا تقريباً رسيده ظاهر مي‌گردند. دراثر حمله قارچ به برگها ابتدا نقاط روشن و غيرمشخص كه حالت روغني دارند ظاهر مي‌شوند. سپس بافتهاي برگ به تدريج مرده ونكروزه مي‌شوند. شاخه‌هاي اصلي نيز ممكن است مرده يا قهوه‌اي شوند جوانه‌هاي جواني كه آلوده مي‌شوند كوتاه مانده اما قطورتر از جوانه‌هاي نرمال به نظر ميرسند. در شرايط مرطوب شاخه‌ها و برگهاي آلوده بوسيله‌ي پوشش سفيدرنگ كه اسپورانجيوفر قارچ است، پوشيده مي‌شوند. آلودگي خوشه‌ها اگر در اول فصل باشد ميوه‌هاي جوان بخصوص حبه‌هاي داخلي خوشه از اندام بار قارچ پوشيده مي‌شوند كه باعث چروكيدگي، چرمي شدن و تغييررنگ ميوه‌ها مي‌گردند.

كنترل:

1- كاپتان wp 50 % و 3 درهزار

2- زينب wp 80 % و 3-2.5 درهزار

3- مانب wp 80 % و 2.5- 2 درهزار



توصيه‌ها: نوبت اول سمپاشي قبل از گلدهي و تكرار آن هر 10- 7 روز بر اساس نياز انجام شود. هرس سبز در كاهش بيماري موثر است.

بیماری بادزدگی(فوزاریوم)

بیماری بادزدگی(فوزاریوم)

بیماری فوزاریوم خوشه یا بادزدگی خوشه، بیماری قارچی می­باشد که می­تواند در تمام غلات دانه ریز اتفاق بیفتد. در اثر این بیماری، محصولی نامرغوب با دانه­های ریز و چروکیده و وزن هزار دانه کم بوجود می­آید در نتیجه کاهش ارزش اقتصادی محصول را موجب می­گردد. این بیماری نه تنها باعث از دست رفتن کیفیت و راندمان محصول می­گردد بلکه با ایجاد توکسین قارچی عوارض خطرناکی را برای انسان و حیوانات بدنبال دارد.

در کشور ما آمار دقیقی در مورد خسارت وارده از ناحیه این بیماری وجود ندارد. این بیماری از سالها پیش در مزارع گندم ایران بصورت پراکنده وجود داشته است ولی در سالهای اخیر آلودگی زیادی در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب کشور از جمله منطقه مغان استان اردبیل مشاهده شده است.

علایم بیماری

در گندم علائم ممکن است در یک قسمت و یا در کل خوشه ظاهر شود. سفید شدن و رنگ پریدگی خوشه­ها در مزرعه سبز بوضوح قابل تشخیص می­باشد. اغلب یک قسمت از خوشـــه (عمدتاً نیمه بالائی) آلوده می­شود که این قسمتها سفید و سایر قسمتهای خوشه سبز می­باشند. عامل بیماری می­تواند دمگل را نیز آلوده کند و بتدریج پائین خوشه را هم فراگیرد و منجر به تغییر رنگ دمگل به قهوه ای، ارغوانی تا زرشکی گردد.

اغلب دانه­های آلوده، چروکیده، سبک و متمایل به رنگ خاکستری با ظاهری مات و کدر یا مایل به صورتی می­باشند. دانه­های به ظاهر سالم نیز اغلب دارای آلودگی بوده و  رنگ زرد کهـربائی خود را از دسـت داده و به رنگ قهـوه­ای کـدر و مـات می­گرایند.

بوته­های جوان آلوده، در مقایسه با بوته­های سالم کمی بلند ولی ضعیف می­باشند. گیاهان جوان حاصل از دانه­های آلوده قبل از اینکه به اندازه کافی رشد نمایند پوسیده شده و می­میرند که مرگ بوته­های جوان بصورت لکه­های خطی در روی خاک قابل مشاهده است. آلودگی خوشه­ها مستقل از بیماری گیاهان جوان می­باشد. آلودگی به هیچ وجه از داخل گیاه به خوشه­ها انتقال نمی­یابد. زمانی­که دمای خاک به 15 درجه سانتیگراد برسد گیاهان سالم حاصل از بذور سالم نیز توسط اندامهای رشدی عامل بیماری که در بقایای گیاهی آلوده پخش شده در سطح مزرعه و یا بذور، آلوده می­شوند.

در گندم علائم ممکن است در یک قسمت و یا در کل خوشه ظاهر شود. سفید شدن و رنگ پریدگی خوشه­ها در مزرعه سبز بوضوح قابل تشخیص می­باشد. اغلب یک قسمت از خوشـــه (عمدتاً نیمه بالائی) آلوده می­شود که این قسمتها سفید و سایر قسمتهای خوشه سبز می­باشند. عامل بیماری می­تواند دمگل را نیز آلوده کند و بتدریج پائین خوشه را هم فراگیرد و منجر به تغییر رنگ دمگل به قهوه ای، ارغوانی تا زرشکی گردد.

اغلب دانه­های آلوده، چروکیده، سبک و متمایل به رنگ خاکستری با ظاهری مات و کدر یا مایل به صورتی می­باشند. دانه­های به ظاهر سالم نیز اغلب دارای آلودگی بوده و  رنگ زرد کهـربائی خود را از دسـت داده و به رنگ قهـوه­ای کـدر و مـات می­گرایند.

بوته­های جوان آلوده، در مقایسه با بوته­های سالم کمی بلند ولی ضعیف می­باشند. گیاهان جوان حاصل از دانه­های آلوده قبل از اینکه به اندازه کافی رشد نمایند پوسیده شده و می­میرند که مرگ بوته­های جوان بصورت لکه­های خطی در روی خاک قابل مشاهده است. آلودگی خوشه­ها مستقل از بیماری گیاهان جوان می­باشد. آلودگی به هیچ وجه از داخل گیاه به خوشه­ها انتقال نمی­یابد. زمانی­که دمای خاک به 15 درجه سانتیگراد برسد گیاهان سالم حاصل از بذور سالم نیز توسط اندامهای رشدی عامل بیماری که در بقایای گیاهی آلوده پخش شده در سطح مزرعه و یا بذور، آلوده می­شوند.

این بیماری بوسیله گونه­هائی از جنس فوزاریوم ایجاد می­شود ولی شایعترین گونه در گندم F. graminearum   می­باشد که فرم جنسی آنGibberella zeae   می­باشد که عامل بیماریStalk rot  عامل پوسیدگی ساقه، بذر و بلال در گیاه ذرت می­باشد.

این قارچها شرایط نامسـاعدرا در بقایای گیاهی باقیمانـده غلات دانه ریز و ذرت سپـری می­کنند و در شرایط آب و هوایی مرطوب اسپورهای خود را در سطح خوشه­ها پخش می­کنند.

باد و قطرات باران در یک لایه نازک از رطوبت، اسپورها را بطرف سنبلچه­ها پخش می­کنند، و عامل بیماری ابتدا به گل حمله کرده و علائم توسعه بیماری در داخل خوشه سه روز بعد از آلودگی در شرایط مساعد برای بیماری اتفاق می­افتد. معمولاً غلات دانه­ریز خصوصاً گندم نان و دوروم از زمان گلدهی و گرده­افشانی به بیماری حساس می­باشند و تا مرحله خمیری شدن امکان توسعه بیماری وجود دارد. در زمان گلدهی اسپورهای عامل بیماری، گل را آلوده و به   دانه­ها، گلومها، و سایر قسمتهای خوشه رسیده و رشد و توسعه می­یابند. آلودگی بعد از گلدهی، از راه شکافها و ترکهای خوشه و از محل غلاف برگ ممکن است اتفاق بیافتد.

 توسعه بیماری در زمان گلدهی تا آلوده شدن دانه­ها علاوه بر شرایط محیطی، فاکتورهایی نظیر نوع رقم مورد کشت و درجه حساسیت به بیماری، میزان مایع تلقیح اولیه بیماری در خاک و کیفیت بذور نیز دخالت دارند.

در ایران نیز از میان ارقام متداول گندم مورد کشت، شیرودی، زاگرس، چمران، رسول، البرز نیمه­حساس و ارقام تجن، 15-75–N ،16-75-N ، استورک (دوروم) مقاوم و رقم اترک نیمه مقاوم به فوزاریوم خوشه می­باشند.

پیش آگاهی و پیش بینی بروز بیماری

شروع و شیوع آلودگی در دو مدل قابل پیش­بینی است:

1- وقتی که بارندگی نسبتاً طولانی به مدت 7 روز در زمان گلدهی استمرار یابد یا رطوبت بالا و دما در ساعاتی از روز بین      30- 15 درجه سانتیگراد باشد. این زمانی است که اسپورهای قارچها پخش شده و توسعه می­یابند.

2- هنگامی که بارندگی و رطوبت بالا، 7 روز قبل از گلدهی و 10 روز بعد از گلدهی در حالیکه ساعاتی از روز درجه حرارت بین   30- 15 درجه سانتیگراد و رطوبت بالا تا90 درصد ادامه یابد. این زمانی است که اسپورهای قارچها پخش شده و توسعه می­یابند و آلودگی رخ می­دهد و بیماری شیوع می­یابد.

محلولپاشی با قارچکش ممکن است که خسارت ناشی از بیماری را کاهش دهد در صورتیکه قارچکش در زمان اوائل گلدهی گندم و گندم دوروم و اوائل خوشه­دهی جو صورت گیرد. کنترل بیماری زمانی موثر خواهد بود که سمپاشی هدفدار و در تمام جهات و سطوح خوشه انجام گیرد. 

1- تناوب دانه­ریزها و ذرت با لگومینوزها برای یکسال و فاصله انداختن کشت غلات دانه ریز با ذرت. (فرم جنسی عامل بیماری باعث پوسیدگی ساقه، دانه، و کاکل ذرت شده که می­توانند بمدت چند سال در ذرت و بقایای گیاهی باقی بماند)

2- کاشت دانه­های سالم و حذف کاشت دانه­های لاغر، چروکیده و ضعیف و کم­وزن. (استفاده از بذر مرغوب و ضدعفونی شده به کاستن آلودگی اولیه کمک می­کند ولی بطور قطعی از آلودگی بعدی و توسعه و گسترش آن جلوگیری نمی­کند. بذور آلوده بایستی از پروسه تولید بذر خارج شوند)

3- ضدعفونی با قارچکشهای سیستمیک که طیف اثر وسیعی دارند و یا استفاده از مخلوط قارچکشها. (ازجمله سموم مورد توصیه می­توان به سومی­ایت – کاربندازیم – تیرام اشاره نمود)

4-کشت در زمینهایی که بطور کامل آماده سازی شده­اند.

5- کاشت در پاییز، زمانیکه دمای هوا 15درجه سانتیگراد یا بالاتر باشد صورت می­گیرد و در بهار کاشت زودتر صورت می­گیرد. (جهت فرار از بیماری)

6- شخم عمیق و تمیز کردن مزرعه از بقایای گیاهی آلوده و تکمیل عملیات پوشش بقایای محصول و بهداشت زراعی موثر می­باشد.

7- عدم استفاده از کودهای گیاهی حاوی بقایای گیاهی آلوده.

8- عدم استفاده از واریته­های حساس به بیماری.

9- انبارکردن گندم با رطوبت بالای 14 درصد به جوانه زدن و توسعه قارچها کمک کرده و تولید مایکوتوکسین(سم قارچی) را بالا  می­برد.

10ـ استفاده از ارقام مقاوم جو، گندم، یولاف و چاودار.

اصول بیماریهای گیاهی

اصول بیماریهای گیاهی

اصول بیماریهای گیاهی

مفهوم بیماریهای گیاهی

بیماری گیاهی چیست؟

طبقه بندی بیماری های گیاهی

مبارزه با بیماری های گیاهی

بیماری های گیاهی فانروگامیک (ناشی از گیاهان عالی انگل)

سس

علف جادو

گل جالیز

دارواش حقیقی یا برگدار

 

مقدمه:

قسمت اعظم سطح کره زمین را گیاهانی مانند درختان، درختچه ها، نباتات علوفه ای و دیگر رستنی ها پوشش می دهند. کلیه نیاز های انسانها و حیوانات بطور مستقیم یا غیر مستقیم بوسیله گیاهان تولید و تأمین می شود.

تمام گیاهان اهلی و وحشی تا زمانی به رشد و نمو عادی خود ادامه می دهند که از خاک، مواد غذایی و رطوبت لازم را جذب کنند و نور کافی به برگها بتابد و دمای محیط در حد نرمال برای آنها فراهم باشد؛ البته گیاهان ممکن است بیمار شوند.گیاهان بیمار رشد و نمو ضعیفی خواهند داشت. از این رو برای پیشگیری از بیماری گیاهان علمی وجود دارد به نام گیاه پزشکی که همانند علم پزشکی برای انسانها می باشد.

 

مفهوم بیماریهای گیاهی

از آنجایی که معلوم نیست بیماری گیاهی آیا گیاهان احساس درد می کنند یا نه, چون قادر به صحبت نیستند مشخص کردن زمان دقیق بیمار شدن گیاه بسیار مشکل است. زمانیکه یک گیاه سالم و نرمال است, می تواند وظائف فیزیولوژیکی خود را در بهترین توانایی ژنتیکی انجام دهد. وظائف فیزیولوژیکی گیاه شامل تقسیمات سلولی مریستمی, جذب آب و مواد غذایی از خاک, انتقال این مواد به تمام اندام های گیاه, انجام فرآیند فتوسنتز, انتقال مواد پرورده, انجام فرآیند های متابولیسمی, ذخیره تولیدات فتوسنتزی, تولید بذر, و ارگان های تکثیر شونده برای بقا نسل می باشند.

زمانیکه قابلیت سلول ها, یا اندام گیاه, که یک یا چندین وظیفه لازمه را بر عهده دارند, توسط یک میکروارگانیزم پاتوژنی یا فاکتور های نا مساعد محیطی دچار اختلال گردد, فعالیت سلول ها مختل شده و نمی توانند وظائف خود را به خوبی انجام دهند در نتیجه از بین می روند و گیاه بیمار می شود. در ابتدا آلودگی موضعی و محدود به چند سلول می باشد و غیر قابل روئت است, ولی به سرعت پراکنده شده, اندام های گیاه تحت الشعاع قرار می گیرد که با چشم غیر مسلح نیز قابل روئت است. این تغییرات فنوتیپی مشهود را علائم بیماری می گویند.

 

بیماری گیاهی چیست؟

بیماری گیاهی عبارت است از یک سری عکس العمل های مرئی و نامرئی سلول ها و بافتهای گیاهی نسبت به یک نوع میکروارگانیسم(پاتوژن) و یا یک عامل محیطی که منجر به تغییرات نامطلوب در شکل و وظیفه و یا اعمال فیزیولوژیکی گیاه گردیده و باعث نابودی قسمتی از بافت ها و یا نابودی کامل گیاه گردد. به عبارت دیگر بیماری گیاهی عبارتست از هر گونه اختلال که به وسیله یک پاتوژن, یا عوامل محیطی که در عملیات تولید,انتقال و استفاده از مواد غذایی, مواد معدنی و آب در گیاهان تأثیر بگذارد و موجب تغییرات ظاهری گیاه و تقلیل محصول و یا نابودی کامل گیاه گردد.

 

طبقه بندی بیماری های گیاهی

در حال حاضر ده ها هزار بیماری وجود دارد, که به گیاهان اهلی در سراسر جهان صدمه می زنند, به طور متوسط برخی از گیاهان به حدود یکصد نوع بیماری مبتلا می شوند. هر کدام از عوامل بیماریزا ممکن است, یک یا چند واریته گیاهی را آلوده کنندع برای تسهیل در امر شناسایی, مطالعه, مبارزه با بیماری های گیاهی, بایستی به نحوی آنها را طبقه بندی نمود, و برای این کار روش های مختلف که پایه و اساس متفاوت دارند, وجود دارد.

طبقه بندی بر اساس علائم ظاهری, مانند پوسیدگی ریشه, زخم یا شانکر, بوته میری, لکه برگی, زنگ, سیاهک, آنتراکنوز ـ سفیدک ها و غیره.

و گاهی بر اساس اندام گیاه بیمار مانند بیماری ریشه, بیماری ساقه, بیماری برگ, بیماری میوه.

و یا بر اساس نوع گیاه بیماری که شامل امراض نباتات زراعی ـ سبزیجات ـ بیماری درختان میوه ـ بیماری درختان جنگلی ـ بیماری گیاهان زینتی و غیره ـ صورت می گیرد.

اما متداول ترین روش طبقه بندی بر اساس نوع پاتوژن است و بر این اساس طبقه بندی به شرح ذیل انجام می گیرد:

الف) بیماری های واگیر(مسری) , زنده

            1ـ بیماری هایی که توسط قارچ ها تولید می شوند.

            2ـ بیماری هایی که به وسیله پروکاریوتها(باکتریها و مولیکوتها) تولید می شوند.

            3ـ بیماری هایی که به وسیله گیاهان عالی پارازیت(انگل) به وجود می آیند

            4ـ بیماری هایی که توسط ویروس ها و ویروئید ها ایجاد می گردند.

            5ـ بیماری هایی که توسط نماتد ها تولید می شوند.

            6ـ بیماری هایی که به وسیله پروتوزوآ ها ایجاد می گردند.

ب) بیماری های غیر واگیر (غیر زنده) که به بیماری های گیاهی غیر عفونی و یا بیماری فیزیولوژیکی هم موسومند.

           1ـ کمبود یا فزونی مواد غذایی معدنی.

           2ـ مسمومیت از مواد غذایی یا آفت کش ها.

           3ـ مسمومیت های ناشی از مواد معدنی.

           4ـ اسیدی یا قلیایی بودن خاک (PH) .

           5ـ عملیات زراعی نامناسب.

           6ـ حرارت ناکافی یا بیش از اندازه.

           7ـ کمبود یا زیادی رطوبت خاک.

           8ـ نور ناکافی یا بیش از حد

           9ـ کمبود اکسیژن

          10ـ آلودگی هوا

 

مبارزه با بیماری های گیاهی

روش های مبارزه با بیماری های گیاهی نسبتاً متنوع و به نوع پاتوژن, میزبان و واکنش های بین آنها بستگی دارد. روش های مختلف مبارزه با بیماری های گیاهی در مزرعه با توجه به طبیعت عبارتند از: روش های زراعی ـ بیولوژیکی ـ فیزیکی ـ شیمیایی و هدف از مبارزه دور نگهداشتن عامل بیماری از گیاه و یا ممانعت از ورود آن به یک منطقه می باشد.

در مبارزه زراعی هدف این است که گیاهان را از تماس با عوامل بیماری زا دور نگهداریم و چنانچه امکان ریشه کنی وجود نیاید به تقلیل میزان عوامل بیماری گیاهی در یک مزرعه اقدام نماییم.

در مبارزه بیولوژیکی هدف این است که بوسیله عوامل زنده میکرو ارگانیسمی متناقض یا ضد پاتوژن نسبت کنترل بیماری اقدام شود.

و در روش های کنترل فیزیکی و شیمیایی هدف حفاظت گیاهان از مایه تلقیح پاتوژنی است که در سطح گیاه زراعی قرار خواهد گرفت و یا معالجه و کنترل بیماری در حال پیشرفت را شامل می شود.

به طور کلی تقلیل و دور نگه داشتن مایه تلقیح اولیه از یک میزبان مؤثرترین روش در مدیریت بیماری های گیاهی است, و روش هایی از قبیل تناوب زراعی , انهدام میزبان دوم و ضد عفونی خاک میزان مایه تلقیح اولیه بیماری را کاهش می دهند.

 

بیماری های گیاهی فانروگامیک (ناشی از گیاهان عالی انگل)

در این قسمت به معرفی بیماری هایی که به وسیله گیاهان عالی پارازیت(انگل) به وجود می آیند می پردازیم.

تا به حال بیش از دو هزار گونه گیاه عالی شناخته شده اند که روی گیاهان عالی دیگر زندگی خود را می گذرانند؛ این  گونه گیاهان مانند میزبان های خود گل و دانه هایی تولید می کنند, به خانواده های مختلف گیاهان تعلق دارند برخی از آنها مانند دارواش کلروفیل دارند اما ریشه ندارند, و آب و مواد معدنی خود را از میزبانشان دریافت می کنند, ولی ساقه های سبز و برگ های آنها عمل فتوسنتز انجام می دهند و برخی کلروفیل ندارند و یا کمی کلروفیل دارند اما ریشه حقیقی ندارند و بطور کامل به میزبان خود وابسته هستند نظیر سس.

تعدادی از گیاهان عالی انگل, بیماری های مهمی روی نباتات زراعی و یا درختان جنگلی تولید می نمایند. معمولی ترین و مهمترین آنها عبارتند:

خانواده

جنس

Cuscutaceae

Cuscuta (سس)

Viscaccae

Arcotobiom(دارواش های کوتوله سوزنی برگان)

Phoradendron(دارواش های حقیقی انگل پهن برگان)

Viscum(دارواش های حقیقی اروپایی)

Orobanchaceae

Orobanche(گل جالیز)

Scrophalariaceae

Striga(علف جادو)

سس

این گیاه انگل به طور وسیع در کلیه نقاط دنیا پراکنده است بخصوص روی یونجه و شبدر خسارت قابل ملاحظه ای وارد می کند. علاوه بر آن روی گیاهان صیفی و سبزی, چغندر و پیاز و درختان مو و سیب و تعدادی از گیاهان زینتی نیز به سر می برند و یک پل مطمئن برای انتقال ویروس ها از گیاه آلوده به گیاه سالمی که همزمان روی آنها فعالیت دارد می باشد علائم به صورت رشته های نخی زرد رنگ یا نارنجی که به اطراف ساقه های هوایی میزبان می پیچد و این رشته های بی برگ به صورت متراکم و خفه کننده بر روی ساقه و طوقه میزبان گسترده شده با تولید مکه هایی وارد نسج گیاهان میزبان شده و شیره گیاه را با تولید آنزیم هایی تجزیه و مورد استفاده قرار می دهد و به سرعت توسعه یافته, منطقه ای به قطر چند متر مربع در سطح کشت گیاه میزبان بوجود می آورد و معمولاً نواحی آلوده ابتدا بصورت وصله ای به نظر می رسد اما در طول فصل زراعی چنانچه مبارزه ای صورت نگیرد به رشد خود ادامه داده به خصوص در زراعت یونجه و سبزیجات اکثر سطح مزرعه را می پوشاند. کمی پس از فعالیت از گلهای سفید, چهره ای مایل به زرد پوشیده شده و تولید بذر می نماید و با توجه به ساقه ضعیف رشته نخی خود, بذری درشت شبیه بذر یونجه کمی خاکستری تر (زرد خاکستری) بوجود می آورد. زمستان گذارنی آن به وسیله بذر است, ریشه ندارد ولی قدرت تکثیر سرسام آوری دارد, و وقتی بذر پس از سبز شدن روی گیاه حساس خود شروع به فعالیت نماید در یک فصل زراعی ممکن میلیون ها بذر تولید کند و با پیچیدن به دور شاخه های میزبان, منظره زشت و نامطلوبی در ابغ و مزارع بوجود آورد و گیاهی تا 90 یا 100 % محصول را نابود نماید.

گونه های متعدد سس عبارتند از Cuscuta monogina , C.indicora که به سس دانه درشت معروف است, C.planiflora (دانه ریز) و سس صحرایی C.campestris . پس از تولید بذر و ریختن آن به زمین, تا حصول شرایط مساعد و گیاه میزبان که در دسترس قرار گیرد نهفته مانده و با وجود گیاه میزبان روییده حمله خود را آغاز می کند و یا همواره بذور برداشت شده یا در داخل خاک زمستان گذرانی می نماید و به محض کاشت این گونه بذور بوجاری نشده مجدداً فعالیت خود را از سر می گیرد, و چنانچه بذر سس بوسیله حیوانات همراه علوفه آلوده به گیاه سس خورده شود, نه تنها در معده حیوانات از بین نمی رود, بلکه همراه مدفوع دامها مجدداً به مزرعه بر میگردد و عامل آلودگی می شود.

باد و آب نیز عامل آلودگی می باشند, تکثیر سس بوسیله بذر و ساقه های نخی زرد رنگ انجام می گیرد و وقتی بذر, سبز شدساقه نخی سسبه دور میزبان پیچیده و از این پس بوسیله ساقه خود تکثیر می یابد و توسعه پیدا می کند.

مبارزه

بهترین راه مبارزه با سس جلوگیری از ورود آن به مزرعه و باغ است. بنابراین از بذور نباتی عاری از بذر سس, تمیز کردن وسایل کار قبل از بکار بردن آنها در مزرعه و نواحی غیر آلوده, و با محدود کردن حیوانات و استفاده از کود حیوانی غیر آلوده , به خوبی می توان جلوی آلودگی را گرفت. در صورتی که قبلاً زمین آلوده بوده می توان ابتدای فصل بعد از سبز شدن بذور سس از علف کش های تماسی نظیر پنتاکلروفنل یا 2ـ4 دی سمپاشی نموده, در مزارع کوچک و سبزیجات محدود باید از به گل نشستن و تولید بذر آن جلوگیری کرد. وچنانچه خاک با بذور سس آلوده شود, با زدن شخم مکرر و استفاده از علف کش ها می توان آن را ریشه کن نمود. برای مبارزه با سس مو و درختان میوه می توان در بهار پس از بیل زدن و انجام شخم اطراف مو و درختان میوه مقداری کاه اطراف درخت مو روی قسمت های شخم خورده ریخت تا پس از سبز شدن سس, ساقه هوایی آن به ذرات و پوشش کاه خشک پیچیده و چون نمی تواند تولید مکه نموده و از کاه خشک مواد غذایی بگیرد از بین خواهد رفت.

روش دیگر مبارزه عبارتست از روش مکانیکی زراعی, بدین معنی که از به گل نشستن و بذر کردن بوته ها با کندن و از بین بردن ساقه های نخی سس, از به بذر نشستن و ریزش بذر جلوگیری نماییم, البته در زراعت سبزیجات که در سطوح کوچک و محدود انجام می گیرد این عمل امکان پذیر است ولی در زراعت های بزرگ غیر عملی است.

 

علف جادو

علف جادو گیاه کوچک و زیبایی است که برگ ها و ساقه اش به رنگ سبز روشن و اندکی کرک دار است, ارتفاع گیاه تا 15 ـ 30 سانتیمتر می رسد و شاخه های متعدد در سطح خاک و بالاتر گیاه تولید می کند, برگ ها نسبتاً بلند و باریک و دو تایی و متقابل هستند.

گلهای کوچک به رنگ قرمر آجری یا بنفش هستند, اما بعضاً ممکن است قرمز مایل به زرد, تقریباً سفید بوده ولی همیشه در مرکز زرد هستند, گل ها درست در نقطه اتصال برگ به ساقه ظاهر شده و در تمام طول فصل تولید می شوند. بعد از گرده افشانی غلاف های بذر با کپسول ها رشد می کنند و هر کدام حاوی متجاوز از 1000 بذر کوچک قهوی ای می باشند.

ریشه علف جادو به رنگ سفید و آبدار با برش عرضی مقطع آن مدور است, فاقد ریشه موئین بوده و همه مواد غذایی را بوسیله مکینه ها از گیاه میزبان می گیرد. دوره زندگی از زمان جوانه زدن تا زمان تشکیل بذر 3 تا 4 ماه طول می کشد گرچه بعد از ظهور گیاه سبزینه دار می شود و شاید بتواند بخشی از مواد غذایی خود را بسازد, ولی وابستگی خود را برای استفاده از آب و مواد معدنی و مواد آلی با میزبان خود حفظ می کند.

زمستان را بصورت بذر می گذراند, بذرها یک دوره استراحتی 15 تا 18 ماهه دارند تا جوانه بزنند, ولی برخی از بذور بدون گذراندن دوره خواب می توانند جوانه بزنند, بذر هایی که در 2 تا 3 سانتیمتری میزبان (ذرت) قرار گرفته باشند جوانه زده و در واکنش به مواد محرک مترشحه از ریشه میزبان به سوی آن رشد می کنند و به محض تماس با ریشه بوسیله مکینه هوستاریوم حبابی شکل مخروطی به ریشه میزبان فشار وارد کرده و با ترشحات آنزیمی سلول های میزبان را حل کرده و ظرف 8 تا 24 ساعت به ریشه میزبان رخنه و خود را به آوند های ریشه میزبان می رسانند و مواد غذایی و آب مورد نیاز خود را از آن جذب می کنند, با پخش بذر علف جادو بوسیله ماشین آلات کشاورزی, آب, باد و غیره انتشار می یابد.

مبارزه

برای کنترل علف جادو باید از حمل بذر بوسیله نشاء ها, ماشین آلات کشاورزی محصولات برداشتی و غیره از مزارع آلوده به مزارع غیر آلوده خود داری شود.

با کاشت گیاهان میزبان حساس و وادار کردن بذر علف جادو به جوانه زدن با انجام شخم و مصرف علف کش 2ـ4 دی می توان آن ها را نابود کرد(تله زراعی).

تزریق اتیلن به داخل خاک های زمین در حال آیش بذر علف جادو را وادار به جوانه زدن می نماید, و با نبودن گیاه میزبا ن از بین می رود.

با دیگر علف کش ها مانند پاراکوآت(گراماکسون) و تری فلورالین(ترفلان) نیز می توان مستقیماً علف جادو را کنترل نمود. تلفیق عوامل زراعی و مدیریت مزرعه از نظر کنترل علف جادو از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

گل جالیز

این گیاه عالی انگل بر روی ریشه اصلی گیاه میزبان به سر می برد , از شیره نباتی تغذیه می نماید. یک گیاه یکساله با ساقه سفید تا مایل به زرد است که ممکن است 15 تا 50 سانتیمتر ارتفاع داشته باشد. ساقه گوشت دار با برگ های فلس مانند و گلهای سفید و زرد, سفید مایل به بنفش در طول ساقه قرار می گیرند, غلاف های بذری به شکل بیضی حاوی چند صد بذر ریز است.

زمستان گذرانی آن به صورت بذر است, در صورتی که میزبان حساس این انگل کشت نشود ممکن است بیش از 10 سال در خاک قوه نامیه خود را حفظ کند, ولی وقتی گیاهان حساس میزبان نظیر گیاهان خانواده کدوئیان و خانواده Solanaceae کشت شوند بذر گل جالیز جوانه زده و با تولید ریشه چه به طرف گیاه میزبان حرکت کرده و به آن متصل شده, با ایجاد Apperesorium ریشه را احاطه و سپس به میزبان رخنه می کند و به داخل آوند های چوبی پیش رفته, مواد غذایی و آب مورد نیاز خود را از آن جذب می کند. بعد تولید ساقه کرده و از خاک خارج می شود و گل و بذر تولید می نماید, ریشه اصلی گل جالیز نیز با تولید ریشه های فرعی با دیگر ریشه های میزبان تماس پیدا کرده و به آنها می چسبند, و به داخل آنها رخنه کرده و از نقطه تماس ریشه ها و ساقه های جدید پارازیت تولید شده و به مجموعه ای از گل جالیز منجر می شود که از اطراف میزبان سر از خاک بیرون می آورد. ساقه های گل جالیز به رشد خود ادامه داده, تولید گل و بذر می نمایند و در زمانی کمتر از دو ماه بذر های تولید شده در سطح خاک مزرعه پراکنده می شوند.

به تجربه ثابت شده است در اراضی ضعیف گیاهان میزبان نظیر کدوئیان قبل از شروع باروری می میرند و از بین می روند؛ در راضی متوسط القوه به باروری رسیده و در صورتی که با انگل مبارزه نشود بوته های گیاه میزبان تدریجاً ضعیف شده و خشک می شوند, اما در اراضی قوی و حاصلخیز و غنی از مواد غذایی بعد از باروری بوته های کدوئیان تا مدتی محصول می دهند, اما به باروری کامل نمی رسند. در اراضی آلوده مسئله داشت درست مزرعه, خیلی مهم است که کود دامی آلوده به بذور گل جالیز در  صورتی که کاملاً پوسیده نباشد و یا مستقیماً فضولات دامی آلوده به زمین مزرعه ریخته شود, بخصوص در موقع چرای دامها از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نه تنها بذر گل جالیز در معده دامها از بین نمی روند بلکه مانند بذور برخی از دیگر از علف های هرز با تأثیر شیره معدی دام در قوّه نامیه و سبز شدن بذر تسریع می شود.

مبارزه

1ـ مبارزه مکانیکی: در اراضی محدود و کوچک به وسیله کاردک مخصوصی که در فاصله بین گیاه میزبان و گل جالیز در خاک وارد می نماییم می توانیم ریشه آلوده به انگل را از ریشه میزبان قطع نماییم و در این موقع اگر خاک مزرعه نرم باشد و یا آبیاری آماده شود به راحتی گل جالیز را با دست از خاک خارج نموده و معدوم می نماییم, چون از نظر تعلیف دام بسیار خوش خوراک است, چنانچه به دامها داده شود مجدداً بذور گل جالیز به مزرعه بر می گردد.

2ـ تناوب زراعی و کشت نباتات غیر حساس باعث تقلیل خسارت می شود. در اراضی آلوده استفاده از تله های زراعی( بذور گیاهان حساس را در اراضی آلوده به بذور گل جالیز در چند نوبت می کارند و پس از سبز شدن گیاهان حساس بذور گل جالیز هم سبز شده و با چندین بار شخم زدن در یک سال زراعی می توان آلودگی را را شدیداً کاهش داد.)

3ـ استفاده از ساقه و برگ گیاه اسفند: بدین نحوه که ساقه و برگ اسفند را پای بوته های میزبان حساس داخل خاک اطراف بوته قرار داده و روی آن خاک می ریزیم, با بوی خاص گیاه اسفند حساسیت گیاه میزبان از بین می رود و مانع سبز شدن بذر گل جالیز می گردد. یا ممکن است اثر آللوپای داشته باشد.

4ـ مبارزه بیولوژیکی: برخی از مگس ها روی گل این گیاه انگل تخم ریزی نموده و لارو مگس با خوردن تخمدان گل گیاه انگل مانع تولید بذر آن می گردد.

5ـ استفاده از بذور نباتی خالص, وسایل و ادوات کشاورزی غیر آلوده, کاردک مخصوص کندن گل جالیز قبل از گل کردن و به بذر نشستن و قطع فیزیکی و بالا کشیدن آن از خاک مزرعه و از بین بردن انگل و بطور کلی جلوگیری از ورود بذر گل جالیز به مزرعه تا آنجا که ممکن شود, از مهمترین مسائل مبارزه شناخته شده است.

6ـ ضد عفونی و تدخین خاک مزرعه با متیل برماید در کنترل گل جالیز مؤثر است, استفاده از علف کش گلیفوزیت به شرط آنکه خاک مزرعه را خراب نکند و رعایت مقدار ماده مؤثر در سطح مزرعه منظور نظر باشد نتیجه بخش می باشد.

7ـ استفاده از شعله افکن به شرط آنکه به نحوی استفاده شود که موجبات خسارت به گیاه اصلی فراهم نشود, باعث خشک شدن گل جالیز می شود.

 

دارواش حقیقی یا برگدار

در سراسر جهان و مخصوصاً در مناطق گرم وجود دارند, و در جنگل های سخت چوب و درختان سایه ای خسارت وارد می کنند, روی سوزنی برگان گسترده می شوند, در هر سنی درختان سوزنی برگ امکان آلوده شدن دارند, دارواش یک گیاه نیمه انگل محسوب می شود زیرا با داشتن سبزینه در برگها عمل فتوسنتز انجام می گیرد, منتهی آب و مواد غذایی را با ریشه های خود از ساقه و تنه درختان میزبان دریافت می نمایند.

علائم

شاخه های ساده یا منشعب گیاهان دارواش به صورت کوپه ای یا پراکنده در امتداد شاخه های میزبان دیده می شود, در صورتی که شاخه های دارواش افتاده باشند, فرورفتگی های پایه آنها بر روی پوست به جای می ماند, در ساقه و شاخه های آلوده برجستگی ها و مکینه های گوه ای شکل(میخ مانند) به وجود می آید که به داخل پوست لایه های زاینده و آوند های چوبی رشد می کند و گاهی تولید جاروی جادوگر می نماید و قسمت های غیر آلوده رو به نابودی و انهدام می گذارد و یا باعث کاهش رشد و کوتاه ماندن درخت می شود.

ساقه دارواش به رنگهای زرد تا سبز قهوه ای و زیتونی به نظر می رسد, 4ـ6 ساله تولید گل می کند. شاخه های گل نر می میرند و شاخه های گل ماده پس از آزاد کردن دانه از بین می روند. میوه ها 5ـ16 ماه بعد از گرده افشانی و تلقیح گل می رسند, بذر با ماده چسبناک و صمغی پوشیده شده و با هر نقطه از میزبان که تماس بگیرد به آن می چسبد و وقتی بذر دارواش روی شاخه یا ساقه میزبان قرار گیرد جوانه زده و تولید ریشک کرده به داخل گیاه میزبان نفوذ و با تولید مکه به ناحیه کامبیوم و آوندها, جذب آب و مواد غذایی را برا ی رشد پارازیت را به عهده می گیرند و باعث کمبود مواد و کشته شدن شاخه های بالاتر از ناحیه آلوده می گردد, و شاخه ها بسیار زیاد, متراکم و دارای رشد غیر عادی بوجود می آید و هیپرتروفی شاخه ها را موجب می شود. پرندگانی که در نقل و انتقال میوه حاوی بذر دخالت دارند موجب انتشار بیماری می شوند.

مبارزه

تنها راه مبارزه قطع فیزیکی و جدا نمودن پارازیت از روی درخت میزبان است. بخش های غیر آلوده جنگل را می توان با برقراری و حفظ ناحیه عاری از پارازیت بین درختان سالم و بیمار امکان پذیر نمود.

 

نتیجه:

بشر می تواند با بکار گیری روش های مختلف از قبیل روش های شیمیایی ، مکانیکی، فیزیکی، بیولوژیکی و ... از بیماری گیاهان و همچنین از کاهش محصولات کشاورزی جلوگیری کند.

در کل با به کار گیری این روش ها بیماری گیاهان منتفی نخواهد شد بلکه فقط از میزان آن کاسته می شود.

پروانه کله مرده

 

پروانه کله مرده    Acherontia atropos        

           (Sphingidae, Lep.)

وجه تسمیه پروانه کله مرده آنست که پشت سینه پروانه نقشی بشکل اسکلت سر انسان وجود دارد. این آفت در ایران ابتدا در سال 1317 توسط افشار شرح داده شده است حشره کامل علاقه زیادی به عسل دارد و غالبا خود را وارد کندو نموده و از عسل تغذیه می نماید ولی خسارت آن از این بابت زیاد نیست زیرا زنبورها بزودی پروانه را کشته و بدنش را از ورقه موم می پوشاند. لارو پروانه کله مرده آفت سیب زمینی است و از برگهای این گیاه تغذیه می نماید.

 

شکل شناسی:

پروانه کله مرده یکی از بزرگترین پروانه ها است و طول 50-60 میلیمتر و عرض آن با بالهای باز 100-130 میلیمتر می باشد. سینه پروانه بزرگ و پوشیده از موهای قهوه ای رنگ و نقش اسکلت سر انسان نیز روی آن دیده می شود. بالهای جلویی طویل و کم عرض و رنگ آنها قهوه ای تیره است. روی این بالها نوارهای عرضی موج دار زرد رنگ وجود دارد.

 بالهای عقبی کوتاه ـ رنگشان زرد و در قسمت پائین آنها دو نوار موازی تیره رنگ دیده می شود. شکم پروانه قطور و در بین حلقه های آن نوارهای سیاه وجود دارد. رنگ عمومی شکم زرد و در طول آن یک نوار نسبتا عریض آبی رنگ غیر منظم مشاهده می شود. تخم حشره سبز متمایل به خاکستری یا آبی متمایل به خاکستری می باشد.

 

 

لارو حشره در حالت کامل 150 میلیمتر طول دارد. رنگ بدن آن زرد مایل به سبز و روی پشت آن نیز یک نوار آبی رنگ غیر منظم وجود دارد.

 

 


یک خط سیاه و یک خط زرد در طرفین هر یک از حلقه های بدن لارو نمایان است. روی حلقه ما قبل آخر شکم لارو یک استطاله گوشتی شبیه شاخ قرار گرفته است. شفیره به طول 60-50 میلیمتر و رنگ آن قهوه ای متمایل به قرمز است و در داخل حفره ای در عمق 20-15 میلیمتری عمق خاک قرار دارد (دواچی. 1328 و وریونی. 1962).

 

مناطق انتشار:

پروانه کله مرده یک حشره مخصوص نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری می باشد. در آسیای شرقی این حشره از قسمت های جنوب شرقی قاره تا ژاپن و در آسیای غربی و آسیای صغیر انتشار دارد ولی در عراق دیده نشده است. همچنین در آفریقای شمالی . اروپای جنوبی و اروپای شمالی وجود دارد. در ایران این حشره در استانهای مرکزی اطراف تهران . قزوین. اصفهان. مازندران و احتمالا سایر نقاط کشور انتشار دارد.

زیست شناسی:

پروانه کله مرده زمستان را بصورت شفیره می گذراند و در اوایل بهار حشره کامل آن خارج شده و ماده ها پس از جفت گیری تخم های خود را روی بوته سیب زمینی و سایر گیاهان خانواده سولاناسه قرار می دهند. پروانه ها از نکتار و شیره گلها تغذیه می کنند.لارو پس از خروج از تخم به برگها حمله نموده و از آنها تغذیه می نماید. لارو پس از 3-2 ماه به رشد کامل خود رسیده و سپس برای تبدیل به شفیره وارد خاک میگردد.

اگر شرایط جوی مساعد باشد این حشره می تواند در سال دو نسل داشته باشد و در این صورت پروانه های نسل دوم را در اوایل تابستان می توان مشاهده نمود. پروانه کله مرده قادر به مهاجرت می باشد و در هر بهار ممکن است محل زمستانی خود را ترک کند و به مناطق دیگری مهاجرت کند.

مبارزه:

با اینکه لارو این پروانه خیلی بزرگ و پر اشتها است معهذا زیان مهمی وارد نمی آورد زیرا دشمنان طبیعی مانع ازدیاد فوق العاده آن می شوند و یکی از پارازیتهای مهم آن مگس

Sturmia atropivora R.D.

Tachinidae ازخانواده

می باشد که لاروها را پارازیته می کند. در نقاطی که پروانه کامل مزاحم کندوی عسل باشد بوسیله تور سیمی در ورودی کندو را مسدود می نمایند. سوراخهای تور سیمی باید به اندازه ای باشد که زنبورها به آسانی بتوانند وارد کندو شوند ولی پروانه کله مرده نتواند داخل گردد.

 این پروانه فقط برای کندوهای معمولی که مدخل آن بزرگ است خطرناک می باشد ولی در هر حال اگر کندو قوی و دارای تعداد کافی زنبور باشد پروانه کله مرده به محض ورود مورد تهاجم مدافعین قرار گرفته و در نتیجه نیش زنبورها کشته شده و بزودی مومیایی می گردد.

عکس های زیبا از مراحل مختلف زندگی این حشره

 

 

پروانه کله مرده

پروانه کله مرده    Acherontia atropos        

           (Sphingidae, Lep.)

وجه تسمیه پروانه کله مرده آنست که پشت سینه پروانه نقشی بشکل اسکلت سر انسان وجود دارد. این آفت در ایران ابتدا در سال 1317 توسط افشار شرح داده شده است حشره کامل علاقه زیادی به عسل دارد و غالبا خود را وارد کندو نموده و از عسل تغذیه می نماید ولی خسارت آن از این بابت زیاد نیست زیرا زنبورها بزودی پروانه را کشته و بدنش را از ورقه موم می پوشاند. لارو پروانه کله مرده آفت سیب زمینی است و از برگهای این گیاه تغذیه می نماید.

 

شکل شناسی:

پروانه کله مرده یکی از بزرگترین پروانه ها است و طول 50-60 میلیمتر و عرض آن با بالهای باز 100-130 میلیمتر می باشد. سینه پروانه بزرگ و پوشیده از موهای قهوه ای رنگ و نقش اسکلت سر انسان نیز روی آن دیده می شود. بالهای جلویی طویل و کم عرض و رنگ آنها قهوه ای تیره است. روی این بالها نوارهای عرضی موج دار زرد رنگ وجود دارد.

 بالهای عقبی کوتاه ـ رنگشان زرد و در قسمت پائین آنها دو نوار موازی تیره رنگ دیده می شود. شکم پروانه قطور و در بین حلقه های آن نوارهای سیاه وجود دارد. رنگ عمومی شکم زرد و در طول آن یک نوار نسبتا عریض آبی رنگ غیر منظم مشاهده می شود. تخم حشره سبز متمایل به خاکستری یا آبی متمایل به خاکستری می باشد.

 

 

لارو حشره در حالت کامل 150 میلیمتر طول دارد. رنگ بدن آن زرد مایل به سبز و روی پشت آن نیز یک نوار آبی رنگ غیر منظم وجود دارد.

 

 


یک خط سیاه و یک خط زرد در طرفین هر یک از حلقه های بدن لارو نمایان است. روی حلقه ما قبل آخر شکم لارو یک استطاله گوشتی شبیه شاخ قرار گرفته است. شفیره به طول 60-50 میلیمتر و رنگ آن قهوه ای متمایل به قرمز است و در داخل حفره ای در عمق 20-15 میلیمتری عمق خاک قرار دارد (دواچی. 1328 و وریونی. 1962).

 

مناطق انتشار:

پروانه کله مرده یک حشره مخصوص نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری می باشد. در آسیای شرقی این حشره از قسمت های جنوب شرقی قاره تا ژاپن و در آسیای غربی و آسیای صغیر انتشار دارد ولی در عراق دیده نشده است. همچنین در آفریقای شمالی . اروپای جنوبی و اروپای شمالی وجود دارد. در ایران این حشره در استانهای مرکزی اطراف تهران . قزوین. اصفهان. مازندران و احتمالا سایر نقاط کشور انتشار دارد.

زیست شناسی:

پروانه کله مرده زمستان را بصورت شفیره می گذراند و در اوایل بهار حشره کامل آن خارج شده و ماده ها پس از جفت گیری تخم های خود را روی بوته سیب زمینی و سایر گیاهان خانواده سولاناسه قرار می دهند. پروانه ها از نکتار و شیره گلها تغذیه می کنند.لارو پس از خروج از تخم به برگها حمله نموده و از آنها تغذیه می نماید. لارو پس از 3-2 ماه به رشد کامل خود رسیده و سپس برای تبدیل به شفیره وارد خاک میگردد.

اگر شرایط جوی مساعد باشد این حشره می تواند در سال دو نسل داشته باشد و در این صورت پروانه های نسل دوم را در اوایل تابستان می توان مشاهده نمود. پروانه کله مرده قادر به مهاجرت می باشد و در هر بهار ممکن است محل زمستانی خود را ترک کند و به مناطق دیگری مهاجرت کند.

مبارزه:

با اینکه لارو این پروانه خیلی بزرگ و پر اشتها است معهذا زیان مهمی وارد نمی آورد زیرا دشمنان طبیعی مانع ازدیاد فوق العاده آن می شوند و یکی از پارازیتهای مهم آن مگس

Sturmia atropivora R.D.

Tachinidae ازخانواده

می باشد که لاروها را پارازیته می کند. در نقاطی که پروانه کامل مزاحم کندوی عسل باشد بوسیله تور سیمی در ورودی کندو را مسدود می نمایند. سوراخهای تور سیمی باید به اندازه ای باشد که زنبورها به آسانی بتوانند وارد کندو شوند ولی پروانه کله مرده نتواند داخل گردد.

 این پروانه فقط برای کندوهای معمولی که مدخل آن بزرگ است خطرناک می باشد ولی در هر حال اگر کندو قوی و دارای تعداد کافی زنبور باشد پروانه کله مرده به محض ورود مورد تهاجم مدافعین قرار گرفته و در نتیجه نیش زنبورها کشته شده و بزودی مومیایی می گردد.

 

 

 

 

 

آفات مهم برنج

آفات مهم برنج


آفات برنج با توجه به اينکه در مزرعه يا انبار موجب خسارات مي گردند به دو گروه تقسيم مي شوند.
(i آفات مزرعه :
1- مگس خزانه ephydra afghanica
2- کرم ساقه خوار معمولي cholo supressalis
3- کرم ساقه خوار زر trypoyza inscertulus
4- کرم ساقه خوار نيشکر sesamia nonagroides
5- کرم برگخوار سبز naranga diffusa
6- شپره تک نقطه اي mytimna unipuncta
7- سرخرطومي ريشه hydronomus sinuaticollis
8- زنجره cicadella viridis
- مگس خزانه :
مشخصات ظاهري:
اندازه حشره کامل 4 ميليمتر رنگ آن سبز زيتوني يا سبز مايل به قهوه اي است و پاي حشره در تمام قسمتها زردرنگ مي باشد.
علائم خسارت:
عمدتاً در خزانه و به صورت زردي و سپس پوسيدگي گياه ظاهر مي گردد.
نحوه خسارت :
لاروهاي مگس به ريشه گياهچه ها حمله مي کنند و با تغذيه از آنها باعث زردي و پژمردگي آنها گرديده و پس از تکميل رشد در همان جا به شفيره تبديل مي شوند.د ر مواقعي که جمعيت زياد است تمام گياهچه هاي داخل خزانه ها زرد شده و از بين مي روند.
راه هاي مبارزه :
با مبارزه بيولوژيکي و شيميايي در برابر کرم ساقه خوار اين آفت نيز کن ترل مي شود. اما اگر لازم باشد از سموم ليندين 25% بمقدار 5 کيلوگرم در هکتار و سم تري کلروفون 80% بمقدار 2/1 کيلوگرم در هکتار و ديازينون 60% بنسبت 5/1 الي 2 د ر هزار در يک نوبت استفاده مي شود.
2- کرم ساقه خوار معمولي :
مشخصات ظاهري:
رنگ بدن حشره بالغ خاکستري مايل به قهوه اي روشن، بالهاي جلوي رنگ مايل به قهوه اي، و يک رديف نقطه هاي رنگ در لبه جلويي بالايي ديده مي شود بالهاي زيرين حشره سفيدرنگ است .
چگونگي خسارت :
لاروها (کرم هاي) نسل اول که تازه از تخم بيرون آمده اند بمدت يک ساعت از روي برگ استفاده کرده و داخل برگ مي شوند سپس با وجود آوردن سوراخي از محل غلاف برگ وارد ساقه گياه مي شود. اين کرم ها کم کم رشد کرده و ساقه آلوده را ترک مي کنند و وارد ساقه هاي اطراف مي شوند. وقتي کرم ها به گياه جوان حمله مي کنند ابتدا برگ مياني يا داخل گياه زرد مي شود سپس کم کم خشک مي شود. اگر حمله آفت زمان رشد کردن و گل دادن برنج باشد دانه در خوشه تشکيل نمي شود که اين عامل باعث خشکيدگي خوشه شده .
راه هاي مبارزه :
الف) مبارزه زراعي پائيزه و زمستانه :
1- برداشت برنج از پائينترين قسمت گياه
2- محصول پس از برداشت تا چند روز در مزرعه باقي مانده تا خشک شود.
3- سوزانده کاه و کلش باقيمانده در مزرعه
4- پس از برداشت، کشت شبدر و کلزا انجام مي شود.
5- از بين بردن علف هاي هرز اطراف مزرعه
6- آيش مزرعه
ب) رعايت مقررات قرنطينه داخلي
ج) کشت نوع مقاوم برنج در برابر کرم ساقه خوار
د) مبارزه بيولوژيکي :
رهاسازي زنبور تريکوگراما در خزانه و زمين اصلي
هـ) مبارزه شيميايي
با مشاهده کرم ساقه خوار در خزانه زماني که بوته 2 تا 3 برگي هستند مي توان از سم ليندين 25% ، 6 گرم در هر متر مربع سمپاشي کرد. در زمين اصلي از سم ديازيتون گرانول 5 تا 10% بمقدار 2 کيلوگرم ماده خالص در هکتار استفاده شود که نوبت اول 30 روز بعد از نشاء و نوبت دوم 60 تا 70 روز بعد از نشاء انجام مي شود.
- کرم برگخوار سبز برنج:
مشخصات ظاهري:
پروانه ماده به رنگ زرد روشن با لکه هاي تيره رنگ به شکل 8 و طول بدن 20 ميليمتر. پروانه نر به رنگ قهوه اي مايل به قرمز روي بالهاي جلويي سه خط شکسته به شکل 8 و طول بدن 16 ميليمتر. لارو به رنگ سبز چمني که در قسمت سرسبز مايل به زرد در دو طرف بدن و قسمت پستي داراي خطوط موازي روشن.
علائم خسارت:
لاروهاي نوزاد در ابتدا از پارانشيم برگ در بين رگبرگها تغذيه مي کنند. و از مرحله سن 2 از کنار برگ لاروهاي بزرگ تقريباً از تمام برگ تغذيه مي کنند.
راه هاي مبارزه :
مهمترين دشمن طبيعي آن سن شکاري andralus مي باشد.
4- شب پره تک نقطه اي:
مشخصات ظاهري:
حشره بالغ به رنگ قهوه اي مايل به خاکستري يا زرد خاکستري است لکه کوچک سفيدرنگي در وسط بالهايي بالايي وجود دارد. به همين دليل به آن شب پره نقطه اي مي گويند. شفيره آن به رنگ قهوه اي تيره و سياه بطول 20 ميليمتر که در انتها 4 خار دارد.
چگونگي خسارت:
لارو يا کرم اين شب پره در تاريکي فعاليت مي کند. که از برگ و اندام هاي هوايي بوته بخصوص جوانه مرکزي استفاده مي کند. بين ترتيب گياه را بطور کامل از بين مي برد. لاروهاي سن اول تنها از بافت داخلي برگ بخصوص بين رگبرگها تغذيه مي کنند و لاروهاي بالاتر از تمام برگ استفاده کرده و تنها قسمتي از آن را باقي مي گذارند.
راه هاي مبارزه :
الف) غيرشيميايي:
1- نصب تله هاي مخصوص و حفر گودال طولي در مسير حمله لاروها.
2- از بين بردن علف هاي هرز اطراف مزرعه.
ب) شيميايي:
بهترين زمان آخر خرداد ماه. سم کارمايل 85% بمقدار 2 الي 3 کيلوگرم در هکتار، سم تري کلروفون، 80% بمقدار 1 کيلوگرم در هکتار در يک نوبت.
5- سرخرطومي ريشه برنج:
مشخصات ظاهري:
بدن حشره بالغ بيضي شکل به رنگ تيره و پوشيده از پولکهاي خاکستري، در بخش پشتي لکه هاي کوچک قهوه اي ديده مي شود. شاخکها باريک و کشيده و نزديک به انتهاي خرطوم واقع شده اند.
آثار خسارت:
ساقه هاي آسيب ديده توسط حشره ، به زمين افتاده و سوسکها از پارانشيم برگها تغذيه کرده که بر روي برگها خطوط زرد رنگي به بزرگي 5 الي 10 ميليمتر بوجود مي آورند. لاروها پس از خروج ابتدا از ريشه و بعد از طوقه تغذيه کرده و باعث زرد شدن بوته ها مي شوند.
راه هاي مبارزه:
1- آي گذاشتن زمين
2- تناوب با محصولاتي مانند چغندر و ماش
6- زنجره برنج
مشخصات ظاهري:
بدن حشره کاملاً کشيده و به رنگ سبز، چشم ها مرکب بزرگ و قهوه اي مايل به خاکستري. اندازه بدن در نرها 5 تا 7 ميليمتر و ماده ها 7 الي 9 ميليمتر. شاخکها معمولي و سه بندي و بالها نيمه شفاف و در بخش انتهايي بطور خفيفي دودي و ابتداي بالهاي جلويي سبز.
نحوه خسارت:
با فرو بردن نيش در بافت گياه و مکيدن شير گياهي و ترشح بزاق که خاصيت سمي دارد، باعث زرد شدن و خشک شدن برگها مي شود. اگر در زمان تشکيل دانه باشد، از دانه ها تغذيه کرده و باعث پوکي دانه ها مي شود.

بيماري پوسيدگي مغز گردو


بيماري پوسيدگي مغز گردو

بیماری باکتریایی پوسیدگی مغز گردو ابتدا در سال 1922 از استرالیا گزارش گردید. این بیماری تا کنون از بسیاری از ممالک جهان من جمله اروپا و آمریکا گزارش شده است. امانی در سال 1356 با مطالعه روی این بیماری و بیماریزایی عامل آن، بیماری پوسیدگی مغز گردو را که عامل آن باکتری Xanthomonas juglandis است از ایران گزارش نمود. این بیماری تاکنون از حومه تاکستان ، قزوین و تفرش گزارش گردیده است. احتمال می رود بیماری در گیلان و مازندران نیز شیوع داشته باشد.

 

بیماری باکتریایی پوسیدگی مغز گردو ابتدا در سال 1922 از استرالیا گزارش گردید. این بیماری تا کنون از بسیاری از ممالک جهان من جمله اروپا و آمریکا گزارش شده است. امانی در سال 1356 با مطالعه روی این بیماری و بیماریزایی عامل آن، بیماری پوسیدگی مغز گردو را که عامل آن باکتری Xanthomonas juglandis است از ایران گزارش نمود. این بیماری تاکنون از حومه تاکستان ، قزوین و تفرش گزارش گردیده است. احتمال می رود بیماری در گیلان و مازندران نیز شیوع داشته باشد.

علائم بیماری :

علائم بیماری در روی برگ، گل آذین، میوه، شاخه و جوانه ها ظاهر می گردند. بیماری با ظهور لکه های کوچک در روی برگها آشکار می شود، لکه ها بتدریج توسعه می یابند و پس از منتهی شدن به رگبرگ ها زاویه دار و رنگ آنها سیاه می گردد. موقعی که میوه به اندازه نخود است علائم آلودگی در روی آن به صورت لکه سیاهی در گلگاه دیده می شود که بتدریج توسعه می یابد و فرورفتگی پیدا کرده، شکاف برمی دارد. در صورت مساعد بودن شرایط جوی، لکه روی میوه توسعه یاقته، تمام پوست میوه را فرا می گیرد و سپس به مغز گردو نفوذ می کند. مغز گردو در اثر آلودگی سیاه، چروکیده و لزج می شود. گاهی علائم بیماری به صورت لکه ی سیاه در سطح جانبی میوه باقی می ماند. چنانچه آلودگی در آخر فصل اتفاق بیفتد، غالباً فقط پوست سبز میوه علائم بیماری را نشان می دهد .

 

 

 

عامل بیماری :

عامل بیماری پوسیدگی مغز گردو، باکتری Xanthomonas juglandis می باشد. باکتری میله ای شکل به اندازه 1.5 ×0.4 میکرون بوده که دارای یک تاژک در یک قطب است. باکتری از نوع گرم منفی می باشد. دو تا سه روز پس از کشت در محیط کشت مصنوعی Nutrient Agar کلنی های آن به رنگ زرد تشکیل می شوند.

 

زیست شناسی :

عامل بیماری پوسیدگی مغز گردو زمستان را در روی برگ و میوه های آلود در خاک و یا روی درخت در داخل جوانه ها سپری می کند. باکتری در بهار از طریق باران و حشرات بر روی برگها ، گلها و میوه های جوان گردو انتقال یافته و سبب آلودگی می شود. مناسبترین درجه حرارت برای رشد باکتری بین 30تا 40 درجه سانتی گراد است. وجود بارندگی و رطوبت در بهار نقش مهمی در توسعه ی بیماری دارد.

 

کنترل :

برای کنترل بیماری می توان از سموم مسی استفاده نمود. سمپاشی در دو مرحله توصیه می شود. نوبت اول قبل از باز شدن جوانه ها با کوپراویت به نسبت چهار در هزار و نوبت دوم پس از مرحله ی گلدهی به نسبت سه در هزار می باشد. شاخ و برگ بعضی از ارقام گردو نسبت به سموم مسی حساس بوده ، ممکن است سوختگی در آنها ایجاد شود.

بیماری ها ی گردو

بیماری ها ی گردو

گونه های فیتوفترا : امروزه فیتوفترا مهمترین بیماری تهدید کننده گردو در باغ های کالیفرنیا است. از علایم اولیه ی آلودگی فیتوفترا می توان به رشد ضعیف کوچک بودن، کلروز ( زردی ) برگ ها و پیری زود رس قسمت هوایی اشاره نمود. به دنبال این علایم، مرگ سر شاخه ها، ریزش جزیی برگ و نهایتا" مرگ درخت اتفاق می افتد. علایم آن بر روی پایه شامل شانکرهایی در محل طوقه می باشد، که ممکن است به طرف ساقه گسترش پیدا کند، ونیز به سوی ریشه پیش رفته و سبب مرگ ریشه های ثانویه و کوچک تا تارهای کشنده می شود. کنترل شیمیایی گونه های فیتوفترا در گردو تحت بررسی است. در شرایط مصنوعی متالاکس و فستیل آلومینیوم شدت بیماری را در J.hidsii و پارادوکس در خاک های آلوده به  P.citricola و P.cinnamomi کاهش داده است، اما هنوز این مواد شیمیایی توصیه نشده اند، و از نظر اقتصادی استفاده از آن ها مشخص نشده است.

Armillaria mellea : پوسیدگی طوقه و ریشه فیتوفترا گاهی با آلودگی Armillaria mellea اشتباه می شود، زیرا علایم اولیه در پیوند مشابه یکدیگرند. از علایم این آلودگی ( ریزومورف ها، میسلیوم های زیر پوست و بوی مشخص قارچ مانند ) می توان برای تشخیص این دو نوع بیماری استفاده نمود. انتشار این قارچ ممکن است از طریق تماس ریشه های سالم با ریشه های آلوده صورت گیرد، و سرتا سر باغ سالم را آلوده کند. قارچ ها، در قسمت های چوب درختان آلوده بعد از مرگ، زنده مانده و بنابراین عامل بیماری می تواند در موقع حمل آن ها پخش شود.

سرطان طوقه : عامل سرطان طوقه (Agrobacterum tumefaciens ) یک نوع باکتری است، در مقایسه با فیتوفترا به درختان گردو آسیب کمتری می رساند. زیرا عمدتا" روش های کنترل بیولوژیکی موثری برای کشت های جدیدی که در آن گاال یقه بیشتر آسیب می رساند به وجود آمده است. اندازه گال ها بر روی ریشه از نظر قطر از کوچک تا بزرگ بسته به محل ایجاد آن متفاوت است. J.hindsii نسبت به  J.regia و پارادوکس کمتر تحت تأثیر قرار می گیرد. تویلد پایه ای عاری از بیماری در خزانه، بهداشت خوب، اجتناب از زخمی بودن ریشه و آلوده نمودن گیاه قبل از کاشت با باکتری آنتاگونیست A.radiobacter در کنترل بیماری موثر است. اما گاهی نژادهای مقاوم به باکتری آنتاگونیست به وجود وی آیند. بیماری خط سیاه : عامل بیماری خط سیاه، ویروس پیچیدگی برگ گیلاس است. این بیماری در جاهایی که عمده پایه ها J.hindsii و پارادوکس هستند، یک عامل مهم تهدید کننده تولید گردو است، اما بیماری فقط یک مشکل غیر مستقیم پایه است. در درختان آلوده پایه ها اغلب عاری از ویروس هستند. اما یک حلقه برداری کسنده در اثر آلودگی در محل پیوند، باعث خشکیدگی سر شاخه ها، زوال تدریجی درختان شده و نهایتا" به مرگ پیوندک منتهی می شود.  J.regia بویژه رجیان بیش از سایر پایه ها در اورگون به عنوان پایه مقاوم به بیماری خط سیاه توصیه شده است.

نماتدها : از شایع ترین آنها می توان به نماتد زخم ریشه، نماتد حلقوی، نماتد خنجری، نماتد زگیل ریشه اشاره نمود. از علایم هوایی درختان آلوده به نماتد می توان به رشد ضعیف و خشک شدن سر شاخه ها ناشی از آسیب به تارهای کشنده را ذکر نمود، که این علایم شبیه غلایم مربوط به اختلال های دیگر ریشه می باشد. نماتد زخم ریشه به ریشه های جانبی نیز که دارای رشد ثانویه می باشند حمله می کند، و محل زخم های سیاه و نکروزه، در محل آلودگی می توند بیش از حد چند سانتیمتر مربع توسعه یافته، وممکن است به آبکش ثانویه ریشه های بزرگتر گسترش یابند. گزارش شده که J.regia نسبت به J.hindsii احتمالا" تحمل بیشتری یه نماتد حلقوی دارد، اما به نماتد زگیل ریشه دارای مقاومت کمتری است.

شکل شلجمی و جامی برای درختان گردو مناسب بوده اما بعد از به بار نشستن، نیاز به هرس ندارد. فاصله کشت مناسب گردو 10-12 متر است. ریشه ها نسبت به غرقاب شدن حساس هستند. گاهی در تابستان چند روز بعد از آبیاری به روش غرقابی، برگ های درخت گردو خشک شده و بطور ناگهانی پژمرده می شوند. این پدیده را فلج گیاهی (Apoplexy ) می نامند و هیچ گونه عامل بیماری زا در آن دخالت ندارد.

 

 

 

 

پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl

پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl

                        

 

بيماری پيچيدگی برگ هلو که به فارسی بيماری لب شتری و يا بيماری باد سرخ هلو ناميده می شود ، اولين بار در اوايل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمريکا نيز بيماری مزبور زودتر از ساير بيماری های هلو مشخص گرديده است و در سال 1845 از ايالات شرقی آمريکا و در سال 1855 از ايالت کاليفرنيا گزارش شده است . در ايران نيز احتمالاً بيماری از قديم الايام وجود داشته است ولی اولين گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندياری می باشد . بيماری پيچيدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرايط محيطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هايی از چين ، افريقا ، استراليا ، آمريکای جنوبی، آمريکای شمالی و زلاند نو شديد می باشد . در ايران بيماری از نواحی آذربايجان ، سواحل دريای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری ديگر نيز وجود داشته باشد .
علائم بيماری
خسارت بيماری شامل پيچيدگی ، تورم و تغيير رنگ و ريزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بيش از درختان پير در برابر اين بيماری حساس هستند و به طور کلی بيماری در مناطق گرم وخشک اهميت اقتصادی ندارد . مشخص ترين علائم بيماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به اين که در بهار برگ ها پيچيده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفيد ، زرد يا قرمز در می آيد . به همين جهت در اصطلاح زبان فارسی بيماری لب شتری ناميده می شود . ميوه ها نيز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بريزند . برگ های آلوده به بيماری زود ريخته و برگ هائی که بعداً تشکيل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بيماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز يا ارغوانی در آمدند تشکيل اسپورهای قارچ عامل بيماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همين موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. اين ريزش برگ بستگی به شرايط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوايل تير ماه يا در مرداد ماه می ريزد و اگر مقدار زيادی از برگ ها خزان کند برگ های جديدی از جوانه های خواب تشکيل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نيز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و يا اينکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .
شکوفه ها و ميوه های جوان آلوده نيز اغلب قبل از موعد می ريزد . روی پوست ميوه های بزرگتر ، قسمت های تغيير رنگ يافته و چروکيده ای ظاهر می شود .

 Peach Leaf Curl


عامل بيماری
قارچ عامل پيچيدگی برگ هلو اولين بار در سال 1875 توسط برکلی به نام
Ascomyces deformans مشخص گرديده اما اين نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغيير يافت ، تولازنه درسال 1866نام اين قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند ميسيليوم و هيف های رويشی اين قارچ با قارچ های ديگر متفاوت و مشخص می باشد . هيف های نسبتاً کوتاه ، خميده ، پيچيده و طويل آنها بسيار متغير و بندهای هيف نيز نامنظم می باشد و اين نوع هيف ها را معمولاً در بافت پارانشيم برگ می توان يافت . هيف های زايشی يا آسک زای قارچ روی هيف های رويشی تکامل يافته تشکيل می گردد . هيف های رويشی زير اپيدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رويند . اين هيف ها در بين سلول های اپيدرمی نفوذ کرده و آزادانه بين اپيدرم و کوتيکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمايند . سپس بزودی لايه هيمنيوم بين بافت اپيدرم و کوتيکول تشکيل می گردد . آنگاه هيمنيوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکيل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغير و به طول 17-36 ميکرون و عرض 7-15 ميکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بين 3-7 ميکرون است تشکيل می شود . آسکوسپورها عموماً به طريق جوانه زدن تندش می يابند و توليد کنيدی می کنند .
چرخه بيماری
گلميک می نويسد که قارچ عامل بيماری پيچيدگی برگ هلو زمستان را به صورت ميسليوم روی شاخه ها و بدون اينکه داخل بافت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنيدی هائی توسط ميسليوم روی برگ های جوان تشکيل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشيوع بيماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش يافت در بين بافت اپيدرم و کوکتيکول لايه قارچی متراکم و سفيدی به نام هيمنيوم تشکيل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ايجادمی گردد. آسکوسپورها تقريباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و يا درختان مجاور انتقال می يابند و در آنجا جوانه زده و توليد ميسليوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی اين قارچ به وسيله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکيل می گردد انجام می شود . اين اسپورها روی فلس های جوانه ها يا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گيرند و با فراهم شدن شرايط محيطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نويسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرايط برای شيوع بيماری پيچيدگی برگ هلو نامساعد است .
مبارزه
1 ــ برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A
2 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.
3 ــ پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames ,
Iowa, U.S.A
4 ــ دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.
5 ــ با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.
6 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .
The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.
7 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.
8 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.
9 ــ برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
Integrated Pest
Management (IPM) Sulutions for The Landscaping Professional , U.S.A.

مديريت مبارزه با نماتد ها

مديريت مبارزه با نماتد ها

 

La Defense Des Plant culeivars

R. Boweg , 1967

Eid: Pagot Leusnnc

مبارزه عليه نماتدچندان آسان نيست زيرا در داخل خاك يا نسوج گياهي كه كمتر نفوذپذير است زندگي مي كنند و دسترسي به آنها آسان نيست.

 

روشهاي مبارزه:

                الف: مبارزه زراعي: يكي از روشهاي گياهي متناوب است. يعني بايد دقت شود كه گياه ميزبان به صورت مداوم كشت نشود. مبارزه بر عليه علفهاي هرز ميزبان نماتدها، استفاده از اقدام مقاوم نيز مؤثراست.

رعايت نكات زير نيز مي تواند مفيد باشد:

1-    پرهيز از استفاده از بذر، غده يا پياز آلوده.

2-    جلوگيري  از  حمل و نقل خاك و اندامهاي گياهي آلوده (قرنطينه) از نقاط آلوده به سالم.

3-    درصورت امكان سوزان يا كپوست كردن بقاياي گياهاي آلوده (كپوست زماني مؤثر است كه حرارت از ˚c45 –60 درجه بالاتر رود).

ب: مبارزه بيولوژيكي :كشت گياهان از جنس Togeten كه ترشحات ريشه آنها سمي است. برعليه Pretjlenchui وTylenehorhynchun روي گياهان خانواده زارسه مفيد بوده.

نماتدها هم مانند حشرات داراي دشمنان طبعيي هستند كه شامل پروتوزورترها ، قارچها ، نماتدهاي شكارچي، كنه ها و غيره مي شود. هرچند استفاده از اين موجودات آسان نيست ليكن افزايش هموس خاك باعث افزايش جمعيت آنها مخصوص پروتوزوئرها مي شود و يك تعادل نسبي در خاك به وجود مي آيد.

                ج: مبارزه فيزيكي: نماتدها نسبت به حرارت بالا خاص هستند. لذا از حرارت مي توان براي ضد عفوني خاك گلخانه ها ،‌غده ها و پيازهاي آلوده و غيره استفاده كرد.

                د:مبارزه شيميايي: درمحصولات گرانقيمت و بخصوص در شرايطي كه تناوب مناسب نيست روش مؤثري است كه باعث حذف يا كاهش جمعيت نماتدها مي شود.در پاره اي از مورد ديده شده كه باعث افزايش باكتري هاي تثبيت كننده است و افزايش رشد گياه مي شود.البته اين روش گران است و استفاده متوالي ازآن ممكن است باعث ايجاد آلودگي خاك و بهم خوردن تعادل بيولوژيكي آن شود.

تركيبات نماتدكش:

اين تركيبات نماتد را حذف نمي كنند بلكه جمعيت را تا زير سطح زبان اقتصادي پائين مي آورند. اغلب نماتدكشها قبل از كاشت مصرقمي شوند. بعضي از تركيبات جدي را مي توان پس از كاشت و روي گياه مصرف نمود، البته تعداد آنها كم است.

اين تركيبات ممكن است به صورت گاز، مايع يا جامد مصرف شوند.كارآيي مواد گازي يا مايعي كه به صورت گاز در مي آيند بهتر است و تعداد بيشتري از نماتدها را از بين مي برد. زيرا اين تركيبات بهتربه درون ذرات خاك نفوذ مي كنند. تركيبات جامدبايد با آب مخلوط شوند يا با خاك مخلوط شده وسپس مزرعه آبياري شود. بعضي از اين تركيبات نيز به صورت گرانول هستندكه پس از آبياري (مصرف)به صورت گاز در مي آيند. اين تركيبات را مي توان همراه با كود و يا مستقل در سطح مزرعه پاشيده و سپس با خاك مخلوط نمود. تركيبات مايع نيز به كمك سمپاش در خاك پاشيده مي شود. خاك درون مزرعه پاشيده مي شود.خاك مزرعه بايد كاملاً نرم باشد تا نماتدكش به صورت يكنواخت و كامل با خاك مخلوط شود. در هنگام سمپاشي بايد خاك از وضعيت مناسب برخوردارباشد. حرارت نيز از ديگر عوامل مؤثر است. بخصوص در مورد فوميگانت ها حرارت نبايد از 10 درجه كمتر باشد. حرارت مناسب 15 تا 20درجه سانتي گراد است(در عمق 20 سانتي متري). پس از سم پاشي مزرعه آبياري مي شود ويا غلطك زده مي شودياهردومورد بهتر است كه سطح مزرعه با پلاستيك پوشانده شود.اغلب نماتدكش ها براي انسان سمي هستندوبايد با دقت مصرف شود. سهراب مهدی زاده 

مهمترين تركيبات نماتدكش عبارتند از:

1-DD (Dichloropropame-dichloropropeme)كه مايع تدخيني است.

2- Nemagon (1/2 dibromo-3 chloropropame) كه تدخيني است.

3- B romure demethgle كه خيلي گازي است.

4-Dibromoè tham (Dibromuredethglene) كه فوميگانت است.

5-Vapam

6- Trapex (Isothiocgamatedemethgle)

7- Sulfur decarbon

8-