اصول بیماریهای گیاهی
اصول بیماریهای گیاهی
مفهوم بیماریهای گیاهی
بیماری گیاهی چیست؟
طبقه بندی بیماری های گیاهی
مبارزه با بیماری های گیاهی
بیماری های گیاهی فانروگامیک (ناشی از گیاهان عالی انگل)
سس
علف جادو
گل جالیز
دارواش حقیقی یا برگدار
مقدمه:
قسمت اعظم سطح کره زمین را گیاهانی مانند درختان، درختچه ها، نباتات علوفه ای و دیگر رستنی ها پوشش می دهند. کلیه نیاز های انسانها و حیوانات بطور مستقیم یا غیر مستقیم بوسیله گیاهان تولید و تأمین می شود.
تمام گیاهان اهلی و وحشی تا زمانی به رشد و نمو عادی خود ادامه می دهند که از خاک، مواد غذایی و رطوبت لازم را جذب کنند و نور کافی به برگها بتابد و دمای محیط در حد نرمال برای آنها فراهم باشد؛ البته گیاهان ممکن است بیمار شوند.گیاهان بیمار رشد و نمو ضعیفی خواهند داشت. از این رو برای پیشگیری از بیماری گیاهان علمی وجود دارد به نام گیاه پزشکی که همانند علم پزشکی برای انسانها می باشد.
مفهوم بیماریهای گیاهی
از آنجایی که معلوم نیست بیماری گیاهی آیا گیاهان احساس درد می کنند یا نه, چون قادر به صحبت نیستند مشخص کردن زمان دقیق بیمار شدن گیاه بسیار مشکل است. زمانیکه یک گیاه سالم و نرمال است, می تواند وظائف فیزیولوژیکی خود را در بهترین توانایی ژنتیکی انجام دهد. وظائف فیزیولوژیکی گیاه شامل تقسیمات سلولی مریستمی, جذب آب و مواد غذایی از خاک, انتقال این مواد به تمام اندام های گیاه, انجام فرآیند فتوسنتز, انتقال مواد پرورده, انجام فرآیند های متابولیسمی, ذخیره تولیدات فتوسنتزی, تولید بذر, و ارگان های تکثیر شونده برای بقا نسل می باشند.
زمانیکه قابلیت سلول ها, یا اندام گیاه, که یک یا چندین وظیفه لازمه را بر عهده دارند, توسط یک میکروارگانیزم پاتوژنی یا فاکتور های نا مساعد محیطی دچار اختلال گردد, فعالیت سلول ها مختل شده و نمی توانند وظائف خود را به خوبی انجام دهند در نتیجه از بین می روند و گیاه بیمار می شود. در ابتدا آلودگی موضعی و محدود به چند سلول می باشد و غیر قابل روئت است, ولی به سرعت پراکنده شده, اندام های گیاه تحت الشعاع قرار می گیرد که با چشم غیر مسلح نیز قابل روئت است. این تغییرات فنوتیپی مشهود را علائم بیماری می گویند.
بیماری گیاهی چیست؟
بیماری گیاهی عبارت است از یک سری عکس العمل های مرئی و نامرئی سلول ها و بافتهای گیاهی نسبت به یک نوع میکروارگانیسم(پاتوژن) و یا یک عامل محیطی که منجر به تغییرات نامطلوب در شکل و وظیفه و یا اعمال فیزیولوژیکی گیاه گردیده و باعث نابودی قسمتی از بافت ها و یا نابودی کامل گیاه گردد. به عبارت دیگر بیماری گیاهی عبارتست از هر گونه اختلال که به وسیله یک پاتوژن, یا عوامل محیطی که در عملیات تولید,انتقال و استفاده از مواد غذایی, مواد معدنی و آب در گیاهان تأثیر بگذارد و موجب تغییرات ظاهری گیاه و تقلیل محصول و یا نابودی کامل گیاه گردد.
طبقه بندی بیماری های گیاهی
در حال حاضر ده ها هزار بیماری وجود دارد, که به گیاهان اهلی در سراسر جهان صدمه می زنند, به طور متوسط برخی از گیاهان به حدود یکصد نوع بیماری مبتلا می شوند. هر کدام از عوامل بیماریزا ممکن است, یک یا چند واریته گیاهی را آلوده کنندع برای تسهیل در امر شناسایی, مطالعه, مبارزه با بیماری های گیاهی, بایستی به نحوی آنها را طبقه بندی نمود, و برای این کار روش های مختلف که پایه و اساس متفاوت دارند, وجود دارد.
طبقه بندی بر اساس علائم ظاهری, مانند پوسیدگی ریشه, زخم یا شانکر, بوته میری, لکه برگی, زنگ, سیاهک, آنتراکنوز ـ سفیدک ها و غیره.
و گاهی بر اساس اندام گیاه بیمار مانند بیماری ریشه, بیماری ساقه, بیماری برگ, بیماری میوه.
و یا بر اساس نوع گیاه بیماری که شامل امراض نباتات زراعی ـ سبزیجات ـ بیماری درختان میوه ـ بیماری درختان جنگلی ـ بیماری گیاهان زینتی و غیره ـ صورت می گیرد.
اما متداول ترین روش طبقه بندی بر اساس نوع پاتوژن است و بر این اساس طبقه بندی به شرح ذیل انجام می گیرد:
الف) بیماری های واگیر(مسری) , زنده
1ـ بیماری هایی که توسط قارچ ها تولید می شوند.
2ـ بیماری هایی که به وسیله پروکاریوتها(باکتریها و مولیکوتها) تولید می شوند.
3ـ بیماری هایی که به وسیله گیاهان عالی پارازیت(انگل) به وجود می آیند
4ـ بیماری هایی که توسط ویروس ها و ویروئید ها ایجاد می گردند.
5ـ بیماری هایی که توسط نماتد ها تولید می شوند.
6ـ بیماری هایی که به وسیله پروتوزوآ ها ایجاد می گردند.
ب) بیماری های غیر واگیر (غیر زنده) که به بیماری های گیاهی غیر عفونی و یا بیماری فیزیولوژیکی هم موسومند.
1ـ کمبود یا فزونی مواد غذایی معدنی.
2ـ مسمومیت از مواد غذایی یا آفت کش ها.
3ـ مسمومیت های ناشی از مواد معدنی.
4ـ اسیدی یا قلیایی بودن خاک (PH) .
5ـ عملیات زراعی نامناسب.
6ـ حرارت ناکافی یا بیش از اندازه.
7ـ کمبود یا زیادی رطوبت خاک.
8ـ نور ناکافی یا بیش از حد
9ـ کمبود اکسیژن
10ـ آلودگی هوا
مبارزه با بیماری های گیاهی
روش های مبارزه با بیماری های گیاهی نسبتاً متنوع و به نوع پاتوژن, میزبان و واکنش های بین آنها بستگی دارد. روش های مختلف مبارزه با بیماری های گیاهی در مزرعه با توجه به طبیعت عبارتند از: روش های زراعی ـ بیولوژیکی ـ فیزیکی ـ شیمیایی و هدف از مبارزه دور نگهداشتن عامل بیماری از گیاه و یا ممانعت از ورود آن به یک منطقه می باشد.
در مبارزه زراعی هدف این است که گیاهان را از تماس با عوامل بیماری زا دور نگهداریم و چنانچه امکان ریشه کنی وجود نیاید به تقلیل میزان عوامل بیماری گیاهی در یک مزرعه اقدام نماییم.
در مبارزه بیولوژیکی هدف این است که بوسیله عوامل زنده میکرو ارگانیسمی متناقض یا ضد پاتوژن نسبت کنترل بیماری اقدام شود.
و در روش های کنترل فیزیکی و شیمیایی هدف حفاظت گیاهان از مایه تلقیح پاتوژنی است که در سطح گیاه زراعی قرار خواهد گرفت و یا معالجه و کنترل بیماری در حال پیشرفت را شامل می شود.
به طور کلی تقلیل و دور نگه داشتن مایه تلقیح اولیه از یک میزبان مؤثرترین روش در مدیریت بیماری های گیاهی است, و روش هایی از قبیل تناوب زراعی , انهدام میزبان دوم و ضد عفونی خاک میزان مایه تلقیح اولیه بیماری را کاهش می دهند.
بیماری های گیاهی فانروگامیک (ناشی از گیاهان عالی انگل)
در این قسمت به معرفی بیماری هایی که به وسیله گیاهان عالی پارازیت(انگل) به وجود می آیند می پردازیم.
تا به حال بیش از دو هزار گونه گیاه عالی شناخته شده اند که روی گیاهان عالی دیگر زندگی خود را می گذرانند؛ این گونه گیاهان مانند میزبان های خود گل و دانه هایی تولید می کنند, به خانواده های مختلف گیاهان تعلق دارند برخی از آنها مانند دارواش کلروفیل دارند اما ریشه ندارند, و آب و مواد معدنی خود را از میزبانشان دریافت می کنند, ولی ساقه های سبز و برگ های آنها عمل فتوسنتز انجام می دهند و برخی کلروفیل ندارند و یا کمی کلروفیل دارند اما ریشه حقیقی ندارند و بطور کامل به میزبان خود وابسته هستند نظیر سس.
تعدادی از گیاهان عالی انگل, بیماری های مهمی روی نباتات زراعی و یا درختان جنگلی تولید می نمایند. معمولی ترین و مهمترین آنها عبارتند:
|
خانواده |
جنس |
|
Cuscutaceae |
Cuscuta (سس) |
|
Viscaccae |
Arcotobiom(دارواش های کوتوله سوزنی برگان) |
|
Phoradendron(دارواش های حقیقی انگل پهن برگان) |
|
Viscum(دارواش های حقیقی اروپایی) |
|
Orobanchaceae |
Orobanche(گل جالیز) |
|
Scrophalariaceae |
Striga(علف جادو) |
سس
این گیاه انگل به طور وسیع در کلیه نقاط دنیا پراکنده است بخصوص روی یونجه و شبدر خسارت قابل ملاحظه ای وارد می کند. علاوه بر آن روی گیاهان صیفی و سبزی, چغندر و پیاز و درختان مو و سیب و تعدادی از گیاهان زینتی نیز به سر می برند و یک پل مطمئن برای انتقال ویروس ها از گیاه آلوده به گیاه سالمی که همزمان روی آنها فعالیت دارد می باشد علائم به صورت رشته های نخی زرد رنگ یا نارنجی که به اطراف ساقه های هوایی میزبان می پیچد و این رشته های بی برگ به صورت متراکم و خفه کننده بر روی ساقه و طوقه میزبان گسترده شده با تولید مکه هایی وارد نسج گیاهان میزبان شده و شیره گیاه را با تولید آنزیم هایی تجزیه و مورد استفاده قرار می دهد و به سرعت توسعه یافته, منطقه ای به قطر چند متر مربع در سطح کشت گیاه میزبان بوجود می آورد و معمولاً نواحی آلوده ابتدا بصورت وصله ای به نظر می رسد اما در طول فصل زراعی چنانچه مبارزه ای صورت نگیرد به رشد خود ادامه داده به خصوص در زراعت یونجه و سبزیجات اکثر سطح مزرعه را می پوشاند. کمی پس از فعالیت از گلهای سفید, چهره ای مایل به زرد پوشیده شده و تولید بذر می نماید و با توجه به ساقه ضعیف رشته نخی خود, بذری درشت شبیه بذر یونجه کمی خاکستری تر (زرد خاکستری) بوجود می آورد. زمستان گذارنی آن به وسیله بذر است, ریشه ندارد ولی قدرت تکثیر سرسام آوری دارد, و وقتی بذر پس از سبز شدن روی گیاه حساس خود شروع به فعالیت نماید در یک فصل زراعی ممکن میلیون ها بذر تولید کند و با پیچیدن به دور شاخه های میزبان, منظره زشت و نامطلوبی در ابغ و مزارع بوجود آورد و گیاهی تا 90 یا 100 % محصول را نابود نماید.
گونه های متعدد سس عبارتند از Cuscuta monogina , C.indicora که به سس دانه درشت معروف است, C.planiflora (دانه ریز) و سس صحرایی C.campestris . پس از تولید بذر و ریختن آن به زمین, تا حصول شرایط مساعد و گیاه میزبان که در دسترس قرار گیرد نهفته مانده و با وجود گیاه میزبان روییده حمله خود را آغاز می کند و یا همواره بذور برداشت شده یا در داخل خاک زمستان گذرانی می نماید و به محض کاشت این گونه بذور بوجاری نشده مجدداً فعالیت خود را از سر می گیرد, و چنانچه بذر سس بوسیله حیوانات همراه علوفه آلوده به گیاه سس خورده شود, نه تنها در معده حیوانات از بین نمی رود, بلکه همراه مدفوع دامها مجدداً به مزرعه بر میگردد و عامل آلودگی می شود.
باد و آب نیز عامل آلودگی می باشند, تکثیر سس بوسیله بذر و ساقه های نخی زرد رنگ انجام می گیرد و وقتی بذر, سبز شدساقه نخی سسبه دور میزبان پیچیده و از این پس بوسیله ساقه خود تکثیر می یابد و توسعه پیدا می کند.
مبارزه
بهترین راه مبارزه با سس جلوگیری از ورود آن به مزرعه و باغ است. بنابراین از بذور نباتی عاری از بذر سس, تمیز کردن وسایل کار قبل از بکار بردن آنها در مزرعه و نواحی غیر آلوده, و با محدود کردن حیوانات و استفاده از کود حیوانی غیر آلوده , به خوبی می توان جلوی آلودگی را گرفت. در صورتی که قبلاً زمین آلوده بوده می توان ابتدای فصل بعد از سبز شدن بذور سس از علف کش های تماسی نظیر پنتاکلروفنل یا 2ـ4 دی سمپاشی نموده, در مزارع کوچک و سبزیجات محدود باید از به گل نشستن و تولید بذر آن جلوگیری کرد. وچنانچه خاک با بذور سس آلوده شود, با زدن شخم مکرر و استفاده از علف کش ها می توان آن را ریشه کن نمود. برای مبارزه با سس مو و درختان میوه می توان در بهار پس از بیل زدن و انجام شخم اطراف مو و درختان میوه مقداری کاه اطراف درخت مو روی قسمت های شخم خورده ریخت تا پس از سبز شدن سس, ساقه هوایی آن به ذرات و پوشش کاه خشک پیچیده و چون نمی تواند تولید مکه نموده و از کاه خشک مواد غذایی بگیرد از بین خواهد رفت.
روش دیگر مبارزه عبارتست از روش مکانیکی زراعی, بدین معنی که از به گل نشستن و بذر کردن بوته ها با کندن و از بین بردن ساقه های نخی سس, از به بذر نشستن و ریزش بذر جلوگیری نماییم, البته در زراعت سبزیجات که در سطوح کوچک و محدود انجام می گیرد این عمل امکان پذیر است ولی در زراعت های بزرگ غیر عملی است.
علف جادو
علف جادو گیاه کوچک و زیبایی است که برگ ها و ساقه اش به رنگ سبز روشن و اندکی کرک دار است, ارتفاع گیاه تا 15 ـ 30 سانتیمتر می رسد و شاخه های متعدد در سطح خاک و بالاتر گیاه تولید می کند, برگ ها نسبتاً بلند و باریک و دو تایی و متقابل هستند.
گلهای کوچک به رنگ قرمر آجری یا بنفش هستند, اما بعضاً ممکن است قرمز مایل به زرد, تقریباً سفید بوده ولی همیشه در مرکز زرد هستند, گل ها درست در نقطه اتصال برگ به ساقه ظاهر شده و در تمام طول فصل تولید می شوند. بعد از گرده افشانی غلاف های بذر با کپسول ها رشد می کنند و هر کدام حاوی متجاوز از 1000 بذر کوچک قهوی ای می باشند.
ریشه علف جادو به رنگ سفید و آبدار با برش عرضی مقطع آن مدور است, فاقد ریشه موئین بوده و همه مواد غذایی را بوسیله مکینه ها از گیاه میزبان می گیرد. دوره زندگی از زمان جوانه زدن تا زمان تشکیل بذر 3 تا 4 ماه طول می کشد گرچه بعد از ظهور گیاه سبزینه دار می شود و شاید بتواند بخشی از مواد غذایی خود را بسازد, ولی وابستگی خود را برای استفاده از آب و مواد معدنی و مواد آلی با میزبان خود حفظ می کند.
زمستان را بصورت بذر می گذراند, بذرها یک دوره استراحتی 15 تا 18 ماهه دارند تا جوانه بزنند, ولی برخی از بذور بدون گذراندن دوره خواب می توانند جوانه بزنند, بذر هایی که در 2 تا 3 سانتیمتری میزبان (ذرت) قرار گرفته باشند جوانه زده و در واکنش به مواد محرک مترشحه از ریشه میزبان به سوی آن رشد می کنند و به محض تماس با ریشه بوسیله مکینه هوستاریوم حبابی شکل مخروطی به ریشه میزبان فشار وارد کرده و با ترشحات آنزیمی سلول های میزبان را حل کرده و ظرف 8 تا 24 ساعت به ریشه میزبان رخنه و خود را به آوند های ریشه میزبان می رسانند و مواد غذایی و آب مورد نیاز خود را از آن جذب می کنند, با پخش بذر علف جادو بوسیله ماشین آلات کشاورزی, آب, باد و غیره انتشار می یابد.
مبارزه
برای کنترل علف جادو باید از حمل بذر بوسیله نشاء ها, ماشین آلات کشاورزی محصولات برداشتی و غیره از مزارع آلوده به مزارع غیر آلوده خود داری شود.
با کاشت گیاهان میزبان حساس و وادار کردن بذر علف جادو به جوانه زدن با انجام شخم و مصرف علف کش 2ـ4 دی می توان آن ها را نابود کرد(تله زراعی).
تزریق اتیلن به داخل خاک های زمین در حال آیش بذر علف جادو را وادار به جوانه زدن می نماید, و با نبودن گیاه میزبا ن از بین می رود.
با دیگر علف کش ها مانند پاراکوآت(گراماکسون) و تری فلورالین(ترفلان) نیز می توان مستقیماً علف جادو را کنترل نمود. تلفیق عوامل زراعی و مدیریت مزرعه از نظر کنترل علف جادو از اهمیت خاصی برخوردار است.
گل جالیز
این گیاه عالی انگل بر روی ریشه اصلی گیاه میزبان به سر می برد , از شیره نباتی تغذیه می نماید. یک گیاه یکساله با ساقه سفید تا مایل به زرد است که ممکن است 15 تا 50 سانتیمتر ارتفاع داشته باشد. ساقه گوشت دار با برگ های فلس مانند و گلهای سفید و زرد, سفید مایل به بنفش در طول ساقه قرار می گیرند, غلاف های بذری به شکل بیضی حاوی چند صد بذر ریز است.
زمستان گذرانی آن به صورت بذر است, در صورتی که میزبان حساس این انگل کشت نشود ممکن است بیش از 10 سال در خاک قوه نامیه خود را حفظ کند, ولی وقتی گیاهان حساس میزبان نظیر گیاهان خانواده کدوئیان و خانواده Solanaceae کشت شوند بذر گل جالیز جوانه زده و با تولید ریشه چه به طرف گیاه میزبان حرکت کرده و به آن متصل شده, با ایجاد Apperesorium ریشه را احاطه و سپس به میزبان رخنه می کند و به داخل آوند های چوبی پیش رفته, مواد غذایی و آب مورد نیاز خود را از آن جذب می کند. بعد تولید ساقه کرده و از خاک خارج می شود و گل و بذر تولید می نماید, ریشه اصلی گل جالیز نیز با تولید ریشه های فرعی با دیگر ریشه های میزبان تماس پیدا کرده و به آنها می چسبند, و به داخل آنها رخنه کرده و از نقطه تماس ریشه ها و ساقه های جدید پارازیت تولید شده و به مجموعه ای از گل جالیز منجر می شود که از اطراف میزبان سر از خاک بیرون می آورد. ساقه های گل جالیز به رشد خود ادامه داده, تولید گل و بذر می نمایند و در زمانی کمتر از دو ماه بذر های تولید شده در سطح خاک مزرعه پراکنده می شوند.
به تجربه ثابت شده است در اراضی ضعیف گیاهان میزبان نظیر کدوئیان قبل از شروع باروری می میرند و از بین می روند؛ در راضی متوسط القوه به باروری رسیده و در صورتی که با انگل مبارزه نشود بوته های گیاه میزبان تدریجاً ضعیف شده و خشک می شوند, اما در اراضی قوی و حاصلخیز و غنی از مواد غذایی بعد از باروری بوته های کدوئیان تا مدتی محصول می دهند, اما به باروری کامل نمی رسند. در اراضی آلوده مسئله داشت درست مزرعه, خیلی مهم است که کود دامی آلوده به بذور گل جالیز در صورتی که کاملاً پوسیده نباشد و یا مستقیماً فضولات دامی آلوده به زمین مزرعه ریخته شود, بخصوص در موقع چرای دامها از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نه تنها بذر گل جالیز در معده دامها از بین نمی روند بلکه مانند بذور برخی از دیگر از علف های هرز با تأثیر شیره معدی دام در قوّه نامیه و سبز شدن بذر تسریع می شود.
مبارزه
1ـ مبارزه مکانیکی: در اراضی محدود و کوچک به وسیله کاردک مخصوصی که در فاصله بین گیاه میزبان و گل جالیز در خاک وارد می نماییم می توانیم ریشه آلوده به انگل را از ریشه میزبان قطع نماییم و در این موقع اگر خاک مزرعه نرم باشد و یا آبیاری آماده شود به راحتی گل جالیز را با دست از خاک خارج نموده و معدوم می نماییم, چون از نظر تعلیف دام بسیار خوش خوراک است, چنانچه به دامها داده شود مجدداً بذور گل جالیز به مزرعه بر می گردد.
2ـ تناوب زراعی و کشت نباتات غیر حساس باعث تقلیل خسارت می شود. در اراضی آلوده استفاده از تله های زراعی( بذور گیاهان حساس را در اراضی آلوده به بذور گل جالیز در چند نوبت می کارند و پس از سبز شدن گیاهان حساس بذور گل جالیز هم سبز شده و با چندین بار شخم زدن در یک سال زراعی می توان آلودگی را را شدیداً کاهش داد.)
3ـ استفاده از ساقه و برگ گیاه اسفند: بدین نحوه که ساقه و برگ اسفند را پای بوته های میزبان حساس داخل خاک اطراف بوته قرار داده و روی آن خاک می ریزیم, با بوی خاص گیاه اسفند حساسیت گیاه میزبان از بین می رود و مانع سبز شدن بذر گل جالیز می گردد. یا ممکن است اثر آللوپای داشته باشد.
4ـ مبارزه بیولوژیکی: برخی از مگس ها روی گل این گیاه انگل تخم ریزی نموده و لارو مگس با خوردن تخمدان گل گیاه انگل مانع تولید بذر آن می گردد.
5ـ استفاده از بذور نباتی خالص, وسایل و ادوات کشاورزی غیر آلوده, کاردک مخصوص کندن گل جالیز قبل از گل کردن و به بذر نشستن و قطع فیزیکی و بالا کشیدن آن از خاک مزرعه و از بین بردن انگل و بطور کلی جلوگیری از ورود بذر گل جالیز به مزرعه تا آنجا که ممکن شود, از مهمترین مسائل مبارزه شناخته شده است.
6ـ ضد عفونی و تدخین خاک مزرعه با متیل برماید در کنترل گل جالیز مؤثر است, استفاده از علف کش گلیفوزیت به شرط آنکه خاک مزرعه را خراب نکند و رعایت مقدار ماده مؤثر در سطح مزرعه منظور نظر باشد نتیجه بخش می باشد.
7ـ استفاده از شعله افکن به شرط آنکه به نحوی استفاده شود که موجبات خسارت به گیاه اصلی فراهم نشود, باعث خشک شدن گل جالیز می شود.
دارواش حقیقی یا برگدار
در سراسر جهان و مخصوصاً در مناطق گرم وجود دارند, و در جنگل های سخت چوب و درختان سایه ای خسارت وارد می کنند, روی سوزنی برگان گسترده می شوند, در هر سنی درختان سوزنی برگ امکان آلوده شدن دارند, دارواش یک گیاه نیمه انگل محسوب می شود زیرا با داشتن سبزینه در برگها عمل فتوسنتز انجام می گیرد, منتهی آب و مواد غذایی را با ریشه های خود از ساقه و تنه درختان میزبان دریافت می نمایند.
علائم
شاخه های ساده یا منشعب گیاهان دارواش به صورت کوپه ای یا پراکنده در امتداد شاخه های میزبان دیده می شود, در صورتی که شاخه های دارواش افتاده باشند, فرورفتگی های پایه آنها بر روی پوست به جای می ماند, در ساقه و شاخه های آلوده برجستگی ها و مکینه های گوه ای شکل(میخ مانند) به وجود می آید که به داخل پوست لایه های زاینده و آوند های چوبی رشد می کند و گاهی تولید جاروی جادوگر می نماید و قسمت های غیر آلوده رو به نابودی و انهدام می گذارد و یا باعث کاهش رشد و کوتاه ماندن درخت می شود.
ساقه دارواش به رنگهای زرد تا سبز قهوه ای و زیتونی به نظر می رسد, 4ـ6 ساله تولید گل می کند. شاخه های گل نر می میرند و شاخه های گل ماده پس از آزاد کردن دانه از بین می روند. میوه ها 5ـ16 ماه بعد از گرده افشانی و تلقیح گل می رسند, بذر با ماده چسبناک و صمغی پوشیده شده و با هر نقطه از میزبان که تماس بگیرد به آن می چسبد و وقتی بذر دارواش روی شاخه یا ساقه میزبان قرار گیرد جوانه زده و تولید ریشک کرده به داخل گیاه میزبان نفوذ و با تولید مکه به ناحیه کامبیوم و آوندها, جذب آب و مواد غذایی را برا ی رشد پارازیت را به عهده می گیرند و باعث کمبود مواد و کشته شدن شاخه های بالاتر از ناحیه آلوده می گردد, و شاخه ها بسیار زیاد, متراکم و دارای رشد غیر عادی بوجود می آید و هیپرتروفی شاخه ها را موجب می شود. پرندگانی که در نقل و انتقال میوه حاوی بذر دخالت دارند موجب انتشار بیماری می شوند.
مبارزه
تنها راه مبارزه قطع فیزیکی و جدا نمودن پارازیت از روی درخت میزبان است. بخش های غیر آلوده جنگل را می توان با برقراری و حفظ ناحیه عاری از پارازیت بین درختان سالم و بیمار امکان پذیر نمود.
نتیجه:
بشر می تواند با بکار گیری روش های مختلف از قبیل روش های شیمیایی ، مکانیکی، فیزیکی، بیولوژیکی و ... از بیماری گیاهان و همچنین از کاهش محصولات کشاورزی جلوگیری کند.
در کل با به کار گیری این روش ها بیماری گیاهان منتفی نخواهد شد بلکه فقط از میزان آن کاسته می شود.